ِن دُونِ اللّهِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ مي گويند: «آن را خودش ساخته است، و به دروغ به خدا نسبت مي دهد». بگو: «اگر راستگو هستيد ده سورۀ دروغين همانند آن را بياوريد و غير از خدا هر کس را که مي توانيد به ياري فراخوانيد. 
فَإِن لَّمْ يَسْتَجِيبُواْ لَكُمْ فَاعْلَمُواْ أَنَّمَا أُنزِلِ بِعِلْمِ اللّهِ وَأَن لاَّ إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ فَهَلْ أَنتُم مُّسْلِمُونَ پس اگر سخن شما را نپذيرفتند ، بدانيد که اين قرآن همراه با علم الهي نازل شده است و معبود به حقي جز او نيست، پس آيا شما فرمانبردار مي گرديد؟
خداوند متعال با دلجويي دادن پيامبر عليه السلام در مقابل تکذيب کنندگان مي فرمايد: (فَلَعَلَّكَ تَارِكٌ بَعْضَ مَا يُوحَى إِلَيْكَ وَضَآئِقٌ بِهِ صَدْرُكَ أَن يَقُولُواْ ) يعني شايسته نيست که گفتۀ آنان در تو اثر بگذارد، و از آنچه که بر آن هستي باز بدارد، و آنگاه برخي از مطالبي را که به سوي تو وحي مي شود رها کني و به خاطر خيره سري آنان دلتنگ گردي، که مي گويند: (لَوْلاَ أُنزِلَ عَلَيْهِ كَنزٌ أَوْ جَاء مَعَهُ مَلَكٌ ) چرا گنجي بر او فرو فرستاده نشد يا چرا فرشته اي با او نيامده است؟ زيرا اين سخن ناشي از خيره سري و ستمگري و مخالفت و گمراهي و عدم شناخت آنان نسبت به حجت ها و دلايل است . پس به کارت ادامه بده و اين گفته هاي پوچ که جز فردي بي خرد آن را بر زبان نمي آورد تو را باز ندارد و دلت را تنگ و ناراحت نکند. آيا دليلي ارائه داده اند که از حل آن درمانده باشي؟ يا در آنچه آورده اي عيبي گرفته اند که عيب جويي آنها در آن اثر گذارد و ارزش آن را کم کند؟ پس دل تنگ نشو، زيرا حساب آنها بر گردن تو نيست، و با زور نمي توان آن را هدايت کني. بلکه تو (إِنَّمَا أَنتَ نَذِيرٌ وَاللّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ )تنها بيم دهنده هستي و خداوند بر هر چيزي نگاهبان است و اعمالشان را ثبت و ضبط مي نمايد و آنها را طبق اعمالشان سزا و جزا مي دهد. 
(أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ ) آيا مشرکان مي گويند : محمد اين قرآن را از پيش خود ساخته است؟ خداوند آنان را پاسخ داد و فرمود: (قُلْ) به آنان بگو: ( فَأْتُواْ بِعَشْرِ سُوَرٍ مِّثْلِهِ مُفْتَرَيَاتٍ وَادْعُواْ مَنِ اسْتَطَعْتُم مِّن دُونِ اللّهِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ(  اگر راستگو هستيد ده سورۀ دروغن همانند آن را بياوريد و غير از  خدا هر کس را که مي توانيد به ياري فرا خوانيد. يعني اگر او قرآن را از خود ساخته است شما هم مانند وي فصاحت و بلاغت داريد، و دشمنان حقيقي او هستيد و براي باطل کردن دعوتش هر چه را که داريد صرف مي کنيد، پس اگر راست مي گوييد ده سورۀ دروغين همانند آن را بياوريد. 
(فَإِن لَّمْ يَسْتَجِيبُواْ لَكُمْ) پس اگر سخن شما را در اين مورد نپذيرفتند، ( فَاعْلَمُواْ أَنَّمَا أُنزِلِ بِعِلْمِ اللّهِ) بدانيد که اين قرآن از جانب خدا نازل شده است. چون براي اثبات اينکه از جانب خدا است دليل وجود دارد، و معارضي براي آن پيدا نشده است. ( وَأَن لاَّ إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ ) و بدانيد که جز خدا هيچ معبود بر حقي که سزاوار الوهيت و پرستش باشد وجود ندارد (فَهَلْ أَنتُم مُّسْلِمُونَ( پس آيا شما تسليم الوهيت خدا گشته و فمران بردار بندگي او مي شويد؟
و اين آيات مبين آنند که براي دعوتگر راه خدا شايسته نيست اعتراض معترضين و انتقاد منتقدان و عيب جويان او را از دعوت و فراخواني به سوي دين باز دارد . به خصوص وقتي که اعتراض و انتقاد بي دليل باشد و معترض نتواند در آنچه که دعوتگر به سوي آن دعوت مي کند کاستي و نقصي بياورد. و نبايد دلتنگ شود بلکه بايداطمينان خاطر داشته باشد و کارش را ادامه بدهد، و به آن روي آورد. و نيز لازم نيست پيشنهادايت که پيشنهاد کنندگان بنا به دلايلي که براي خود دارند مطرح مي کنند، جواب داده شود. بلکه کافي است در پاسخ تمام اين مسايل و خواسته ها دليلي را اقامه کرد که معارض و مخالفي نداشته باشد. 
و اين آيات بيانگر آنند که قرآن در ذات خود معجزه است و هيچ کس نمي توانند مانند آن را بياورد، و نمي تواند ده سوره مانند آن را بياورد، و حتي نمي تواند يک سوره مانند آن را بياورد. چون خداوند دشمنان فصيح و بليغ را به مبارزه طلبيد اما با آن معارضه نکردند، چون مي دانستند توانايي آن را ندارند.
و در اين آيات به اين مطلب اشاره شده است که يکي از چيزهايي که بايد نسبت به آن يقين داشت و نبايد به گمان غالب بسنده کرد قران و توحيد است، زيرا فرموده است: 
(فَاعْلَمُواْ أَنَّمَا أُنزِلِ بِعِلْمِ اللّهِ وَأَن لاَّ إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ) پس بدانيد که اين قرآن همراه با علم خدا نازل شده است و هيچ معبود راستيني جز او نيست.مَن كَانَ يُرِيدُ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَزِينَتَهَا نُوَفِّ إِلَيْهِمْ أَعْمَالَهُمْ فِيهَا وَهُمْ فِيهَا لاَ يُبْخَسُونَ  کساني که زندگاني دنيا و زينت آن را بخواهند اعمالشان را در اين جهان تمام و کمال به انها مي دهيم و آنها در آنجا کاستي نبينند. 
أُوْلَـئِكَ الَّذِينَ لَيْسَ لَهُمْ فِي الآخِرَةِ إِلاَّ النَّارُ وَحَبِطَ مَا صَنَعُواْ فِيهَا وَبَاطِلٌ مَّا كَانُواْ يَعْمَلُونَ ايشان کساني اند که در آخرت جز آتش بهره اي ندارند و آنچه در دنيا کرده بودند ضايع و هدر مي رود، و کارهايشان پوچ و باطل است. 
خداوند متعال مي فرمايد: (مَن كَانَ يُرِيدُ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَزِينَتَهَا ) هر کس که هدف نهايي اش زندگاني دنيا و زينت آن از قبيل زنان و فرزندان و اموال هنگفت از طلا و نقره و اسب هاي نشان دارد و چهارپايان و کشتزارها باشد و تمام هم و غمش را در اين چيزها منحصر نمايد، و آخرت و دنياي باقي در تفکر او جايگاهي نداشته باشد، اين فرد را جز کافر نمي توان ناميد، زيرا اگر مومن بود، ايمانش را از اين کار و از اين طرز تفکر باز مي داشت، بلکه ايمان او و آنچه که از اعمال (خير) انجام داده است، نشانه اي است از نشانه هاي آخرت خواهي او.
اما اين بدبختان که گويا فقط براي اين دنيا آفريده شده اند (نُوَفِّ إِلَيْهِمْ أَعْمَالَهُمْ فِيهَا وَهُمْ فِيهَا) يعني آن پاداش دنياي که براي آنان در «لوح المحفوظ» رقم زده شده است و به آنان مي دهيم ، (وَهُمْ فِيهَا لاَ يُبْخَسُونَ ) و آنان در آنجا کاستي نبينند  يعني از آنچه برايشان مقدر شده است کم نمي شود ولي اين نهايت و پايان نعمت ها است. (أُوْلَـئِكَ الَّذِينَ لَيْسَ لَهُمْ فِي الآخِرَةِ إِلاَّ النَّارُ ) ايشان کساني اند که در آخرت بهره اي جز آتش ندارند، و در آن جادوانه مي مانند و يک لحظه عذاب از آنها دور نمي شود، و به راستي که از پاداش فراوان محروم گشته اند، (وَحَبِطَ مَا صَنَعُواْ فِيهَا ) و نقشه هايي که عليه حق و اهل حق مي کشيدند مضمحل و نابود گشته و کارهاي خيري که انجام مي دادند و اساسي نداشت و بر اساس ايمان انجام نيافته بود پوچ گشته و به هدر مي رود.أَفَمَن كَانَ عَلَى بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّهِ وَيَتْلُوهُ شَاهِدٌ مِّنْهُ وَمِن قَبْلِهِ كِتَابُ مُوسَ