ت آدمي دلالت نمي کند. « ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ» سپس به سوي داناي پنهان و پيدا بر گردندانده مي شويد، آن ذاتي که هيچ چيز پوشيده  بر او پنهان نمي ماند، « فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ» و شما را به آنچه از خوبي و بدي که انجام داده ايد آگاه مي سازد، و طبق عدالت خويش يا براساس فضل خود سزا و جزايتان مي دهد، بدون اينکه به اندازه ذره اي بر شما ستم بکند.
و بدان که بدکارِ گناهکار سه حالت دارد: يا اينکه سخن و عذرش در ظاهر و باطن پذيرفته شده و مورد عفو قرار مي گيرد به گونه اي که انگار گناهي نکرده است . يا اينکه به خاطر گناهش مورد عقوبت و تعزير عملي قرار مي گيرد، و يا اينکه از وي صرف نظر شده ودر مقابل کاري که کرده است مجازات عملي نمي شود. و در مورد منافقان خداوند به حالت سوم دستور داده است. بنابراين فرمود:« سَيَحْلِفُونَ بِاللّهِ لَكُمْ إِذَا انقَلَبْتُمْ إِلَيْهِمْ لِتُعْرِضُواْ عَنْهُمْ» چون به سوي آنان باز گرديد براي شما سوگند مي خورند تا از آنها صرف نظر کنيد، پس از آنان روي بگردانيد. يعني آنها را سززنش نکرده و شلاق نزنيد و آنها را نکشيد.
« إِنَّهُمْ رِجْسٌ» همانا آنان پليد و ناپاکند، و ارزش آن را ندارند که مورد توجه قرار گيرند. و سرزنش و مجازات در مورد آنها مفيد نيست. « وَ» برايشان کافي است که « وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ جَزَاء بِمَا كَانُواْ يَكْسِبُونَ » به کيفر کارهايي که کرده اند جايگاهشان جهنم باشد. « يَحْلِفُونَ لَكُمْ لِتَرْضَوْاْ عَنْهُمْ» علاوه بر صرف نظر کردن، انتظار دارند که از آنها خشنود شويد. 
انگار آنها هيچ کار بدي نکرده اند. «فَإِن تَرْضَوْاْ عَنْهُمْ فَإِنَّ اللّهَ لاَ يَرْضَى عَنِ الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ» پس اگر شما از آنان خشنود شويد قطعا خداوند از گروه فاسقان خشنود نمي شود. يعني براي شما مومنان شايسته نيست از کسي خشنود شويد که خداوند از او راضي نيست ، بلکه بر شماست که با پروردگارتان در خشنودي و ناخشنوديش همسو باشيد. و بيانديش که چگونه فرمود:« فَإِن تَرْضَوْاْ عَنْهُمْ فَإِنَّ اللّهَ لاَ يَرْضَى عَنِ الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ» همانا خداوند از گروه فاسقان خشنود نمي شود، و نفرمود:« خداوند از آنها خشنود نمي شود» تا بر اين دلالت نمايد که دروازه توبه باز است و فاسقين و غير آنان هر زمان توبه کنند خداوند توبه شان را مي پذيرد و از آنها راضي مي گردد.
اما تا وقتي که فاسق و نافرمان باشند خداوند از آنها راضي نخواهد شد، چون مانعِ خشنودي او وجود دارد و آن بيرون رفتن آنها از چيزي است که خدا برايشان پسنديده است از قبيل ايمان و اطاعت.
و به سوي چيزي بيرون رفتند که خداوند آن را نمي پسندد از قبيل شرک و نفاق و گناه.
خلاصه آنچه که خداوند ذکر کرده چنين است: منافقاني که بدون عذر از شرکت در جهاد تخلف ورزيده و به جهاد نرفتند، اگر براي مومنان عذر آوردند و ادّعا کردند که براي شرکت نکردنشان در جهاد عذرهايي داشته اند به درستي که منافقان مي  خواهند شما از آنان صرف نظر کنيد و از آنها راضي شويد و عذر آنها را بپذيريد اما شما هرگز نبايد عذرشان را بپذيريد و از آنان خشنود شويد.
اما آيا از آنان اعراض شود يا نه؟ آري! مومنان بايد از آنان اعراض نمايند، همچنانکه از  اعمال پست و نجس روي مي گردانند.
در اين آيات سخن گفتن براي خداوند متعال ثابت شده است. آن جا که مي فرمايد:« قَدْ نَبَّأَنَا اللّهُ مِنْ أَخْبَارِكُمْ» خداوند ما را از خبرهايتان آگاه ساخته است. و کارهاي اختياري که با مشيت و قدرت خدا به وقوع مي پيوندد در اين فرموده براي خداوند ثابت شده است، و همچنين در فرموده ي:« وَسَيَرَى اللّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ» خداوند خبر داده  است که او عمل شما را بعد از واقع شدن آن خواهد ديد، و در اين آيات نيز خشنودي خداوند از نيکوکاران و خشمگين بودن او از فاسقان ثابت شده است.الأَعْرَابُ أَشَدُّ كُفْرًا وَنِفَاقًا وَأَجْدَرُ أَلاَّ يَعْلَمُواْ حُدُودَ مَا أَنزَلَ اللّهُ عَلَى رَسُولِهِ وَاللّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ؛ عربهاي  باديه  نشين  کافرتر و منافق  تر از ديگرانند و به  بي  خبري  از  احکامي  که  خدا بر پيامبرش  نازل  کرده  است  سزاوارترند  و خدا دانا و  حکيم  است.
وَمِنَ الأَعْرَابِ مَن يَتَّخِذُ مَا يُنفِقُ مَغْرَمًا وَيَتَرَبَّصُ بِكُمُ الدَّوَائِرَ عَلَيْهِمْ دَآئِرَةُ السَّوْءِ وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ؛ پاره  اي  از عربهاي  باديه  نشين  آنچه  را که  خرج  مي  کنند چون  غرامتي  مي ، پندارند و منتظرند تا به  شما حوادثي  برسد  حوادث  بد بر خودشان  باد و  خدا شنوا و داناست.
وَمِنَ الأَعْرَابِ مَن يُؤْمِنُ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَيَتَّخِذُ مَا يُنفِقُ قُرُبَاتٍ عِندَ اللّهِ وَصَلَوَاتِ الرَّسُولِ أَلا إِنَّهَا قُرْبَةٌ لَّهُمْ سَيُدْخِلُهُمُ اللّهُ فِي رَحْمَتِهِ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ؛ و پاره  اي  از عربهاي  باديه  نشين  به  خدا و روز قيامت  ايمان  دارند و  آنچه را که  خرج  مي  کنند براي  نزديک  شدن  به  خدا و به  خاطر دعاي  پيامبر خرج  مي کنند  بدانيد که  همين  سبب  نزديکيشان  به  خدا خواهد شد و خدا به   رحمت  خويش  داخلشان  خواهد کرد ، زيرا آمرزنده  و مهربان  است.
خداوند متعال مي فرمايد:« الأَعْرَابِ» باديه نشينان، « أَشَدُّ كُفْرًا وَنِفَاقًا» کفر و نفاقشان از کفر و نفاق شهرنشيناني که کفر و نفاق در آنهاست بيشتر  است، و اين علل زيادي دارد، از آن جمله اين است که باديه نشينان از شناخت مقررات ديني و  اعمال و احکام دورند. پس آنان سزاوارتر و شايسته ترند که « أَلاَّ يَعْلَمُواْ حُدُودَ مَا أَنزَلَ اللّهُ عَلَى رَسُولِهِ» حدود و قوانين ايمان و احکام و نواهي و اوامري را که خدا بر پيامبرش نازل کرده است  ندانند. به خلاف شهرنشينان، زيرا آنها نزديک ترند به اينکه حدود آنچه را بدانند که  خداوند بر پيامبرش نازل کرده است، پس به سبب اين آگاهي براي آنان افکاري خوب و اراده هايي براي  انجام کار خيري که آن را مي شناسند پديد مي آيد که در ميان باديه نشينان وجود ندارد.
و در آنان نرم خويي و فرمان بردن از دعوتگر به اندازه اي هست که در باديه نشينان وجود ندارد، و آنها با مومنان همنشيني مي نمايند و بيشتر از باديه نشينان با آنها در مي آميزند. پس شهرنشينان از  اهل باديه براي انجام  خير سزاوارترند. اما هم در شهر کافر و منافق وجود دارد و هم در باديه و بيابان، ولي منافقان و کافران باديه نشين کفر و نفاقشان از کفر و نفاق شهرنشينان بيشتر و سخت تر است، به همين سبب باديه نشينان بر اموال خود حريص تر و بخيل ترند.
از ميان اين باديه نشينان کساني هستند که « مَن يَتَّخِذُ مَا يُنفِقُ» آنچه را از قبيل زکات و نفقه در راه خدا انفاق مي کنند« مَغرَمَاَ» زيان و تاوان شمرده و از آن چشم داشت پاداش ندارند، و آن را براي رضاي خدا نمي دهند و جز با ناخوشي و ناچاري نمي پر