مي  که  آيات  ما را دروغ  انگاشتند و به  خود ستم  روا مي   داشتند.
مَن يَهْدِ اللّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِي وَمَن يُضْلِلْ فَأُوْلَـئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ؛ هر کس  را که  خداي  راه  نمايد ، راه  خويش  بيابد  و آنان  را که  گمراه   سازد زيانکار شوند.
خداوند متعال به پيامبرش (ص) مي فرمايد: « وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِيَ آتَيْنَاهُ آيَاتِنَا» و بخوان بر آنان خبر کسي را که آيات خود را به او داديم. يعني کتاب خود را به او آموختيم، پس او عالمي بزرگ، و دانشمندي ماهر شد، « فَانسَلَخَ مِنْهَا فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطَانُ» و از ويژگي ِ «عالم بودن به آيات خدا» بيرون رفت، زيرا علم، صاحبش را به اخلاق خوب و کارهاي نيک مي آرايد، و به بالاترين درجات و بلندترين مقام مي رساند. اما او کتاب خدا را پشت سر انداخت و  اخلاقي را که کتاب بدان دستور مي داد ناديده گرفت، و آن را همچون لباس از تنِ خود بيرون آورد. پس وقتي که خود را از آن عاري نمود شيطان بر او مسلط شد و به پايين ترين جايگاه سقوط کرد، و شيطان او را به سوي ارتکاب گناهان کشانيد.
« فَكَانَ مِنَ الْغَاوِينَ» پس، از زمره گناهان گرديد. اين پس از آن اتفاق افتاد که وي از هدايت يافتگان و هدايت دهندگان بود، و اين بدان جهت بود که خداوند متعال وي را ترک نمود و تنهايش گذاشت و او را به خويشتن واگذار کرد. بنابراين فرمود:« وَلَوْ شِئْنَا لَرَفَعْنَاهُ بِهَا» و اگر مي خواستيم او را با آن آيات بالا مي برديم، به اين صورت که او را توفيق مي داديم تا به آن عمل نمايد، و آنگاه در دنيا و آخرت مقامش بالا مي رفت، و از شر دشمنانش محفوظ مي ماند. « وَلَـكِنَّهُ» ولي او کاري کرد که رسوايي ببار آورد. پس او، « أَخْلَدَ إِلَى الأَرْضِ» به شهوتهاي فرومايه و اهداف دنيوي گراييد، « وَاتَّبَعَ هَوَاهُ» و از هوي و هوس خود پيروي و اطاعتِ مولايش را ترک کرد، «فَمَثَلُهُ» پس مثال او در حريص بودن بر دنيا و وابسته بودن به آن، « كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِن تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ» مانند سگ است که اگر بر آن بتازي زبان از دهان بيرون مي آورد، و اگر آن را رها  کني، باز زبان از دهان بيرون مي آورد. يعني همواره و در هر حال زبانش از دهانش بيرون آمده، و هميشه حريص است ، حرص و آزي که دل او را بريده است، به گونه اي که هيچ چيزي از دنيا گرسنگي اش را سير نمي کند، و تنگدستي او را برطرف نمي نمايد. « ذَّلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا» اين مثال قومي است که آيات ما را تکذيب کردند، و از آن اطاعت ننمودند، بلکه بعد از اينکه خداوند آن را به سويشان روانه کرد آن را تکذيب و رد کردند، چون نزد خدا عزّت و ارزشي نداشتند، و از هوي و هوس خود پيروي نمودند، بدون  اينکه خداوند آنان  را به اين امر راهنمايي کرده باشد.
« فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ» پس داستانها را برايشان بخوان تا شايد در اين مثال ها و عبرت و نشانه ها بيانديشند، پس وقتي که انديشيدند، شناخت حاصل مي کنند، هرگاه شناخت حاصل کردند عمل مي نمايند.
« سَاء مَثَلاً الْقَوْمُ الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا وَأَنفُسَهُمْ كَانُواْ يَظْلِمُونَ» بسيار زشت است مثال کسي که آيات خدا را تکذيب کرده ، و با انجام دادن انواع گناهان بر خود ستم نموده است . همانا مثال او، مثال آدم بد و زشت است. و احتمال دارد منظور از کسي که خدوند آيات را به او داد و به وي آموخت، شخص معيني باشد، و خداوند داستان او را براي آگاه ساختن بندگان بيان کرد.
و احتمال دارد که اسم جنس باشد، در اين حالت هرکس را شامل مي شود که خداوند آياتش را به او بدهد، و از دايره عمل کردن به آن بيرون رود. و در اين آيات آدمي به عمل کردن به علم و دانشي که دارد تشويق شده است، و عمل کردن به علم ، مقام بلندي است از جانب خدا که به آدمي مي بخشد و باعث  مصون ماندن از شرّ شيطان مي شود. و در اين آيات آدمي از عمل نکردن به علم برحذر داشته، و بيان شده است که عمل نکردن به علم مايه سقوط به پايين ترين جايگاه است، و موجب مي شود شيطان بر انسان مسلط شود. در اين آيات همچنين اشاره شده است که پيروي کردن از هوي و هوس وگراييدن به شهوت ها سبب رسوايي مي گردد.
سپس خداوند با بيان اينکه تنها او هدايت مي نمايد و گمراه مي سازد، فرمود:« مَن يَهْدِ اللّهُ» خدا هرکس را هدايت کند، به اين صورت که او را بر انجام کارهاي خوب توفيق دهد، و از زشتي ها باز دارد، و چيزهايي به وي ياد دهد که آنها را نمي دانست، «  فَهُوَ الْمُهْتَدِي» پس او به حقيقت راه يافته است، چون او هدايت پروردگارش را برگزيده است، « وَمَن يُضْلِلْ» و خدا هرکس را گمراه سازد و  او را رسوا کند، و بر انجام امور خير توفيق  ندهد، « فَأُوْلَـئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ» پس بي گمان ايشان زيانکارانند، و خود و خانواده هايشان را در روز قيامت دچار زيان مي کنند. آگاه باشيد اين زيانِ آشکار است.وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِّنَ الْجِنِّ وَالإِنسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لاَّ يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لاَّ يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لاَّ يَسْمَعُونَ بِهَا أُوْلَـئِكَ كَالأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُوْلَـئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ ؛ براي  جهنم  بسياري  از جن  و انس  را بيافريديم   ايشان  را دلهايي  است ، که بدان  نمي  فهمند و چشمهايي  است  که  بدان  نمي  بينند و گوشهايي  است  که   بدان نمي  شنوند  اينان  همانند چارپايانند حتي  گمراه  تر از آنهايند  اينان  خود غافلانند.
خداوند متعال با بيان  اينکه گمراهان و پيروان شيطان زياد هستند، مي فرمايد:« وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِّنَ الْجِنِّ وَالإِنسِ» و براي جهنم تعداد زيادي از جن ها و انسان ها را پديد آورده، و منتشر کرده ايم که حيوانات از آنها بهتر هستند. « هُمْ قُلُوبٌ لاَّ يَفْقَهُونَ بِهَا» و گوش هايي دارند که با آن نمي شنوند؛ شنيدني که معني و مفهوم آن به دلهايشان راه يابد. « أُوْلَـئِكَ» کساني که داراي اين صفات زشت هستند، « كَالأَنْعَامِ» مانند چهارپاياني هستند که عقل ندارند، زيرا آنچه را که فاني است بر آنچه که باقي مي ماند و ماندگار است ترجيح مي دهند، پس عقل را از دست داده اند. 
« بَلْ هُمْ أَضَلُّ» بلکه از چهارپايان و حيوانات سرگشته تر مي باشند، زيرا چهارپايان در راستاي هدفي که براي آن آفريده شده اند حرکت مي کنند، و نفع و ضرر خود را درک مي نمايند. بنابراين حيوانات از اينها بهترند. « أُوْلَـئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ» و ايشان بي خبرانند، و از مفيدترين چيزها غافل مانده اند؛ به آنان دل و گوش و چشم داده شده است تا آنان را بر انجام دستورات خدا کمک کند اما از اين ابزار بر ضد اين هدف کمک گرفتند. 
پس سزاوارند که خداوند آنها را براي آتش بيافريند. آنها را براي آتش آفريد، و اعمالي را انجام مي دهند که ياران آتش آن را انجام مي دهند. و اما کسي که از اين اعضا در راستاي عبادت