ت به آخرت کالاي ارزشمندي محسوب مي شود؟! مگر عمر  انسان چقدر است که دنيا را آخرين هدف خويش قرار دهد و سعي و تلاش و زحمت او از دايره زندگي کوتاه دنيا که آکنده از کدورت ها و مملو از خطرهاست فراتر نرود؟! پس برچه اساسي دنيا را بر آخرت ترجيح مي دهيد؟! پس برچه اساسي دنيا را بر آخرت ترجيح مي دهيد؟ آخرتي که همه نعمتها را در بردارد، و در آن هرچه دل بخواهد و چشم لذت ببرد وجود دارد و شما در آن جاودانه مي مانيد. سوگند به خدا هرکس ايمان در دل داشته، و داراي فکري درست باشد دنيا را بر آخرت ترجيح نخواهد داد.
سپس خداوند آنها را در صورت عدم حرکت و نرفتن به جهاد تهديد کرد و فرمود:« إِلاَّ تَنفِرُواْ يُعَذِّبْكُمْ عَذَابًا أَلِيمًا» اگر براي جهاد حرکت  نکنيد خداوند شما را در دنيا و آخرت عذاب دردناکي مي دهد، زيرا بيرون نرفتن براي جهاد در حالتي که از شما خواسته مي شود به منظور جهاد بيرون رويد از گناهان کبيره است و باعث سخت ترين عذاب مي گردد، زيرا نرفتن  به جهاد زيان هاي فراواني را در بردارد، و کسي که به جهاد نرود از فرمان خدا سرپيچي نموده و مرتکب کاري شده که  خداوند از آن نهي کرده است، و او دين خدا را کمک نکرده و از  کتاب خدا و شريعت او دفاع ننموده است، و برادران مسلمانش را عليه دشمنشان که درصدد ريشه کني آنان و دينشان مي باشد ياري نکرده است . و چه بسا کساني ديگر که ايمانشان ضعيف است به او  اقتدا کنند، و نيز کساني که براي جهاد بپاخاسته اند سست شوند، بنابراين چنين کسي سزاوار است که  خداوند عذاب سختي را به او نويد دهد. پس فرمود:« يُعَذِّبْكُمْ عَذَابًا أَلِيمًا وَيَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَيْرَكُمْ وَلاَ تَضُرُّوهُ شَيْئًا» اگر براي جهاد حرکت نکنيد شما را عذاب دردناکي مي دهد و گروهي غير از شما را جايگزينتان مي سازد، سپس مثل شما نخواهند بود و هيچ زياني به او نمي رسانيد، زيرا خداوند متعال ياري کردن دينش، و برتر قرار دادن سخنش را تضمين کرده است، پس فرق نمي کند چه دستور خدا را فرمان بريد يا  اينکه آن را به پشت سرتان بياندازيد.« وَاللّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ» و خداوند بر هر چيزي توانا است؛ هرعملي را که بخواهد مي تواند  انجام دهد و هيچ کس نمي تواند او را شکست دهد.إِلاَّ تَنصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُواْ ثَانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لاَ تَحْزَنْ إِنَّ اللّهَ مَعَنَا فَأَنزَلَ اللّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَأَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَّمْ تَرَوْهَا وَجَعَلَ كَلِمَةَ الَّذِينَ كَفَرُواْ السُّفْلَى وَكَلِمَةُ اللّهِ هِيَ الْعُلْيَا وَاللّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ؛ اگر شما ياريش  نکنيد ، آنگاه  که  کافران  بيرونش  کردند ، خدا ياريش   کرد،، يکي  از آن  دو به  هنگامي  که  در غار بودند به  رفيقش  مي  گفت  :  اندوهگين مباش  ، خدا با ماست   خدا به  دلش  آرامش  بخشيد و با لشکرهايي   که  شماآن  را نمي  ديديد تاييدش  کرد  و کلام  کافران  را پست  گردانيد ،  زيرا کلام خدا بالاست  و خدا پيروزمند و حکيم  است.
اگر پيامبر خدا، محمد (ص) را ياري نکنيد، خداوند به شما نيازي ندارد و شما به او زياني نمي رسانيد، زيرا هنگامي که ايشان در سخت ترين شرايط بود خداوند کمکش  کرد، « إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُواْ» بدانگاه که کافران او را از مکه بيرون کردند و خواستند او را بکشند، و در اين مورد  تلاش کردند و به شدت براي کشتن او حريص بودند، و او را مجبور  کردند تا از شهر مکه بيرون رود. « ثَانِيَ اثْنَيْنِ» در حالي که يکي  از دو تن بود، پيامبر (ص) و ابوبکر صديق (رضي الله عنه) بودند. « إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ» هنگامي که آن دو در غار بودند. يعني وقتي که از  مکه بيرون رفتند در جنوب مکه به غار ثور پناه بردند، و در آن ماندند تا کفار از دنبال کردن آنان دست بردارند. پس آن دو در حالت سخت و مشقت باري بودند، زيرا دشمنان از هر طرف بيرون آمده بودند و آنها را مي جستند تا آنان را نصيب آنان نمود که به هيچ دلي راه نمي يابد. «  ِإِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ» آنگاه که پيامبر (ص) خطاب به همراهش ابوبکر صديق که غمگين و مضطرب بود، فرمود:« لاَ تَحْزَنْ إِنَّ اللّهَ مَعَنَا» غم مخور، ياري و کمک خداوند با ماست. « فَأَنزَلَ اللّهُ سَكِينَتَهُ» پس خداوند ثبات و آرامش و سکونتي که دل را آرام مي نمايد بر او نازل نمود. بنابراين وقتي که همراهش پريشان شد او را به آرامش دعوت کرد و فرمود:« لاَ تَحْزَنْ إِنَّ اللّهَ» غم مخور، خدا با ماست. « وَأَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَّمْ تَرَوْهَا» و او را با سپاهياني ياري کرد که شما آنان را نمي ديديد، و آنها فرشتگان بزرگوار بودند که  خداوند آنها را نگهبانان پيامبر قرار داد. « وَجَعَلَ كَلِمَةَ الَّذِينَ كَفَرُواْ السُّفْلَى» و سخن کافران را فروتر، افتاده وشکست خورده قرار داد، چون کافران خشمگين بودند و گمان مي بردند مي توانند پيامبر (ص) را دستگير کنند و بکشند. پس تمام توان خود را براي اين منظور به کار بردند و خداوند آنها را رسوا کرد و به هدفشان نرسيدند. و پيامبرش را با دور کردن کافران از وي ياري کرد، و اين همان نصر و کمکي است که در اين جا ذکر شده است، زيرا ياري خدا بر دو نوع است: اول، ياري کردن مسلمين و آن زماني است که در صدد حمله به دشمن باشند، به  اين صورت که خداوند آنچه را که در پي آنند برايشان محقق مي نمايد و بر دشمن پيروز و چيره مي شوند. دو، ياري کردن مستضعف و ناتواني که دشمنِ توانا به او چشم طمع دوخته است، پس ياري خداوند نسبت به او  اين است که دشمنش را از او دور نمايد و از وي دفاع  کند. چه بسا اين کمک و ياري، مفيدترينِ دو کمک و ياري باشد. و ياري خداوند نسبت به پيامبرش بدانگاه که کافران او و همسرش را از مکه بيرون کردند از اين نوع بود.
« وَكَلِمَةُ اللّهِ هِيَ الْعُلْيَا» و کلمات و سخنان قَدري و ديني خدا بر سخن ديگران برتري دارد. از جمله سخنان او اين است :« وَکَانَ حَقّا عَلَينَا نَصرُ المُومِنينَ» و ياري کردن مومنان حقي  است بر ما، « إِنَّا لَنَصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِينَ ءَامَنُوا فِي الحَيوةِ الدُّنيا وَيومَ يقُومُ الأَشهَدُ» بي گمان ما پيامبران خود و مومنان را در زندگاني دنيا و در روزي که خلايق براي حساب به پا مي ايستند ياري  مي کنيم، « وَإِنَّ جُندَنَا لَهُمُ الغَلِبُونَ» و بي گمان لشکريان ما پيروزند. پس دين خدا به وسيله حجت هاي روشن و نشانه هاي آشکار و کمک و ياري پادشاه ياري دهنده بر همه اديان پيروز مي شود.
« وَاللّهُ عَزِيزٌ» خداوند  تواناست و هيچ کس نمي تواند او را شکست دهد، و هيچ کس نمي تواند از دست او فرار کند. « حَکِيمُ» و با حکمت است و هرچيزي را در جاي آن قرار مي دهد. و گاهي خداوند ياري کردن مومنان را بر حسب حکمت خويش به تاخير مي اندازد.
در اين آيه به فضيلت آرامش نيز  اشاره شده است . بدون شک بزرگترين نعمت خدا بر بنده به هنگام سختي ها و ترس 