تهايي که شادي بخش ارواح است و همه ي لذات و شاديها را دربر مي گيرد. پس آدمي بايد براي رسيدن به چنين چيزي بکوشد و دراين زمينه با ديگران به رقابت بپردازد.وَالَّذِينَ يَنقُضُونَ عَهْدَ اللّهِ مِن بَعْدِ مِيثَاقِهِ وَيَقْطَعُونَ مَآ أَمَرَ اللّهُ بِهِ أَن يُوصَلَ وَيُفْسِدُونَ فِي الأَرْضِ أُوْلَئِكَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَلَهُمْ سُوءُ الدَّارِ و آنان که پيمان خدا را پس از بستن آن مي شکنند، و پيوندي را مي گسلند که خداوند به حفظ آن دستور داده است، و در زمين فساد مي کنند، لعنت و نفرين بهرۀ ايشان است و سختي آن سراي را (نيز) دارند. 
وقتي خداوند حالت اهل بهشت را بيان نمود، بيان داشت که اهل جهنم بر عکس بهشتيان مي باشند، پس در مورد اهل جهنم فرمود: (وَالَّذِينَ يَنقُضُونَ عَهْدَ اللّهِ مِن بَعْدِ مِيثَاقِهِ ) و آنان که پيمان خدا را پس از بستن آن مي شکنند. يعني بعد از اينکه خداوند پيمانش را به وسيلۀ پيامبرانش بر آنان محکم نمود آنها منقاد نشدند و تسليم نگشتند، بلکه با روي گرداني و پيمان شکني با آن برخورد کردند. 
(وَيَقْطَعُونَ مَآ أَمَرَ اللّهُ بِهِ أَن يُوصَلَ) و پيوندي را مي گسلند که خداوند به حفظ و نگاه داشتن آن دستور داده است؛ پس رابطۀ خود و پروردگارشان را با ايمان آوردند و انجام عمل صالح نگه نداشته و پيوند خويشاوندي را گسستند، و حقوق آنان را به جاي نياوردند؛ بلکه با کفر و زيدن و انجام گناهان و بازداشتن مردم از راه خدا و کج نشان دادن دين او، در زمين فساد و تباهي کردند. 
(أُوْلَئِكَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ ) اينان نفرين بهرۀ ايشان است. يعني دوري از رحمت خدا و مذمت و نکوهش از جانب وي و فرشتگان و بندگان مومن بهرۀ ايشان است. (وَلَهُمْ سُوءُ الدَّارِ)   و بدي و سختي آن سراي را نيز دارند. و آن جهنم و عذابهاي دردناک آن است.اللّهُ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشَاء وَيَقَدِرُ وَفَرِحُواْ بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا فِي الآخِرَةِ إِلاَّ مَتَاعٌ خداوند روزي را براي هر کس که بخواهد فراغ و فراوان مي گرداند و آن را براي هر کس که بخواهد تنگ و کم قرارمي دهد و آنها به زندگي دنيا شاد و خشنودند در حالي که زندگي دنيا در برابر آخرت کالاي ناچيزي بيش نيست. 
يعني فقط خداوند است که روزي را براي هر کس بخواهد فراخ و فراوان مي گرداند و آن را براي هر کس که بخواهد تنگ مي دارد. (وَفَرِحُواْ بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا) و کافران به زندگي دنيا شاد و خشنودند؛ خشنوديي که باعث شده تا به زندگي دنيا بچسبند و از آخرت غافل نشوند و اين به سبب نقصان عقلشان است (وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا فِي الآخِرَةِ إِلاَّ مَتَاعٌ) و زندگي دنيا در برابر آخرت چيز اندکي است و مدت کمي از آن بهره مند مي شوند، چرا که عاقبت از خانواده و يارانشان جدا مي شوند و عذاب دراز مدتي را پيش روي خواهند داشت.وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَوْلاَ أُنزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِّن رَّبِّهِ قُلْ إِنَّ اللّهَ يُضِلُّ مَن يَشَاء وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ أَنَابَ و کافران مي گويند: «چرا بر او نشانه اي از جانب پروردگارش فرو فرستاده نشده است؟ » بگو: «خداوند هر کس را بخواهد گمراه مي کند و هر کس را که توبه کند و سوي خودش هدايت مي نمايد» . 
الَّذِينَ آمَنُواْ وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِكْرِ اللّهِ أَلاَ بِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ آن کساني که ايمان آورده و دلهايشان به ياد خدا آرامش پيدا مي کند، بدانيد که دلها با نام خدا آرام مي گيرند. 
الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ طُوبَى لَهُمْ وَحُسْنُ مَآبٍ آنان که ايمان آورده و کارهاي شايسته انجام داده اند خوشا به حال ايشان و آنان سرانجام نيکي دارند. 
خداوند متعال خبر مي دهد کساني که به آيات وي کفر ورزيدند و بر پيامبر سخت گرفتند و به او پيشنهاد کرده و گفتند: (لَوْلاَ أُنزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِّن رَّبِّهِ) چرا نشانه اي از سوي پروردگارش بر او نازل نشده است؟ و آنها ادعا مي کردند که اگر معجزه و نشانه اي بر پيامبر فرو فرستاده مي شد آنها به وي ايمان مي آوردند. پس خداوند آنان را پاسخ داد و فرمود: (قُلْ إِنَّ اللّهَ يُضِلُّ مَن يَشَاء وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ أَنَابَ) بگو: خداوند هر کس را بخواهد گمراه مي کند و هر کس را که توبه نمايد و خشنودي پروردگار را بجويد و به سوي خويش هدايت مي کند. پس هدايت و گمراهي در دست آنان نيست تا آن را منوط به معجزه ها و نشانه ها کنند. آنها دروغگويند، (ولو اننا نزلنا اليهم الملئکه و کلمهم الموتي و حشرنا عليهم کل شيء قبلاً ما کانوا ليومنوا الا ان يشاء الله و لکن اکثرهم يجهلون) حتي اگر ما فرشتگان را به سوي آنها فرو بفرستيم و مردگان با آنها سخن بگويند و همه چيز را پيش چشم آنها محشور کنيم ايمان نخواهند آورد، مگر اينکه خدا بخواهد، ولي بيشتر آنان نمي دانند. 
و لازم نيست پيامبر نشانه و معجزه اي بياورد که آنان تعيين و پيشنهاد مي نمايند، بلکه هر معجزه اي را که پيامبر پيش آنها بياورد و حق را روشن نمايد کفايت مي کند و مقصود حاصل مي شود، و اين برايشان بهتر است ، زيرا اگر معجزات آنچنان که آنها مي خواهند و پيشنهاد مي کنند نزدشان بيايد و به آن ايمان نياورند بلافاصله و در همين دنيا عذاب خدا آنها را فراموش خواهد گرفت. سپس خداوند علامت مومنان را بيان نمود و فرمود: 
(الَّذِينَ آمَنُواْ وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِكْرِ اللّهِ) کساني که ايمان آورده، و دلهايشان با ياد خدا آرامش پيدا مي کند و اضطراب و نگراني هايش برطرف مي شود و لذت و شادي بدان روي مي آورد، (اللّهِ أَلاَ بِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ) يعني شايسته است که  دلها جز به ياد خدا سکون و آرامش پيدا نکند، زيرا هيچ چيزي براي دلها از محبت آفريننده لذت بخش تر و شيرين تر نيست و هيچ چيز از انس گرفتن به خدا و شناخت او شيرين تر نيست. و دلها به اندازۀ شناختي که از خداوند دارند و به اندازه محبتي که به خدا دارند به ياد و ذکر او مي پردازند، پس ذکر خدا يعني ياد کردن بنده پروردگارش را با تسبيح و تهليل و تکبير و ....
و گفته شده که منظور از ذکر خدا کتابش است که آن را به منظور پند پذيري مومنان فرا فرستاده است، بنابراين معني آرامش يافتن قلب با ذکر خدا اين است که دل معاني وا حکام قرآن را بفهمد تا با آن آرام گيرد، زيرا معاني و احکام قرآني روشن است و با دلايل و حجت فراواني مورد تاييد قرار گرفته است. و از اين طريق دلها آرام مي گيرند، زيرا دلها جز با يقين و علم ارامش نمي يابند و يقين و علم به کاملترين صورت در لابلاي آيان قران نهفته است و قطعاً دلها به غير از قرآن آرام نمي گيرند، اما ديگر کتابها که بر مبناي قران تدوين نشده اند، دل ها به آنها سکون و آرامش پيدا نمي کنند، زيرا به خاطر تعارض دلايل و تضاد احکامي که در انها وجود دارد دچار اشفتگي و اضطراب مي شود. 
(ولوکان من عند غير الله لوجدوا فيه اختلفا کثير