د:رَبِّ اجْعَلْنِي مُقِيمَ الصَّلاَةِ وَمِن ذُرِّيَّتِي رَبَّنَا وَتَقَبَّلْ دُعَاء پروردگارا! مرا و فرزندانم را نمازگزار قرار بده. پروردگارا! و دعا و نيايش مرا بپذير.
رَبَّنَا اغْفِرْ لِي وَلِوَالِدَيَّ وَلِلْمُؤْمِنِينَ يَوْمَ يَقُومُ الْحِسَابُ پروردگارا! مرا و پدر و مادرم و مومنان را بيامرز در آن روزي که حساب بر پا مي گردد. 
خداوند دعاي او را در همۀ اين موارد پذيرفت، بجز دعاي ابراهيم در حق پدرش که پذيرفته نشد، و دعاي ابراهيم براي پدرش به خاطر وعده اي بود که به و داده بود، اما وقتي براي ابراهيم روشن شد که پدرش دشمن خداست از او بيزاري جست.وَلاَ تَحْسَبَنَّ اللّهَ غَافِلاً عَمَّا يَعْمَلُ الظَّالِمُونَ إِنَّمَا يُؤَخِّرُهُمْ لِيَوْمٍ تَشْخَصُ فِيهِ الأَبْصَارُ و خداوند را از آنچه که ستمکاران مي کنند بي خبر مي پندار. جز اين نيست که (کيفر) آنان را براي روزي که چشمان در آن خيره مي شوند به تاخير مي اندازد. 
مُهْطِعِينَ مُقْنِعِي رُءُوسِهِمْ لاَ يَرْتَدُّ إِلَيْهِمْ طَرْفُهُمْ وَأَفْئِدَتُهُمْ هَوَاء شتابانند و در حالي که سر برافراشته اند و چشم بر هم نمي زنند و محل دلهايشان تهي است (به سوي ندا دهنده مي روند). 
اين تهديد شديدي است براي ستمگران، و دلجويي و تسليتي است براي ستم ديدگان، خداوند متعال مي فرمايد: (وَلاَ تَحْسَبَنَّ اللّهَ غَافِلاً ) گمان مبر خداوند  از کارهايي که ستمکاران مي کنند بي خبر است. خداوند آنها را مهلت داده و روزي فراواني را به سوي آنان سرازير نموده است و در شهرها آرام و مطمئن به تفريح و گردش مي پردازند. اين دليلي بر خوب بودن حالت آنها نيست، زيرا خداوند به ستمگران مهلت مي دهد تا بيشتر گناه انجام دهند، اما وقتي که آنها را گرفت ديگر رهايشان نمي کنند: (و کذلک اخذ ربک اذا احد القري و هي ظلمه ان اخذه اليم شديد) و اين چنين است عذاب پروردگارت آنگاه که اهل آبادي ها در حالي که ستمگر بودند به عذاب خود گرفتار نمود، بي گما ن مجازات او دردنکا و سخت است. و ظلم در اينجا شامل ظلم بنده در حق پروردگار، و نيز ظلم او در حق بندگان خدا مي شود. ( إِنَّمَا يُؤَخِّرُهُمْ لِيَوْمٍ تَشْخَصُ فِيهِ الأَبْصَارُ ) (کيفر) آنان را براي روزي که چشمان در آن خيره مي شوند به تاخير مي اندازد. روزي که چشمان از حرکت باز مانده و از هراس و وحشت آن روز پلکها بر هم نهاده نمي شوند. 
(مُهْطِعِينَ) يک راست به سوي ندا دهندۀ محشر مي شتابند و به منظور اجابت ندا دهنده آنگاه که آنان را براي حضور دربارگاه خداوند فرا مي خواند، مي شتابند و نمي توانند از حضور در آنجا امتناع ورزند، و پناهگاهي ندارند. (مُقْنِعِي رُءُوسِهِمْ ) سرهايشان را بالا گرفته و دستانشان زير زنخدانشان بسته است، بنابراين سرهايشان بالا است، (لاَ يَرْتَدُّ إِلَيْهِمْ طَرْفُهُمْ وَأَفْئِدَتُهُمْ هَوَاء ) و چشمانشان فرو بسته نمي شود و محل دلهايشان تهي است و دلهايشان به حلقوم رسيده و آکنده از غم و ناراحتي و پريشاني است.وَأَنذِرِ النَّاسَ يَوْمَ يَأْتِيهِمُ الْعَذَابُ فَيَقُولُ الَّذِينَ ظَلَمُواْ رَبَّنَا أَخِّرْنَا إِلَى أَجَلٍ قَرِيبٍ نُّجِبْ دَعْوَتَكَ وَنَتَّبِعِ الرُّسُلَ أَوَلَمْ تَكُونُواْ أَقْسَمْتُم مِّن قَبْلُ مَا لَكُم مِّن زَوَالٍ و مردم را از روزي بترسان که عذاب به سراغشان مي آيد آنگاه که ستمکاران مي گويند: «پروردگارا! ما را تا مدتي مهلت بده تا  دعوتت را بپذيريم و از پيامبران پيروي کنيم» (به آنان گفته مي شود): «مگر پيش از اين سوگند نخورديد که شما را زوالي نيست و از بين نمي رويد؟»
وَسَكَنتُمْ فِي مَسَـاكِنِ الَّذِينَ ظَلَمُواْ أَنفُسَهُمْ وَتَبَيَّنَ لَكُمْ كَيْفَ فَعَلْنَا بِهِمْ وَضَرَبْنَا لَكُمُ الأَمْثَالَ و در منازل کساني که برخودشان ستم کردند سکونت گزيديد، و برايتان روشن شد که با آنها چگونه رفتار کرديم، و مثالها برايتان زديم. 
خداوند متعال به پيامبرش محمد عليه الصلاه و السلام مي فرمايد: (وَأَنذِرِ النَّاسَ يَوْمَ يَأْتِيهِمُ الْعَذَابُ) و مردم را از روزي بترسان که عذاب به سراغشان مي آيد. يعني آن حالات را برايشان بيان کن و آنان را از اعمالي که موجب عذاب سخت و هولناک مي شود بر حذر دار. (فَيَقُولُ الَّذِينَ ظَلَمُواْ) آنگاه کساني که با ارتکاب کفر و تکذيب و انواع گناه برخود ستم کرده اند پشيمان شده و از خداوند مي خواهند تا آنان را به دنيا باز گرداند، در حالي که چنين چيزي مقدور نيست. آنان مي گويند (رَبَّنَا أَخِّرْنَا إِلَى أَجَلٍ قَرِيبٍ) پروردگارا! ما را به دنيا برگردان به درستي که ما (حقيقت و صداقت گفتار شما را ) مشاهده کرديم. (نُّجِبْ دَعْوَتَكَ) تا دعوتت را بپذيريم، چون خداوند به بهشت و خانۀ امن دعوت مي کند، (وَنَتَّبِعِ الرُّسُلَ) و از پيامبران پيروي کنيم. و اينها همه به خاطر آرزوي رهايي از عذاب دردناک است، وگرنه آنها در وعده اي که مي دهند دروغ مي گويند. (ولو ردوا لعادوا لما نهوا عنه) و اگر چنانچه به دنيا باز گردانده شوند به آنچه از آن نهي شده اند باز مي گردند. بنابراين مورد سرزنش قرار مي گيرند و به آنها گفته مي شوند: (أَوَلَمْ تَكُونُواْ أَقْسَمْتُم مِّن قَبْلُ مَا لَكُم مِّن زَوَالٍ) مگر پيش از اين سوگند ياد نکرده بوديد که شما را زوالي نيست و به جهان آخرت برده نمي شويد؟ اما اکنون برايتان روشن شده که سوگندتان بيهوده و شکسته شده است و دروغ گفته ايد. 
(وَسَكَنتُمْ فِي مَسَـاكِنِ الَّذِينَ ظَلَمُواْ أَنفُسَهُمْ وَتَبَيَّنَ لَكُمْ كَيْفَ فَعَلْنَا بِهِمْ) و در منازل و سرزمين کساني که برخودشان ستم کردند سکونت گزيديد، و برايتان روشن شد که با آنان چگونه آنها را به انواع عذاب گرفتار ساختيم، آنگاه که آيات روشن الهي را تکذيب کردند. (وَضَرَبْنَا لَكُمُ الأَمْثَالَ ) و مثالهاي واضح را که کوچکترين شک و ترديدي در دل باقي نمي گذارد، برايتان زديم. اين معجزات و نشانه ها در مورد آنان مفيد واقع نشد بلکه همچنان بر باطل خود ماندند تا اينکه به روزي رسيدند که در آن هيچ عذري پذيرفتني نيست.وَقَدْ مَكَرُواْ مَكْرَهُمْ وَعِندَ اللّهِ مَكْرُهُمْ وَإِن كَانَ مَكْرُهُمْ لِتَزُولَ مِنْهُ الْجِبَالُ و بي گمان آنان دسيسه و مکرشان را به کار بردند، و مکرشان با خدا است، هر چند مکرشان چنان شديد بود که کوهها به سبب آن از جاي برکنده مي شد. 
(وَقَدْ مَكَرُواْ مَكْرَهُمْ) و کساني که پيامبران را تکذيب کردند مکر و نيرنگ نمودند، مکري که بر عملي کردن آن توانايي داشتند. (وَعِندَ اللّهِ مَكْرُهُمْ ) و آگاهي و قدرت خداوند مکر و نيرنگ آنان را احاطه نموده و نيرنگ و مکرشان را به خودشان باز گرداند: (و لا يحيق المکر السيي الا باهله) و مکر بد جز دامان صاحبشان را نمي گيرد. (وَإِن كَانَ مَكْرُهُمْ لِتَزُولَ مِنْهُ الْجِبَالُ ) هر چند مکر و نيرنگ کافران که پيامبران را تکذيب مي کردند چنان بزرگ بود که به