ر آمدن متنفر است. پس در این مورد به صبر نیاز دارد تا خداوند به او پاداش دهد، زیرا پیروزی و کمکی که خداوند به صبرکنندگان وعده داده است و از صبر به دست می آید. « أُولَـئِكَ» آنهایی که به چنین عقایدی نیکو و کردارهایی که نشانه ایمان هستند، و اخلاقی که مایه زیبایی انسان و بیانگر حقیقت انسانیت است، متصف هستند، « الَّذِينَ صَدَقُوا» کسانی اند که در ایمانشان صادق هستند، چون اعمالشان ایمان آنها را تصدیق می نماید. « وَأُولَـئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ» و اینها پرهیزگاران هستند، چون آنها آنچه را از آن منع شده بودند ترک نموده، و آنچه را به انجام آن مامور شده بودند انجام دادند. این اوامر و نواهی مشتمل بر تمام خصلت ها و عادات خوب می باشند، زیرا وفای به عهد همه دین را در بر می گیرد، و عباداتی که در این آیه به آنها اشاره شده است بزرگترین عبادت هستند، و هرکس این عبادت ها را انجام دهد دیگر عبادتها را بهتر انجام داد . پس اینها نیکان و راستگویان و پرهیزگارانند. و شما می دانید که خداوند چه پاداش هایی را در دنیا و آخرت بر این سه کار مترتب نموده است، در پاداش هایی که این جا نمی توان آن را به تفصیل بیان کرد.وَبِالْحَقِّ أَنزَلْنَاهُ وَبِالْحَقِّ نَزَلَ وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلاَّ مُبَشِّرًا وَنَذِيرًا و آن (= قرآن) را به حق فرو فرستاديم و به حق فرود آمده است، و تو را جز نويدرسان و بيم دهنده نفرستاديم. 
ما قرآن را به حق نازل کرديم تا بندگان را امر و نهي نمايد. و پاداش و سزايشان را بيان کند، (وَبِالْحَقِّ أَنزَلْنَاهُ) و به راستي، و در حالي که از هر شيطان رانده شه اي محفوظ مانده، نازل شده است. (وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلاَّ مُبَشِّرًا وَنَذِيرًا ) و تو را جز نويد دهنده و ترساننده نفرستاده ايم، تا هر کس را که از خداوند پيروي مي نمايد به پاداش دنيا و آخرت نويد دهي، و هر کس را که از خداوند سرپيچي مي کند، از عذاب دنيا و آخرت بر حذر داري. و از اين مطلب، بيان چيزي لازم مي آيد که به وسيلۀ آن مژده و بيم داده مي شود.وَقُرْآناً فَرَقْنَاهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلَى مُكْثٍ وَنَزَّلْنَاهُ تَنزِيلاً و قرآن را جزء جزء فرو فرستاديم تا آن را با درنگ بر مردم بخواني، و آن را کم کم و بهره بهره فرستاده ايم. 
قُلْ آمِنُواْ بِهِ أَوْ لاَ تُؤْمِنُواْ إِنَّ الَّذِينَ أُوتُواْ الْعِلْمَ مِن قَبْلِهِ إِذَا يُتْلَى عَلَيْهِمْ يَخِرُّونَ لِلأَذْقَانِ سُجَّدًا بگو: «به قرآن ايمان بياوريد، يا ايمان نياوريد [باکي نيست]، همانا کساني که پيش از نازل شدن قرآن دانش و آگاهي بديشان داده شده است هنگامي که قرآن بر آنان خوانده مي شود سجده کنان بر چهره مي افتند».
وَيَقُولُونَ سُبْحَانَ رَبِّنَا إِن كَانَ وَعْدُ رَبِّنَا لَمَفْعُولاً و مي گويند: «پروردگارمان پاکي و منزه است! به راستي وعدۀ پروردگارمان انجام شدني است. 
وَيَخِرُّونَ لِلأَذْقَانِ يَبْكُونَ وَيَزِيدُهُمْ خُشُوعًا و بر چهره ها فرو مي افتند، و مي گويند، و بر تواضع آنان مي افزايد. 
اين قرآن را بخش بخش فرستاديم تا حق و باطل و هدايت و گمراهي را از يکديگر جدا نمايد، (لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلَى مُكْثٍ) تا با درنگ آن را بر مردم بخواني و د ر آن بيانديشند و در معاني آن تأمل کنند و علوم ودانشهاي آن را استخراج نمايند. 
(وَنَزَّلْنَاهُ تَنزِيلاً ) و آن را کم کم و به تدريج و در مدت بيست و سه سال نازل نموديم. (ولا ياتونک بمثل الا جئنک بالحق و احسن تقسيرا و براي تو اي محمد عليه السلام حجت و شبهه اي نمي آورند مگر اينکه جواب آنرا به حق برايت آورده و تفسير بهتري [از آن] ارائه مي دهيم. و هرگاه روشن شد که قرآن حق است و هيچ شک و ترديدي در آن نيست، پس (قُلْ آمِنُواْ بِهِ أَوْ لاَ تُؤْمِنُواْ) به کساني که قرآن را تکذيب نموده و از آن روي مي گردانند، بگو: به قرآن ايمان بياوريد، يا ايمان نياوريد خداوند به شما نيازي نداردف و اگر ايمان نياوريد هيچ زياني به خداوند نمي رسانيد، بلکه زيان آن به خودتان بر مي گردد، زيرا خداوند بندگاني ديگر غير از شما را دارد که او را مي پرستند، و آنها کساني هستند که خداوند دانش مفيد را به آنها داده است. (إِذَا يُتْلَى عَلَيْهِمْ يَخِرُّونَ لِلأَذْقَانِ سُجَّدًا) هنگامي که قرآن بر آنان خوانده شود سجده کنان بر چهره مي افتند. يعني بيش از حد از قرآن متأثر مي شوند و در برابر خدا کرنش مي کنند. 
(وَيَقُولُونَ سُبْحَانَ رَبِّنَا) و مي گويند: پاک و منزه است پروردگارمان از چيزهايي که مشرکان به او نسبت مي دهند، و از چيزهايي که شايستۀ شکوه او نيست . (إِن كَانَ وَعْدُ رَبِّنَا لَمَفْعُولاً) به راستي که وعدۀ پروردگارمان در خصوص تحقق روز رستاخيز و جزاي اعمال، انجام شدني است و خلاف آن نخواهد شد، و ترديدي در وقوع آنچه او وعده داده است وجود ندارد. 
(وَيَخِرُّونَ لِلأَذْقَانِ يَبْكُونَ وَيَزِيدُهُمْ خُشُوعًا) و بر چهره هايشان به سجده مي افتند، و مي گويند، و قرآن بر تواضع آنان مي افزايد. مانند کساني از اهل کتاب که ايمان آوردند، همچون عبدالله بن سلام و ديگر کساني که در زمان پيامبر يا بعد از او ايمان آوردند.قُلِ ادْعُواْ اللّهَ أَوِ ادْعُواْ الرَّحْمَـنَ أَيًّا مَّا تَدْعُواْ فَلَهُ الأَسْمَاء الْحُسْنَى وَلاَ تَجْهَرْ بِصَلاَتِكَ وَلاَ تُخَافِتْ بِهَا وَابْتَغِ بَيْنَ ذَلِكَ سَبِيلاً بگو: «خداوند را بخوانيد يا رحمن را بخوانيد، خدا را به هر کدام از نامهايش بخوانيد او داراي نامهاي زيباست، و نمازت را با صداي بلند مخوان و آن را آهسته نيز مخوان، بلکه ميان آن دو راهي پيش گير. 
وَقُلِ الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِي لَمْ يَتَّخِذْ وَلَدًا وَلَم يَكُن لَّهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَلَمْ يَكُن لَّهُ وَلِيٌّ مِّنَ الذُّلَّ وَكَبِّرْهُ تَكْبِيرًا و بگو: «ستايش خداوندي را سزاست که فرزندي بر نگرفته، و در فرمانروايي او را هيچ شريکي نيست، و ياوري از سر ناتواني نداشته است، بنابراين او را چنان که سزاوار است به بزرگي ياد کن. 
خداوند متعال به بندگانش مي فرمايد: (ادْعُواْ اللّهَ أَوِ ادْعُواْ الرَّحْمَـنَ ) خدا را بخوانيد يا رحمن را، فرقي نمي کند. (أَيًّا مَّا تَدْعُواْ فَلَهُ الأَسْمَاء الْحُسْنَى) خدا را به هر کدام از اسماي حسني بخوانيد مانعي ندارد. يعني همۀ نامهاي او نيکوست، بنابراين از فراخواندن به هيچ يک از نامهايش نهي نکرده است، و با هر اسمي از اسمهايش او را بخوانيد هدف برآورده مي شود و آنچه شايسته است اين است که در هر خواسته اي با اسمي خوانده شود که با آن خواسته مناسبت دارد. 
(وَلاَ تَجْهَرْ بِصَلاَتِكَ وَلاَ تُخَافِتْ بِهَا) و در نماز، قرائت را بلند مخوان و آن را نيز آ]سته مخوان. چون اگر با صداي بلند خوانده شود، مشرکاني که آن را تکذيب مي نمايند، وقتي آن را بشنوند به آن ناسزا مي گويند، و کسي را که آنرا آورده است نيز دشمنامي مي دهند، و اگر آهست