د. (وَالْجَآنَّ) و پدر جنها ابليس را پيش از آفريدن آدم (خَلَقْنَاهُ مِن قَبْلُ مِن نَّارِ السَّمُومِ) از آتشي پر حرارت بيافريديم.وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلاَئِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرًا مِّن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ و به ياد آور آنگاه که پروردگارت به فرشتگان فرمود: «همانا من از گلي خشکيده، از گل سياه و گنديده اي انساني را مي آفرينم»
فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِي فَقَعُواْ لَهُ سَاجِدِينَ پس چون به او سامان دادم و از روح خود در آن دميدم در برابرش به سجده افتيد. 
فَسَجَدَ الْمَلآئِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ پس فرشتگان همگي سجده کردند .
خداوند هنگامي که خواست آدم را بيافريند به فرشتگان فرمود: من از گلي سياه و گنديده انساني را مي آفرينم، پس چون آن را سامان دادم و او را به صورت جسد کاملي مرتب کردم و از روح خود در او دميدم در برابرش به سجده افتيد، فرشتگان همه دستور پرودگارشان اطاعت کردند. (فَسَجَدَ الْمَلآئِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ ) تاکيد بعد از تاکيد است، تا بر اين دلالت نمايد که هيچ فرشته اي از سجده کردن تخلف نورزيد. و اين سجده به خاطر تعظيم فرمان خدا و اکرام آدم بود، زيرا آدم چيزهايي را مي دانست که فرشتگان نمي دانستند.إِلاَّ إِبْلِيسَ أَبَى أَن يَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ مگر شيطان که سرباز زد از اينکه از زمرۀ سجده کنندگان باشد. 
قَالَ يَا إِبْلِيسُ مَا لَكَ أَلاَّ تَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ (خداوند) فرمود: «اي ابليس! تو را چه شده است که همراه سجده کنندگان سجده نبردي؟»
قَالَ لَمْ أَكُن لِّأَسْجُدَ لِبَشَرٍ خَلَقْتَهُ مِن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ گفت: «شايسته نيست براي بشري که او را از گلي خشکيده، گلي سياه و گنديده آفريده اي سجده کنم».
(إِلاَّ إِبْلِيسَ أَبَى أَن يَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ) مگر شيطان که سرباز زد از اينکه از زمرۀ سجده کنندگان باشد. و اين نخستين عداوت و دشمني او با آدم و فرزندانش بود. خداوند به او فرمود: اي ابليس! تو را چه شده است که با سجده کنندگان نيستي؟ گفت: شايستۀ مقام من نيست براي بشري که او را از گلي خشکيده، گلي تيره و گنديده آفريده اي سجده کنم. پس او تکبر ورزيد و از اطاعت و دستور الهي سرباز زد، و با آدم و فرزندانش اظهار دشمني کرد و به جوهره و عنصر خود باليد، و تکبر ورزيد و گفت: من از آدم بهتر هستم.قَالَ فَاخْرُجْ مِنْهَا فَإِنَّكَ رَجِيمٌ (خداوند) فرمود: «پس از بهشت بيرون شو، بي گمان تو رانده شده اي».
وَإِنَّ عَلَيْكَ اللَّعْنَةَ إِلَى يَوْمِ الدِّينِ و به راستي تا روز قيامت لعنت (خدا) ر توست . 
خداوند به عنوان مجازات کفر ورزيدن و خود بزرگ بيني اش بدو فرمود: (فَاخْرُجْ مِنْهَا فَإِنَّكَ رَجِيمٌ)  از بهشت بيرون شو، همانا تو رانده شده و مطرود بوده و از هر خوبي بدور هستي. (وَإِنَّ عَلَيْكَ اللَّعْنَةَ إِلَى يَوْمِ الدِّينِ (و لعنت و نکوهش و دوري از رحمت خدا تا روز قيامت بر توست. اين  آيه و امثال آن مبين آن است که شيطان بر کفر و دوري اش از خير ادامه خواهد داد.قَالَ رَبِّ فَأَنظِرْنِي إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ گفت: «پروردگارا! تا روزي که (مردمان) برانگيخته مي شوند مرا مهلت بده»
قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِينَ گفت: «به يقين تو از مهلت يافتگاني»
إِلَى يَومِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ تا روز (و) وقت معين 
شيطان گفت: پروردگارا!تا روزي که مردمان دوباره زنده مي شوند و برانگيخته خواهند شد مرا مهلت بده. خداوند فرمود: به يقين تو از مهلت يافتگاني، تا آن روز و وقت معين. يعني تا روزي که زمان فرا رسيدن آن پيش خدا معلوم است. خداوند دعا و خواستۀ شيطان را پذيرفت، اما نه به خاطر احترام و بزرگي اش، بلکه اين آزمايش و  امتحاني براي او و بندگان خدا بود تا کسي که ولايت پروردگارش را مي پذيرد، از کسي که پنين نيست مشخص گردد. بنابراين خداوند به شدت ما را از شيطان بر حذر داشته و آنچه را که شيطان از ما مي خواهد برايمان توضيح داده است.قَالَ رَبِّ بِمَآ أَغْوَيْتَنِي لأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الأَرْضِ وَلأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ گفت: «پروردگارا! به سبب آنکه مرا گمراه ساختي (گناهان) را در زمين برايشان زيبا جلوه مي دهم و همگي آنان را گمراه مي نمايم. 
إِلاَّ عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ مگر بندگان برگزيده و پاکيزه ات از ميان آنان. 
قَالَ هَذَا صِرَاطٌ عَلَيَّ مُسْتَقِيمٌ گفت: «اين راه درستي است که دقيقاً راه به سوي من دارد».
شيطان گفت: پروردگارا! به سبب آنکه مرا گمراه ساختي دنيا را برايشان زيبا و آراسته جلوه مي دهم و آنها را فرا مي خوانم تا آن را بر آخرت ترجيح داده و بر انجام هر گناهي فرمانبردارم باشند. (وَلأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ) همگي آنان را از راه راست و صراط مستقيم باز مي دارم. (إِلاَّ عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ(  مگر بندگان برگزيده و پاکيزۀ تو از ميان ايشان. يعني کساني که آنها را به خاطر ايمان و اخلاص و توکلشان برگزيده اي. (هَذَا صِرَاطٌ عَلَيَّ مُسْتَقِيمٌ) اين راه درست و راستي است که انسان را به من و بهشت مي رساند.إِنَّ عِبَادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَانٌ إِلاَّ مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغَاوِينَ بي گمان تو بر بندگانم سلطه و قدرتي نداري مگر گمراهاني که از تو پيروي مي کنند. 
وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِينَ و بدون شک جهنم ميعادگاه همگي آنان است. 
لَهَا سَبْعَةُ أَبْوَابٍ لِّكُلِّ بَابٍ مِّنْهُمْ جُزْءٌ مَّقْسُومٌ جهنم هفت در دارد و براي هر دري از آنان بهره اي مشخص وجود دارد. 
تو بر بندگانم تسلطي ندارد تا آنها را به سوي هر نوع گمراهي بکشاني، زيرا خداوند آنها را به سبب بندگي کردن و پرستش پروردگار و اطاعتشان از دستورات او ياري نموده و از شر شيطان در امان نگاه داشته است. مگر آن کسي که از گمراهان که به جاي اطاعت از خداوند بخشنده به دوستي تو و اطاعت از تو خشنود شده است. (مِنَ الْغَاوِينَ) «غوي» ضد «رشد» است، و «غاوي» کسي است که حق را بشناسد اما آن را ترک کند. و «ضال» کسي است که حق را بدون شناخت ترک نمايد. 
(وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِينَ) و بدون شک جهنم ميعادگاه همگي آنان يعني شيطان و لشکريانش مي باشد. (لَهَا سَبْعَةُ أَبْوَابٍ) جهنم هفت در دارد و براي هر يک از ديگري پايين تر است. (لِّكُلِّ بَابٍ مِّنْهُمْ جُزْءٌ مَّقْسُومٌ) و هر دري از پيروان ابليس بر حسب اعمالشان بهره اي مشخص است. خداوند متعال فرموده است: (فکبکبوا فيها هم والعاون ، و جنود ابليس اجمعون) پس همۀ گمراهان و لشکريان شيطان بر روي صورت به جهنم انداخته مي شوند. 
پس از آنکه خداوند شکنجه و عذاب سختي را که براي پيروان شيطان آماده کرده است بيان نمود، فضل بزرگ و نعمت پايداري را که براي دوستانش تدارک ديده است نيز بيان نموده و فرمود:إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ بي گما