ُ الأَيْكَةِ لَظَالِمِينَ و اهل «ايکه» همانا ستمکار بودند. 
فَانتَقَمْنَا مِنْهُمْ وَإِنَّهُمَا لَبِإِمَامٍ مُّبِينٍ پس از آنان انتقام گرفتيم، و هر دوي آنان بر سر راهي واضح و آشکار هستند. 
اهل ايکه قوم شعيب هستند. خداوند آنها را به «ايکه» منسوب نموده است، و «ايکه» به معني باغ پر درخت مي باشد، تا خداوند نعمت خود را بر آنها يادآور شود. اما آنها وظيفه ي خود را انجام ندادند، بلکه پيامبرشان شعيب نزدشان آمد و آنها را به توحيد و يکتاپرستي و رعايت پيمانه و وزن فرا خواند، و به طور جدي در اين موارد با آنان گفتگو نمود، اما آنها به ستمشان در حق خدا و خلق ادامه دادند. بنابراين خداوند آنها را ستمگر نمايد. (فَانتَقَمْنَا مِنْهُمْ) پس از آنان انتقام گرفتيم، و عذاب (يومِ الظلّه ) روز سآيه که عذاب بزرگي بود آنها را فرا گرفت. (وَإِنَّهُمَا ) و سرزمين قوم لوط و اهل ايکه ، (لَبِإِمَامٍ مُّبِينٍ ) بر سر راهي آشکار هستند که هر وقت مسافران از کنار آن بگذرند آثار آنها را مشاهده خواهند کرد و خردمندان از آن عبرت مي گيرند.وَلَقَدْ كَذَّبَ أَصْحَابُ الحِجْرِ الْمُرْسَلِينَ و به راستي اهل حجر پيامبران را دروغگو انگاشتند. 
وَآتَيْنَاهُمْ آيَاتِنَا فَكَانُواْ عَنْهَا مُعْرِضِينَ و آيات خود را براي ايشان فرستاديم ولي آنان روي گردان بودند. 
وَكَانُواْ يَنْحِتُونَ مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا آمِنِينَ و از کوهها خانه هايي مي تراشيدند و خاطر جمع بودند. 
فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ مُصْبِحِينَ پس بامدادان فرياد و صداي مرگباري ايشان را فرا گرفت. 
فَمَا أَغْنَى عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَكْسِبُونَ و آنچه به دست مي آوردند (عذاب الهي) را از ايشان دفع نکرد. 
خداوند متعال از اهل «حجر» خبر مي دهد و آنها قوم صالح بودند که در حجر حجاز سکونت داشتند. خداوند خبر مي دهد که آنان پيامبران را تکذيب کردند. يعني حضرت صالح را تکذيب نمودند وهر کس يک پيامبر را تکذيب نمايد در حقيقت همۀ پيامبران را تکذيب کرده است، زيرا دعوت همۀ پيامبران يکي است و تکذيب يکي از پيامبران تنها تکذيب او محسوب نمي شود بلکه در واقع تکذيب حقي است که همۀ پيامبران در آوردن آن مشترک هستند. 
(وَآتَيْنَاهُمْ آيَاتِنَا) و ما آيات خود را براي ايشان فرستاديم که بر صحت حقي که صالح آورده بود دلالت مي نمود، و از جملۀ آن نشانه ها و آيات شتر بود. (فَكَانُواْ عَنْهَا مُعْرِضِينَ ) آنها از روي تکبر و گردنکشي از نشانه هاي خداوند روي گردان بودند، (وَكَانُواْ) و از بس که خداوند به آنها نعمت داده بود، (يَنْحِتُونَ مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا آمِنِينَ) از کوهها خانه هايي مي تراشيدند به گونه اي که از وقوع خطرها در سرزمين خود درآمان بوند. پس اگر شکر نعمت را به جاي آورده و پيامبرشان صالح را تصديق مي نمودند خداوند روزي ها را براي آنان سرازير مي نمود، و با انواع پاداش و نيکي در دنيا و آخرت آنها را مورد تکريم قرار مي داد. اما وقتي پيامبر را تکذيب کردند و شتر را پي زدند و از فرمان پروردگارشان سرپيچي کردند، و گفتند (يصلح ائتنا بما تعدنا ان کنت من المرسلين) اي صالح ! آنچه را که به وعده مي دهي بياور اگر از فرستاده شدگان هستي؟ (فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ مُصْبِحِينَ) بامدادان صدايي مرگبار ايشان را فرا گرفت و دلهايشان از جاي کنده شد و در خانه هايشان خشکيده و بي جان نقش بر زمين شدند، اضافه بر رسوايي و نفريني که بدرقۀ راه آنان است. 
(فَمَا أَغْنَى عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَكْسِبُونَ ) و ثروت و کسب و کارشان عذاب الهي را از ايشان دفع نکرد، چون فرمان خدا وقتي بيايد کثرت لشکر و نيروي ياوران و زيادي اموال نمي تواند آن را برگرداند.وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا إِلاَّ بِالْحَقِّ وَإِنَّ السَّاعَةَ لآتِيَةٌ فَاصْفَحِ الصَّفْحَ الْجَمِيلَ و آسمانها و زمين و آنچه را که ميان آن دو قرار دارد، جز به حق نيافريده ايم، و بي گمان قيامت خواهد آمد، پس به صورتي نيک در گذر و چشم پوشي کن. 
إِنَّ رَبَّكَ هُوَ الْخَلاَّقُ الْعَلِيمُ بي گمان پروردگارت آفرينندۀ دانا است. 
ما آسمان و زمين را آنطور که دشمنان خدا گمان مي برند بيهوده به وجود نياورده ايم، بلکه آنها را جز به حق نيافريده ايم و برخي از اين حقانيت عبارت است از اينکه آسمان ها و زمين و آنچه که در اين دو مي باشد دليلي است بر کمال آفريننده  واقتدار و گستردگي رحمت و حکمت و دانش فراگير وي، و اينکه عبادت جز به او شايسته نيست. (وَإِنَّ السَّاعَةَ لآتِيَةٌ) هيچ شکي در به وقوع پيوستن قيامت نيست، چرا که آفرينش نخستين آسمان ها و زمين از آفرينش مجدد آنها بزرگتر است. (فَاصْفَحِ الصَّفْحَ الْجَمِيلَ ) پس به نحوي نيک درگذر، گذشتي که هيچ اذيتي در آن نيست، بلکه در مقابل بدکار نيکي کن و گناهانش را ببخش، تا از جانب پروردگارت پاداش زيادي دريابي، زيرا آنچه آمدني است من (نويسندۀ تفسير) به معنايي بهتر از آنچه در اينجا بيان نموديم دست يافته ايم و آن اين است که آنچه بدان دستور داده شده است گذشت نيکوست. يعني گذشتي سالم که از کينه بدور باشد، و بدور از اذيت گفتاري و رفتاري باشد، نه گذشت غير نيکو؛ و آن عبارت است از گذشتي که در جاي مناسب خودش نباشد، پس جايي که بايد عقوبت و سزا دهد، نبايد گذشت نمايد . مانند مجازات کردن متجاوزان ستمکار که جز مجازات چيزي برايشان مفيد نيست. و اين معني درست آيه است. (إِنَّ رَبَّكَ هُوَ الْخَلاَّقُ) و پروردگارت آفرينندۀ هر مخلوقي است. (الْعَلِيمُ ) همه چيز را مي داند، و هيچ کس از همۀ موجوداتي که دانش او بر آن احاطه دارد و آن را آفريده است نمي تواند او را ناتوان کند.وَلَقَدْ آتَيْنَاكَ سَبْعًا مِّنَ الْمَثَانِي وَالْقُرْآنَ الْعَظِيمَ و به راستي که «سبع المثاني» و قرآن بزرگ را به تو داده ايم. 
لاَ تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَى مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِّنْهُمْ وَلاَ تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِلْمُؤْمِنِينَ و به آنچه گروههايي از آنان را بهره مند ساخته ايم چشم مدوز، و بر آنان غمگين مباش، و بال مهرباني خود را براي مومنان بگستران.
وَقُلْ إِنِّي أَنَا النَّذِيرُ الْمُبِينُ و بگو: «من بيم دهندۀ آشکارم».
كَمَا أَنزَلْنَا عَلَى المُقْتَسِمِينَ همانگونه که (عذاب را) بر تقسيم کنندگان (قرآن) فرود آورديم.
الَّذِينَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضِينَ کساني که قرآن را بخش بخش کردند. 
فَوَرَبِّكَ لَنَسْأَلَنَّهُمْ أَجْمَعِيْنَ سوگند به پروردگارت که حتماً جملگي ايشان را باز خواست خواهيم کرد. 
عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ از آنچه که مي کردند. 
خداوند نعماتي را که به پيامبر داده است يادآور شده و مي فرمايد: (وَلَقَدْ آتَيْنَاكَ سَبْعًا مِّنَ الْمَثَانِي) ما «سبع المثاني» را به تو داده ايم طبق قول صحيح «سبع المثاني» عبارت است از هفت سورۀ طولاني بقره، آل عمران، نساء، مائده،