عمت خدا را بر خويشتن به ياد آوريد آن زمان که شما را از فرعونيان نجات داد که بدترين عذاب را به شما مي رساندند، و پسرانتان را سر مي بريدند و زنانتان را زنده نگاه مي داشتند، و در اين امر آزمايش بزرگي از جانب پروردگارتان بود».
خداوند متعال خبر مي دهد که موسي را با معجزه و نشانه هاي بزرگش فرستاد که بر راست بودن و صحت آنچه او آورده بود دلالت مي نمود، و او را به انجام دادن چيزي مامور کرد که پيامبرش محمد عليه السلام و ساير پيامبران را بدان فرمان داده بود : (أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَكَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ ) که قوم خويش را از تاريکي ها به سوي نور بيرون آور. يعني از تاريکي هاي جهالت و کفر و فروغ آن به سوي نور علم و ايمان و توابع آن. (وَذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللّهِ) و نعمت و احساني که خداوند نسبت به آنان ارزاني داشته و روزهاي سختي که بر کافران سپري شده است را به آنان يادآوري کن تا سپاسگزاري نشانه هاست. يعني کساني که در سختي ها و تنگندستي و ناخوشي شکيبايي مي ورزند و در دوران برخورداري از خوشي و نعمت شکرگزارند. 
همانا از طريق روزهاي (خوشي و نا خوشي که ) خدا (بر آنان آورده بود) بر کمال قدرت و احسان فراگير و کمال عدالت و حکمت خدا استدلال مي شود، بنابراين موسي دستور پروردگارش را اطاعت نمود و نعمت هايي را که خداوند به آنان داده بود به آنان گوشزد کرده و گفت: (اذْكُرُواْ نِعْمَةَ اللّهِ عَلَيْكُمْ) با دل و زبانتان نعمت هاي خدا را بر خويشتن ياد کنيد. (إِذْ أَنجَاكُم مِّنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَسُومُونَكُمْ سُوءَ الْعَذَابِ ) آنگاه که شما را از فرعونيان نجات داد که بدترين و سخت ترين عذاب را به شما مي رساندند، و آن را  اينگونه تفسير نمود: (وَيُذَبِّحُونَ أَبْنَاءكُمْ وَيَسْتَحْيُونَ نِسَاءكُمْ) و پسرانتان را سر مي بريدند و دخترانتان را زنده نگاه داشته و آنها را نمي کشتند. (وَفِي ذَلِكُم) و در اين امر که عبارت است از نجات دادن شما از عذاب ، (بَلاء مِّن رَّبِّكُمْ عَظِيمٌ ) نعمت بزرگي است از جانب پروردگارتان يا به عبارت ديگر اين عذابي که شما از جانب فرعون و گروهش بدان مبتلا شديد آزمايش بزرگي از جانب خداوند بود تا روشن سازد که آيا پند مي پذيريد يا نه؟وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ لَئِن شَكَرْتُمْ لأَزِيدَنَّكُمْ وَلَئِن كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٌ و آن گاه که پروردگارتان اعلام داشت که اگر سپاسگزاري کنيد (نعمت و برکات) شما را افزون کنم و اگر کفر بورزيد بي گمان عذاب من بسيار سخت است .
موسي با تحريک و تشويق نمودن آنان بر سپاسگزاري نعمت هاي خداوند، به آنان فرمود: (وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ)و به ياد آوريد آن گاه که پروردگارتان اعلام کرد و وعده داد که، (لَئِن شَكَرْتُمْ لأَزِيدَنَّكُمْ) اگر سپاسگزاري کنيد و شکر نعمت هايم را به جاي آوريد، نعمت خود را بر شما افزون مي کنم و شما را از نعمت هاي خويش بيشتر بهره مند مي سازم، (وَلَئِن كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٌ ) و اگر کفر بورزيد بي گمان عذاب من بسيار سخت است. و از جملۀ عذاب الهي اين است که نعمتي را که به آنها بخشيده است از دست آنان بگيرد. و شکر نعمت يعني اينکه آدمي قلباً به نعمت هاي خدا اعتراف کند و خدا را به خاطر آن ستايش نمايد و آنها را در راه خشنودي خداوند متعال صرف کند و کفر نعمت بر عکس اين است.وَقَالَ مُوسَى إِن تَكْفُرُواْ أَنتُمْ وَمَن فِي الأَرْضِ جَمِيعًا فَإِنَّ اللّهَ لَغَنِيٌّ حَمِيدٌ و موسي گفت: «اگر شما و تمامي کساني که در روي زمين زندگي مي کنند همگي کفر بورزيد، (بدانيد) که خداوند بي نياز و ستوده است»
(وَقَالَ مُوسَى إِن تَكْفُرُواْ أَنتُمْ وَمَن فِي الأَرْضِ جَمِيعًا)و (به ياد آوريد آنگاه که) موسي گفت: اگر شما و تمامي کساني که در روي زمين به سر مي برند همگي کفر بورزيد، هرگز نمي توانيد کمترين زياني را به خدا برسانيد. (فَإِنَّ اللّهَ لَغَنِيٌّ حَمِيدٌ )زيرا خداوند بي نياز و ستوده است. پس انجام طاعت و عبادت بر پادشاهي او نمي افزايد و نافرماني و عصيان چيزي از سلطنت وي نمي کاهد. و او کاملاً بي نياز است و در ذات و اسما و صفات و کا رهايش ستوده است و تمام صفت هاي خوب و کمال را داراست و تمام نامهاي نيک و کارهاي زيبا از آن اوست.أَلَمْ يَأْتِكُمْ نَبَأُ الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ قَوْمِ نُوحٍ وَعَادٍ وَثَمُودَ وَالَّذِينَ مِن بَعْدِهِمْ لاَ يَعْلَمُهُمْ إِلاَّ اللّهُ جَاءتْهُمْ رُسُلُهُم بِالْبَيِّنَاتِ فَرَدُّواْ أَيْدِيَهُمْ فِي أَفْوَاهِهِمْ وَقَالُواْ إِنَّا كَفَرْنَا بِمَا أُرْسِلْتُم بِهِ وَإِنَّا لَفِي شَكٍّ مِّمَّا تَدْعُونَنَا إِلَيْهِ مُرِيبٍ آيا خبر کساني که پيش از شما بودند (مانند ) قوم نوح، عاد، ثمود، و کسان ديگري که پس از ايشان آمدند (و) به جز خدا کسي از آنان خبر ندارد، به شما نرسيده است؟ پيامبرانشان با معجزات (فراوان) به نزد آنان آمدند آنگاه دستانشان را در دهان هايشان نهادند و گفتند: «ما به آنچه شما بدان ماموريت يافته ايد باور نداريم و از آنچه ما را بدان فرا مي خوانيد سخت در شک هستيم».
خداوند متعال بندگانش را بيم مي دهد، و به بيان عذابهايي مي پردازد که بر امت هاي تکذيب کننده وارد کرده است، آنگاه که پيامبرانشان به نزد آنها آمدند اما آنان را تکذيب کردند و خداوند در همين دنيا آنها را به عذابي که مردم آن را ديده و شنيده اند گرفتار نمود، پس فرمود: (أَلَمْ يَأْتِكُمْ نَبَأُ الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ قَوْمِ نُوحٍ وَعَادٍ وَثَمُودَ ) آيا خبر کساني که پيش از شما بودند مانند قوم نوح، عاد، ثمود که خداوند داستانشان را در کتباش بيان نموده و آن را شرح داده است به شما نرسيده است؟ (وَالَّذِينَ مِن بَعْدِهِمْ لاَ يَعْلَمُهُمْ إِلاَّ اللّهُ) و کسان ديگري که پس از ايشان آمدند و چون زياد بودند سرگذشت آنان از ميان رفته است و کسي جز خدا آن را نمي داند. پس ايشان همه (جَاءتْهُمْ رُسُلُهُم بِالْبَيِّنَاتِ) پيامبرانشان با دلايلي روشن که بر راستي آنچه آورده بودند دلالت مي نمود که به نزدشان آمدند و خداوند هيچ پيامبري را نرستاده مگر اينکه به او نشانه ها و معجزاتي داده است که انسانها با مشاهدۀ چنان معجزاتي ايمان مي آورند. پس هنگامي که پيامبرانش با معجزات و دلايل روشن به نزدشان آمدند فرمان نبردند بلکه با خود بزرگ بيني آن را رد نمودند. (فَرَدُّواْ أَيْدِيَهُمْ فِي أَفْوَاهِهِمْ ) و دستانشان را در دهان هايشان نهادند يعني به آنچه که پيامبران آورده بودند ايمان نياوردند و لب به سخني نگشودند که بر ايمانشان دلالت نمايد. همچنانکه خداوند فرموده است: (يجعلون اصبعهم في ءاذانهم من الصوعق حذر الموت) انگشتان خود را از نهيبت آذرخش و بيم مرگ در گوشهايشان فرو مي برند. 
(وَقَالُواْ) و به صراحت به پيامبران گفتند : (إِنَّا كَفَرْنَا بِمَا أُرْسِلْتُم بِهِ وَإِنَّا لَفِي شَكٍّ مِّمَّا تَدْعُونَنَا إِلَيْه