نند.
به همين جهت مشرک از مومن مي ترسد و تکيه گاه محکمي ندارد، و هنگام رويارويي با سختي و مشکلات پناهگاهي نخواهد داشت، و حالت او در دنيا چنين است. اما در آخرت حالتشان سخت تر و بدتر است، بنابراين فرمود: « وَمَأْوَاهُمُ النَّارُ» و مکان و محلي که آنها در آن جاي مي گيرند آتش است که راهي براي بيرون رفتن از آن ندارند، و به سبب ستم و عداوتي که در آن فرو رفته بودند، به آشتي در مي آيند که براي هميشه در آن مي مانند. « وَبِئْسَ مَثْوَى الظَّالِمِينَ » و جايگاه ستمکاران چه بد جايگاهي است!وَلَقَدْ صَدَقَكُمُ اللّهُ وَعْدَهُ إِذْ تَحُسُّونَهُم بِإِذْنِهِ حَتَّى إِذَا فَشِلْتُمْ وَتَنَازَعْتُمْ فِي الأَمْرِ وَعَصَيْتُم مِّن بَعْدِ مَا أَرَاكُم مَّا تُحِبُّونَ مِنكُم مَّن يُرِيدُ الدُّنْيَا وَمِنكُم مَّن يُرِيدُ الآخِرَةَ ثُمَّ صَرَفَكُمْ عَنْهُمْ لِيَبْتَلِيَكُمْ وَلَقَدْ عَفَا عَنكُمْ وَاللّهُ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ، خدا به  وعده  اي  که  با شما نهاده  بود وفا کرد ، آنگاه  که  به  اذن  او، دشمن را مي  کشتيد  و چون  غنيمتي  را که  هواي  آن  را در سر داشتيد به  شما  نشان  داد ، سستي  کرديد و در آن  امر به  منازعه  پرداختيد و عصيان  ورزيديد بعضي خواستار دنيا شديد و بعضي  خواستار آخرت   سپس  تا شما را به  بلايي   مبتلا کند به  هزيمت  واداشت   اينک  شما را ببخشود که  او را به  مؤمنان   بخشايشي است.
« وَلَقَدْ صَدَقَكُمُ اللّهُ وَعْدَهُ» و خداوند وعده پيروزي را که به شما داده بود به آن وفا نمود، و شما را بر کافران پيروز و مسلط گرداند، و به کشتن آنها مبادرت نموديد، اما در پايان ، خود سبب شکست خويش گرديديد و کمکي  براي دشمنان خود شديد. پس وقتي سست و ناتوان گشتيد، « وَتَنَازَعْتُمْ فِي الأَمْرِ» و در امر جنگ کشمکش کرديد و دستور و فرمان خدا را که به ائتلاف و هم آهنگي دستور مي دهد ترک کرده، و اختلاف نموديد؛ يکي مي گفت: در جاي خودمان که پيامبر (ص) ما را در آن قرار داده است، مي مانيم،و يکي مي گفت: جاي ما ديگر اينجا نيست، دشمن شکست خورده و خطري باقي نمانده است. پس شما از پيامبر اطاعت نکرديد و دستورش را ترک گفتيد، « مِّن بَعْدِ مَا أَرَاكُم مَّا تُحِبُّونَ» پس از اينکه خداوند آنچه را دوست داشتيد، که عبارت از شکست دشمنانتان بود به شما نشان داد، زيرا وظيفه کسي که خداوند او را به اهداف و آرزوهايش نايل گردانده از وظيفه ديگران بزرگتر و بيشتر است، پس وظيفه شما به ويژه در اين حالت و در همه احوال فرمان بردن از دستور خدا و پيامبرش است.« مِنكُم مَّن يُرِيدُ الدُّنْيَا» دسته اي از شما دنيا را مي خواستند، که سبب به وجود آمدن آن  فاجعه دردناک گرديد. « وَمِنكُم مَّن يُرِيدُ الآخِرَةَ» و دسته اي شما خواستار آخرت بودند، و آنها کساني بودند که دستور پيامبر را اجرا کرده و در جايي که پيامبر دستور داده بود، ماندند . « ثُمَّ صَرَفَكُمْ عَنْهُمْ» و پس از اينکه اين کارها از شما سر زد، خداوند چهره هايتان را از آنها بازگرداند و نوبت به دشمنان رسيد تا خداوند شما را بيازمايد، و امتحانتان کند، و مومن از کافر، و فرمان بردار از سرپيچي کننده مشخص گردد. و تا بوسيله اين مصيبت، خداوند از اشتباهي که از شما سرزده بود، در گذرد. بنابراين فرمود: « وَلَقَدْ عَفَا عَنكُمْ وَاللّهُ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ» و خداوند از شما صرف نظر کرد ، و داراي بخشش بزرگي بر مومنان است، چراکه اسلام را به آنها ارزاني داشت و آنها را به آيين و احکام خويش هدايت کرد، و  بديهاي آنان را عفو نمود و به خاطر مصيبت هايي که به آنها رسيد به آنان پاداش داد. و از جمله منت هاي خداوند بر مومنان اين است که هيچ خير و مصيبتي بر آنان وارد نمي شود مگر  اينکه به خير و نفع آنها خواهد بود. اگر خوشي به آنان دست دهد خدا را بر آن شکر نموده، پس پاداش شکرگذاران را به آنان مي دهد، و اگر ناخوشي به آنها دست دهد صبر مي کنند. و خداوند پاداش صبر کنندگان را به آنها مي دهد.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:230.txt">آيه 154-153</a><a class="text" href="w:text:231.txt">آيه 155</a><a class="text" href="w:text:232.txt">آيه 158-156</a><a class="text" href="w:text:233.txt">آيه 159</a><a class="text" href="w:text:234.txt">آيه 160</a><a class="text" href="w:text:235.txt">آيه 161</a><a class="text" href="w:text:236.txt">آيه 163- 162</a><a class="text" href="w:text:237.txt">آيه 164</a><a class="text" href="w:text:238.txt">آيه 168-165</a><a class="text" href="w:text:239.txt">آيه 169-171</a><a class="text" href="w:text:240.txt">آيه 175-172</a><a class="text" href="w:text:241.txt">آيه 177-176</a><a class="text" href="w:text:242.txt">آيه 178</a><a class="text" href="w:text:243.txt">آيه 179</a><a class="text" href="w:text:244.txt">آيه 180</a><a class="text" href="w:text:245.txt">آيه 182-181</a><a class="text" href="w:text:246.txt">آيه 184-183</a><a class="text" href="w:text:247.txt">آيه 185</a><a class="text" href="w:text:248.txt">آيه 186</a><a class="text" href="w:text:249.txt">آيه 188-187</a><a class="text" href="w:text:250.txt">آيه 189</a><a class="text" href="w:text:251.txt">آيه 194-190</a><a class="text" href="w:text:252.txt">آيه 195</a><a class="text" href="w:text:253.txt">آيه 198-196</a><a class="text" href="w:text:254.txt">آيه 200-199</a></body></html>هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُم مَّا فِي الأَرْضِ جَمِيعاً ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاء فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ، و خداوند ذاتی است که تمامی آنچه در زمین وجود دارد برایتان آفرید، سپس قصد آفرینش آسمانها را نمود و آن را هفت آسمان آفرید و او به هر چیزی دانا است.
« هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُم مَّا فِي الأَرْضِ جَمِيعاً» از آنجا که خدا نسبت به شما مهربان است همه آنچه را که در زمین است برایتان آفرید تا از آن بهره مند شوید و از آن پند بگیرید. و این دلیلی است بر این که اصل در اشیاء مباح و پاک  بودن آنها است، چون در این آیه به عنوان سنت و احسان خدا از آنها نام برده شده است. و نیز چیزهایی ناپاک خارج می شوند زیرا حرمت آنها از مفهوم آیه و بیان مقصد آن فهمیده می شود. نیز از این آیه می فهمیم که خداوند تمامی اشیاء را  بخاطر استفاده ما آفریده است، پس هر چیزی که ضرر داشته باشد از این اصل کلی خارج است. و از کمال نعمت خداوند این است که به خاطر پاک بودن ما، ما را از چیزهای زشت و بد باز داشته است. « ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاء فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ » « استَویَ » در قرآن به سه معنی بکار رفته است؛ گاهی متعدی است اما نه به وسیله حرف جر، پس آن گاه به معنی کمال خواهد بود، همانگونه که در قول خداوند در مورد موسی آمده است: « وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَاستَویَ» و هنگامی که به حالت رشد و کمال خویش رسید ، و گاهی به معنی بلندی و ارتفاع است و آن زمانی است که به وسیله «علی» متعدی شود، مانند « الرَّحمَنُ عَلَی العَرشِ استَوَی» خداوند بر عرش بلند و مرتفع گردید، « لِتَستَوُا عَلَی ظُهُورِهِ» تا بر پشت آن مرتفع شوید. و گاهی به معنی «قصد» می آید و آن زمانی است که به وسیله « الی» متعدی شود. همان گونه که در آیه « ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاء» آمده است. یعنی خ