 است، به خاطر اينکه ستم در اين ماه ها حرمت بيشتري دارد و ستم کردن در اين ماه ها از ستم کردن در ديگر ماه ها کيفر سخت تري دارد. 
يکي از مصاديق ستم نکردن، نهي از جنگ در اين ماهها است، بنابر قول کسي که گفته است: حرمت جنگ و پيکار در ماههاي حرام مورد تحريم پيکار در اين ماه ها وارد شده است و بايد به آنها عمل شود. برخي گفته اند: تحريم پيکار در اين ماهها  منسوخ است و اين از عموم آياتي مانند:« وَقَاتِلُواْ الْمُشْرِكِينَ كَآفَّةً كَمَا يُقَاتِلُونَكُمْ كَآفَّةً» استنباط مي شود. يعني با همه مشرکين و کساني که به پروردگار جهانيان کافراند بجنگيد. نه اينکه با يکي بجنگيد و با يکي نجنگيد، بلکه همه را دشمنان خويش قرار بدهيد، همان طور که آنها نيز نسبت به شما چنين  اند، و همه اهل ايمان را دشمن خود قرار داده و هيچ شري را از مسلمين دريغ نمي دارند. و احتمال دارد که « کَآفَّةَ» حال باشد براي «واو» در « قَتِلوُا» پس معني چنين مي شود: همه شما با مشرکين پيکار کنيد. پس در  اين حالت خيزش عمومي براي جنگ بر همه مومنان واجب مي شود. اما چنين برداشت و تصوري حسب آيه « وَمَا  کَانَ المُومِنُونَ لِينفِرُوا کَآفَّة...» و شايسته نيست که  مومنان همگي براي جهاد خارج شوند منسوخ است.
« وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ» و بدانيد که ياري و کمک خداوند همراه با پرهيزگاران است. پس بايد در نهان و آشکار پرهيزگاري کنيد و براي انجام دادن طاعت الهي تلاش نماييد، به ويژه به هنگام جنگيدن با کافران، زيرا در اين حال ممکن است مومن،  تقوا و پرهيزگاري را در رفتار با کافران حربي ترک نمايد.إِنَّمَا النَّسِيءُ زِيَادَةٌ فِي الْكُفْرِ يُضَلُّ بِهِ الَّذِينَ كَفَرُواْ يُحِلِّونَهُ عَامًا وَيُحَرِّمُونَهُ عَامًا لِّيُوَاطِؤُواْ عِدَّةَ مَا حَرَّمَ اللّهُ فَيُحِلُّواْ مَا حَرَّمَ اللّهُ زُيِّنَ لَهُمْ سُوءُ أَعْمَالِهِمْ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ ؛ به  تاخير افکندن  ماههاي  حرام  ، افزوني  در کفر است  و موجب  گمراهي   کافران ، آنان  يک  سال  آن  ماه  را حلال  مي  شمردند و يک  سال  حرام  ، تا با  آن  شمار که  خدا حرام  کرده  است  توافق  يابند  پس  آنچه  را که  خدا حرام   کرده  حلال مي  شمارند کردار ناپسندشان  در نظرشان  آراسته  گرديده  و خدا  کافران  را هدايت  نمي  کند.
«النَّسِيءُ» مراد به تاخير انداختن مي باشد که اهل جاهليت در ماههاي حرام انجام مي دادند، و از جمله بدعت هاي باطلشان اين بود که آنها وقتي نياز پيدا مي کردند که در برخي از ماههاي حرام بجنگند اما در عين حال مي خواستند تعداد ماههاي حرام که خداوند جنگ در آنها را حرام نموده است رعايت کنند، برخي از ماههاي حرام را به تاخير يا تقديم انداخته و يکي از ماههاي حلال را به دلخواه خودشان به جاي آن قرار مي دادند، پس در اين حالت جنگ را در آن حلال مي شمردند و ماه  حلال را  حرام قرار مي دادند. 
اين کار همانطور که خداوند متعال از آنها خبر داده است موجب فزوني در کفر و گمراهيشان است، چون  اشکال هايي را در بردارد، از آن جمله اينکه آنها آن را از انزد خود ساختند و به منزله ي شرع و  دين خدا قرار دادند، حال آنکه خدا و رسولش از آن مبّرا هستند. و از آن جمله اينکه آنها دين را تغيير دادند، پس حلال را حرام ساختند و حرام را حلال نمودند. ديگر اينکه آنها به گمان خود خداوند و بندگانش را گول زدند و دين بندگان را بر آنان مشتبه کردند، و نيرنگ و حيله را در دين خدا به کار گرفتند. و اينکه اگر همچنان بر عادت هاي مخالف با شريعت مداومت نمايند زشتي اين کار از دل دور مي شود، و انجام دهنده آن گمان مي برد که کار خوبي انجام مي دهد، پس دچار اشتباه و گمراهي مي گردد. بنابراين فرمود:« يُضَلُّ بِهِ الَّذِينَ كَفَرُواْ يُحِلِّونَهُ عَامًا وَيُحَرِّمُونَهُ عَامًا لِّيُوَاطِؤُواْ عِدَّةَ مَا حَرَّمَ اللّهُ» کافران با آن گمراه مي شوند، تا با تعداد ماههايي که خدا حرام نموده است  مطابقت برقرار کنند و آنچه را که خدا حرام نموده است حلال کنند.
« زُيِّنَ لَهُمْ سُوءُ أَعْمَالِهِمْ» شيطان کارهاي بد را براي آنا آراسته است و به سبب باور و عقيده آراسته شده اي که در دلهايشان است آن را خوب مي دانند. « وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ» و خداوند گروه کافران را هدايت نمي نمايد؛  کساني که دلهايشان آغشته به کفر و تکذيب  است، و هر نشانه اي برايشان آورده شود ايمان نمي آورند.يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ مَا لَكُمْ إِذَا قِيلَ لَكُمُ انفِرُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الأَرْضِ أَرَضِيتُم بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا مِنَ الآخِرَةِ فَمَا مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فِي الآخِرَةِ إِلاَّ قَلِيلٌ ؛ اي  کساني  که  ايمان  آورده  ايد ، چيست  که  چون  به  شما گويند که  براي   جنگ در، راه  خدا بسيج  شويد ، گويي  به  زمين  مي  چسبيد ? آيا به  جاي  زندگي   اخروي به  زندگي  دنيا راضي  شده  ايد ? متاع  اين  دنيا در برابر متاع  آن  دنيا  جز اندکي  هيچ  نيست.
إِلاَّ تَنفِرُواْ يُعَذِّبْكُمْ عَذَابًا أَلِيمًا وَيَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَيْرَكُمْ وَلاَ تَضُرُّوهُ شَيْئًا وَاللّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ؛ اگر به  جنگ  بسيج  نشويد خدا شما را به  شکنجه  اي  دردناک  عذاب  مي  کند  وقوم  ديگري  را به  جاي  شما بر مي  گزيند و به  خدا نيز زياني  نمي  رسانيد که  بر هر کاري  تواناست.
بدان که بسياري از آيات اين سوره کريمه در رابطه با غزه تبوک نازل شده است ، آنگاه که پيامبر (ص) مسلمانان را براي جنگ با روم فراخواند و هوا گرم بود، و توشه کم و زندگي سخت بود، و مسلمانان در تنگدستي به سر مي بردند. بنابراين برخي از مسلمين سست شدند و دل را به دنيا نهادند و بدين سبب خداوند آنان را سرزنش نمود، و آنان را براي جهاد تحريک کرد و فرمود:« يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ» اي مومنان! آيا به مقتضاي ايمان و يقين عمل نمي کنيد؟! يعني و براي انجام دستور خدا و تحصيل خشنودي وي و جهاد با دشمنانش و ياري دادن دينتان نمي شتابيد؟ « مَا لَكُمْ إِذَا قِيلَ لَكُمُ انفِرُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الأَرْضِ» چرا هنگامي که به شما گفته مي شود: در راه خدا براي جهاد حرکت کنيد، تنبلي  نموده و به ماندن در خانه هايتان گرايش پيدا مي کنيد؟ « أَرَضِيتُم بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا مِنَ الآخِرَةِ» آيا به زندگاني دنيا خشنود گشته ايد؟  يعني حالت شما مانند کسي است که به زندگي دنيا خشنود گشته است و براي آن تلاش مي نمايد و به آخرت توجه نمي کند، انگار به آخرت ايمان نياورده است.
« فَمَا مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا» پس زندگي دنيا که شما به آن گرايش پيدا نموده و بر آخرت مقدم داشته ايد، « إِلَّا قَلِيلُ» چيز کمي بيش نيست. آيا خداوند به شما عقل نداده است تا کارها را با آن مقايسه  کنيد و دريابيد که کدام يک سزاوار ترجيح است؟ آيا دنيا نس