 باطل، و اهل سعادت را از اهل شقاوت جدا مي سازد. و اشاره ايست به آنچه خداوند تکذيب کنندگان را به آن گرفتار نمود. « وَهُدًى وَمَوْعِظَةٌ لِّلْمُتَّقِينَ» زيرا اين پرهيزگاران هستند که از آيات بهره مي برند، و آيات خدا آنها را به راه رشد و هدايت راهنمايي مي کند و از آن پند و اندرز مي گيرند، و آنها را از راه فساد و تباهي باز مي دارد. اما براي ديگر مردم بيان روشنگري است از جانب خدا که بوسيله آن، حجّت را بر آنان تمام مي کند تا هرکس که هلاک مي شود از روي دليل هلاک گردد. و احتمال دارد که « هَذا بَيانُ لِلَّناسِ» اشاره به قرآن بزرگ باشد که حاوي پند و حکمت است، و اينکه قرآن به طور عموم براي مردم روشنگر است است، و به طور ويژه مايه هدايت و پند و موعظه پرهيزگاران است، و هر دو معني درست است.وَلاَ تَهِنُوا وَلاَ تَحْزَنُوا وَأَنتُمُ الأَعْلَوْنَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ ، سستي  مکنيد و اندوهگين  مباشيد ، زيرا اگر ايمان  آورده  باشيد شما برتري   خواهيد جست.
إِن يَمْسَسْكُمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ قَرْحٌ مِّثْلُهُ وَتِلْكَ الأيَّامُ نُدَاوِلُهَا بَيْنَ النَّاسِ وَلِيَعْلَمَ اللّهُ الَّذِينَ آمَنُواْ وَيَتَّخِذَ مِنكُمْ شُهَدَاء وَاللّهُ لاَ يُحِبُّ الظَّالِمِينَ ، اگر بر شما زخمي  رسيد ، به  آن  قوم  نيز همچنان  زخمي  رسيده  است   و اين  روزگار است  که  هر دم  آن  را به  مراد کسي  مي  گردانيم  ، تا خدا کساني  را که ايمان  آورده  اند بشناسد و از شما گواهان  گيرد  و خدا ستمکاران  را دوست ندارد
وَلِيُمَحِّصَ اللّهُ الَّذِينَ آمَنُواْ وَيَمْحَقَ الْكَافِرِينَ ، و تا مؤمنان  را پاکيزه  گرداند و کافران  را نابود سازد.
أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُواْ الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَعْلَمِ اللّهُ الَّذِينَ جَاهَدُواْ مِنكُمْ وَيَعْلَمَ الصَّابِرِينَ ، آيا مي ، پنداريد که  به  بهشت  خواهيد رفت  و حال  آنکه  هنوز براي  خدا  معلوم نشده  است  که  از ميان  شما چه  کساني  جهاد مي  کنند و چه  کساني   پايداري  مي ورزند ?
وَلَقَدْ كُنتُمْ تَمَنَّوْنَ الْمَوْتَ مِن قَبْلِ أَن تَلْقَوْهُ فَقَدْ رَأَيْتُمُوهُ وَأَنتُمْ تَنظُرُونَ ، پيش  از آنکه  مرگتان  فرا رسد تمناي  مرگ  مي  کرديد ، اينک  مرگ  را  ديديد و در آن  مي  نگريد.
خداوند مومنان را تشويق نموده و اراده هاي آنان را تقويت کرده و همت هايشان را برانگيخته و مي فرمايد: « وَلاَ تَهِنُوا وَلاَ تَحْزَنُوا» و به خاطر مصيبتي که برايتان پيش آمد و بلا و آزمايشي که به آن دچار شديد، سست و زبون نشويد، و جسم هايتان ضعيف نگردد، و دلهايتان اندوهگين نشود زيرا غم و اندوه ِ قلبي و سستي و ضعف جسمي مصيبتي ديگر بر شماست، و باعث تقويت روحيه دشمنانتان مي شود. بلکه دلهايتان را تقويت کنيد، و بردبار باشيد و غم به دلهايتان راه ندهيد و  براي پيکار با دشمن، محکم و آماده باشيد. و خداوند بيان کرد که شايسته نيست غم بخورند و اميد داشتن به ياري و پاداش وي از دشمن برترند، پس مومن پرهيزگاري که چشم به پاداش دنيوي و اخروي خدا دوخته است، شايسته نيست غمگين گردد و ضعيف شود. بنابراين خداوند متعال فرمود: « وَأَنتُمُ الأَعْلَوْنَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ» .
سپس آنها را به خاطر شکستگي که خورده بودند دلجويي داد و حکمت هاي بزرگي که بر اين شکست مترتب گرديد، بيان داشت و فرمود: «  إِن يَمْسَسْكُمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ قَرْحٌ مِّثْلُهُ» پس شما و آنان در زخمي شدن  برابر هستيد، ولي شما اميد به رحم و لطف خداوند داريد، که آنها آن را ندارند. همانطور که خداوند متعال فرمود: « إن تَکُونُوا تَألَمُونَ فَإِنَّهُم يألَمُونَ کَمَا تَألَمُونَ وَترَجُونَ مِنَ اللَّهِ مَا لَا يرجُونَ» اگر شما زخمي مي شويد، آنها هم همان طور که شما دردمند مي گرديد، دردمند مي شوند، و شما به خدا اميدي داريد که آنها ندارند.
يکي از حکمت هاي شکست اين است که خداوند پيروزي و سربلندي و سراي دنيا را هم به  کافر مي بخشد و هم به مومن، و هم به نيکوکار مي دهد، و هم به فاسق ، پس خداوند اين روزها را ميان مردم دست به دست مي گرداند . يک روز به نفع گروهي مي چرخد، و روز ديگر به نفع گروهي ديگر، زيرا زندگي اين دنيا به پايان مي رسد، به خلاف جهان آخرت که فقط براي کساني است که ايمان آورده اند. « وَلِيَعْلَمَ اللّهُ الَّذِينَ آمَنُواْ» و نيز يکي از حکمت هاي شکست مومن، و مورد آزمايش قرار گرفتن آنها اين است که مومن و منافق مشخص گردند، زيرا اگر هموار مومنان در همه واقعه ها و جنگ ها پيروز شوند، افرادي  وارد اسلام مي گردند که قلبا آنرا نمي خواهند، پس اگر در بعضي جنگها آزمايش و شکستي پيش بيايد، مومن حقيقي که در خوشي و تنگدستي و توانگري به اسلام علاقمند است، مشخص مي شود و نيز کسي که چنين نيست مشخص مي گردد. « وَيَتَّخِذَ مِنكُمْ شُهَدَاء» اين نيز يکي از حکمت هاي شکست در جنگ است، زيرا شهادت در پيشگاه خداوند بالاترين مقام و مرتبه است، و راهي براي رسيدن به شهادت نيست مگر اينکه اسباب آن فراهم شود. پس اين رحمت خداست نسبت به بندگان مومنش که اسبابي را براي آنان مقدّر ساخت که نفس آدمي آن را خوش نمي دارد، تا آنان را به منازل عالي و نعمت هاي ماندگار و جاويدان که به آن علاقمندند برساند.
« وَاللّهُ لاَ يُحِبُّ الظَّالِمِينَ» و خداوند ستمکاران را دوست ندارد. کساني که بر خود ستم کردند، و در راه خدا نجنگيدند، و در خانه هايشان نشستند. گويا اين اشاره اي است به ذم و نکوهش منافقين، و اينکه آنان در نزد خداي متعال مبغوض اند، و به همين سبب آنها را از جنگيدن در راه خويش بازداشت. « وَلَو أَرَادُوا الخُروُجَ لَأَعَدُّوا لَهُ ، عُدَّةَ وَلَکن کَرِهَ اللَّهِ انبِعَاثَهُم فَثَبطَّهُم وَقِيلَ اقعُدُوا مَعَ القَعدِينَ» و اگر مي خواستند براي جنگ بيرون بروند ، ساز و برگ جنگ را آماده مي کردند، ليکن خداوند بيرون آمدن آنان را  به منظور رفتن به جنگ دوست نداشت، و آنان را از اين کار بازداشت و به آنان گفت شد: « همراه با بازنشستگان بنشينيد».
« وَلِيُمَحِّصَ اللّهُ الَّذِينَ آمَنُواْ» و اين نيز از حکمت هاي شکست خوردن مومنان است، که خداوند بدين وسيله آنان را از عيب ها و گناهانشان پاک مي نمايد. اين بيانگر آن است که شهادت و پيکار در راه خدا، کفاره گناهان است،و گناهان و عيب ها را دور مي نمايد. و نيز خداوند مومنان را از منافقان جدا نموده وصف مومنان را از صف آنها متمايز مي گرداند. و يکي از حکمت هاي شسکت خوردن مومنان اين است که خداوند کافران را تباه مي سازد. يعني سبب تباهي و ريشه کن شدن آنها مي شود و آنها را در همين دنيا به عقاب خويش گرفتار مي کند.
زيرا کافران وقتي پيروز شوند ،فساد و تباهي مي کنند، و بر سرکشي خود مي افزايند و سزاوار مي گردند که عذاب و سزايشان زود فرا رسد. و اين به خاطر رحمت خداوند نسبت به بندگان مومنش است.
سپس خداوند متعال فرمود: « أَمْ حَسِبْتُمْ أَن 