ت آنها را به عذابي سخت گرفتار مي کند.
« ثُمَّ يَتُوبُ اللّهُ مِن بَعْدِ ذَلِكَ عَلَى مَن يَشَاء» بعد از آن خداوند توبه هرکس را که بخواهد، مي پذيرد. و خداوند  توبه بسياري از کساني را که با مسلمانان جنگيدند، اما در نهايت توبه  کردند و سلام آوردند و نزد پيامبر آمدند، پذيرفت و پيامبر زنان و فرزندانشان را به آنان پس داد. « وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ» و خداوند داراي مغفرت و گسترده و رحمت عام و فراگير است, و گناهان بزرگ توبه  کنندگان را مي آمرزد و  با توفيق دادنشان به توبه و  اطاعت ، نيز با چشم پوشي از جرايم آنان و پذيرش توبه شان، به آنان رحم مي نمايد. پس هيچ کس نبايد از مغفرت و رحمت خداوند نااميد شود گرچه مرتکب گناه و خيانتي بزرگ شده باشد.يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ فَلاَ يَقْرَبُواْ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ بَعْدَ عَامِهِمْ هَـذَا وَإِنْ خِفْتُمْ عَيْلَةً فَسَوْفَ يُغْنِيكُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ إِن شَاء إِنَّ اللّهَ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ؛ اي  کساني  که  ايمان  آورده  ايد ، مشرکان  نجسند و از سال  بعد نبايد به   مسجدالحرام  نزديک  شوند  و اگر از بينوايي  مي  ترسيد ، خدا اگر بخواهد  به  فضل خويش  بي  نيازتان  خواهد کرد  زيرا خدا دانا و حکيم  است.
خداوند متعال مي فرمايد:« يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ» اي مومنان! همانا کساني که براي خدا شريک قرار داده و کساني ديگر را همراه وي عبادت مي  کنند. « نَجَسُ» پليداند. يعني عقايد و اعمالشان پليد است. و چه پليدي بزرگتر از پليدي کسي است که همراه خدا معبوداني را عبادت  کند که نمي توانند هيچ فايده يا زياني به وي برسانند و چيزي را از او دور کنند و کارشان مبارزه با خدا و بازداشتن مردم از راه خدا و ياري کردن باطل، و رد کردن حق، و  ايجاد فساد و تباهي در زمين است؟! پس بر شما لازم است تا پاکترين و شريفترين خانه را از لوث اينها پاک بداريد. « فَلاَ يَقْرَبُواْ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ بَعْدَ عَامِهِمْ هَـذَا» بنابراين نبايد بعد از امسال به مسجدالحرام نزديک شوند. و آن سال نهم هجري بود؛ سالي که ابوبکر صديق مديريت انجام مناسک حج را به عهده داشت و پيامر (ص) پسر عمويش علي را فرستاد تا در روز حج اکبر از مشرکان اعلام برائت نمايد، پس علي ندا داد که بعد از امسال هيچ مشرکي حق ندارد حج کند و هيچ فرد لختي نبايد کعبه را طواف نمايد. و منظور از پليدي در اينجا آلودگي و پليدي بدن نيست، زيرا کافر مانند  ديگران بدنش پاک است، به دليل اينکه خداوند آميزش و ازدواج با زنان اهل کتاب را جايز قرار داده، و دستور نداده است قسمت هايي از بدن که با بدن وي تماس حاصل مي کند شسته شود.
ومسلمين همواره با کافر در ارتباط بوده اند و از آنان نقل نشده است که از تماس با کافر  خودداري کرده اند، آن چنانکه خود را از پليدي دور نگه مي داشتند. بلکه منظور از آن همان طور که گذشت پليدي معنوي کافران است که به سبب شرکشان پليدند. و  توحيد و ايمان پاک است. پس شرک، نجاست و پليدي است.
« وَإِنْ خِفْتُمْ عَيْلَةً» و اگر شما مسلمين از فقر و نيازمندي مي ترسيد، و خوف آنرا داريد که اگر مشرکين را از نزديک شدن به مسجدالحرام منع کنيد فقير و نيازمند شده و  اسباب و روابط دنيوي ميان شما و آنها قطع مي شود، « فَسَوْفَ يُغْنِيكُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ » خداوند شما را از فضل خويش بي نياز مي گرداند، پس رزق و روزي فقط در يک محل يافت نمي شود، بلکه دري بسته نمي گردد مگر اينکه درهاي زياد ديگري گشوده مي شود، زيرا فضل خداوند گسترده و بخشش  او بزرگ است ، به ويژه براي کسي که چيزي را براي رضاي خداوند ترک نمايد، زيرا خداوند بخشنده ترين ِ بخشايشگران است.
پس خداوند به وعده اش وفا نمود و مسلمين را از فضل خويش بي نياز گرداند، و روزي هاي زيادي براي آنان گشود به نحوي که تبديل به بزرگترين ثروتمندان و سرمايه داران شدند.« إِن شَاء» اگر بخواهد. خداوند ثروتمند شدن را معلق به مشيت و خواست خودش نموده است، زيرا ثروتمندي از لوازمات ايمان نبوده، و مبين آن نيست که خداوند ثروتمند را دوست دارد. بنابراين آن را به مشيت و خواست خودش مشروط نمود، چون خداوند دنيا را به دوست و دشمن خود مي بخشد اما ايمان ودين را جز به کسي که دوست دارد ، نمي دهد.
« إِنَّ اللّهَ عَلِيمٌ حَكِيمٌ» بي گمان دانش و آگاهي خداوند گسترده است و کسي را که شايسته و سزاوار ثروتمند شدن است، مي شناسد، و به حال کسي که شايسته آن نيست آگاه مي باشد و هر چيز را در جاي آن قرار مي دهد.
و آيه کريمه « فَلاَ يَقْرَبُواْ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ بَعْدَ عَامِهِمْ هَـذَا» دلالت مي نمايد مشرکين که سردمدار خانه کعبه بودند پس از فتح  مکه آن جايگاه را از دست دادند و پيامبر (ص) و مومنان اين جايگاه را در دست گرفتند، و مشرکان هرچند که در جوار کعبه اقامت داشتند اما هيچ حکم و تصرفي در آن نداشتند. سپس اين آيه نازل شد. و هنگامي که پيامبر (ص) درگذشت و در واپسين لحظات عمر خود دستور داد تا مشرکين از سرزمين حجاز اخراج شوند تا دو دين در آن نباشد. و همه  اينها به خاطر دور شدن کفار از مسجدالحرام بود، و اين حکم در آيه « فَلاَ يَقْرَبُواْ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ بَعْدَ عَامِهِمْ هَـذَا» داخل است.وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن مَّنَعَ مَسَاجِدَ اللّهِ أَن يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ وَسَعَى فِي خَرَابِهَا أُوْلَـئِكَ مَا كَانَ لَهُمْ أَن يَدْخُلُوهَا إِلاَّ خَآئِفِينَ لهُمْ فِي الدُّنْيَا خِزْيٌ وَلَهُمْ فِي الآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ ، و کیست ستمگرتر از کسی که نگذارد در مسجد خدا نام او برده شود و در ویرانی آن بکوشد؟
آنان را سزد که وارد آن شوند مگر اینکه ترسان باشند، خواری و رسوایی در دنیا برای آنها است و در آخرت عذاب بزرگی در پیش دارند.
هیچ کس ستمکارتر نیست و جنایتش سخت تر از کسی نیست که نگذارد و در مساجد از خداوند یاد شود و نگذارد در آن نماز و دیگر عبادات انجام گیرد. « وَسَعَی» و تلاش نماید «فِی خَزابِها» که آن را به صورت ظاهری یا معنوی ویران کند. ویرانی ظاهری  یعنی منهدم کردن و تخریب و آلوده نمودن آن به نجاسات، و ویرانی معنوی عبارت از جلوگیری از کسانی است که خدا را در مساجد یاد می کنند. و این در مورد هر کسی که این گونه باشد صادق است، پس این حکم شامل اصحاب فیل، و نیز قریش است که پیامبر (ص) را در سال حدیبیه از وارد شدن به مسجدالحرام جلوگیری کردند، و شامل نصارا نیز می شود که بیت المقدس را ویران کردند، و دیگر ستمکارانی که از سر مخالفت و مبارزه با خدا مساجد را ویران می کنند. پس خداوند آنها را مجازات می کند و شرعا و تقدیرا به آنان اجازه نداده است که جز لرزان و ترسان وارد آن شوند. پس چون آنان بندگان خدا را ترساندند، خداوند نیز آنان را تهدید می کند. بنابراین وقتی که مشرکان، پیامبر را از وارد شدن به مسجد الحرام باز داشتند، مدتی نگذشت که خداوند فتح مکه را ن