 چشم پوشي مي کرد و آنان را در معرض معصيت و شرّ قرار نمي داد، پس آنان براي شکار کردن ، حيله اي به کار بردند؛ آنها چاله هايي را مي کندند و در آن دام مي گذاشتند. وقتي روز شنبه فرا مي رسيد و ماهيها در اين چاله ها و دام مي افتادند و آنها را در آن روز بر نمي داشتند، بلکه روز يکشنبه آنها را بر مي داشتند، و اين کار در ميان آنها زياد شد.وَإِذَ قَالَتْ أُمَّةٌ مِّنْهُمْ لِمَ تَعِظُونَ قَوْمًا اللّهُ مُهْلِكُهُمْ أَوْ مُعَذِّبُهُمْ عَذَابًا شَدِيدًا قَالُواْ مَعْذِرَةً إِلَى رَبِّكُمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ؛ و آنگاه  که  گروهي  از ايشان  گفتند : چرا قومي  را پند مي  دهيد که  خدا، هلاکشان  خواهد کرد و به  عذابي  دردناک  مبتلا خواهد ساخت  ? گفتند : تا ما  را نزد پروردگارتان  عذري  باشد  و باشد که  پرهيزگار شوند.
فَلَمَّا نَسُواْ مَا ذُكِّرُواْ بِهِ أَنجَيْنَا الَّذِينَ يَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ وَأَخَذْنَا الَّذِينَ ظَلَمُواْ بِعَذَابٍ بَئِيسٍ بِمَا كَانُواْ يَفْسُقُونَ؛ چون  اندرزي  را که  به  آنها داده  شده  بود فراموش  کردند ، آنان  را که  از  بدي  پرهيز مي  کردند نجات  داديم  و گنهکاران  را به  سبب  گناهشان  به  عذابي   سخت  فرو گرفتيم.
فَلَمَّا عَتَوْاْ عَن مَّا نُهُواْ عَنْهُ قُلْنَا لَهُمْ كُونُواْ قِرَدَةً خَاسِئِينَ؛ و چون  از ترک  چيزي  که  از آن  منعشان  کرده  بودند سرپيچي  کردند ، گفتيم ، :بوزينگاني  مطرود شويد.
وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكَ لَيَبْعَثَنَّ عَلَيْهِمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ مَن يَسُومُهُمْ سُوءَ الْعَذَابِ إِنَّ رَبَّكَ لَسَرِيعُ الْعِقَابِ وَإِنَّهُ لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ؛ و پروردگار تو اعلام  کرد که  کسي  را بر آنان  بگمارد که  تا به  روز قيامت   به  عذابي  ناگوار معذبشان  گرداند  هر آينه  پروردگار تو زود عقوبت  مي   کندو نيز آمرزنده  و مهربان  است.
وَقَطَّعْنَاهُمْ فِي الأَرْضِ أُمَمًا مِّنْهُمُ الصَّالِحُونَ وَمِنْهُمْ دُونَ ذَلِكَ وَبَلَوْنَاهُمْ بِالْحَسَنَاتِ وَالسَّيِّئَاتِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ؛ آنان  را گروه  گروه  در زمين  تقسيم  کرديم  ، بعضي  نيکوکار و بعضي  جز آن   وبه  نيکيها و بديها آزموديم  ، شايد بازگردند.
فَخَلَفَ مِن بَعْدِهِمْ خَلْفٌ وَرِثُواْ الْكِتَابَ يَأْخُذُونَ عَرَضَ هَـذَا الأدْنَى وَيَقُولُونَ سَيُغْفَرُ لَنَا وَإِن يَأْتِهِمْ عَرَضٌ مُّثْلُهُ يَأْخُذُوهُ أَلَمْ يُؤْخَذْ عَلَيْهِم مِّيثَاقُ الْكِتَابِ أَن لاَّ يِقُولُواْ عَلَى اللّهِ إِلاَّ الْحَقَّ وَدَرَسُواْ مَا فِيهِ وَالدَّارُ الآخِرَةُ خَيْرٌ لِّلَّذِينَ يَتَّقُونَ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ؛ بعد از اينان  گروهي  به  جايشان  نشستند و وارث  آن  کتاب  شدند که  به ، متاع دنيوي  دل  بستند و گفتند که  به  زودي  آمرزيده  مي  شويم   و اگر همانند  آن  باز هم  متاعي  بيابند برگيرند  آيا از ايشان  پيمان  نگرفته  اند که  در  باره  خدا جز به  راستي  سخن  نگويند ، حال  آنکه  آنچه  در آن  کتاب  آمده  بود  خوانده بودند ? سراي  آخرت  براي  کساني  که  مي  پرهيزند بهتر است   آيا  تعقل  نمي  کنيد ?
وَالَّذِينَ يُمَسَّكُونَ بِالْكِتَابِ وَأَقَامُواْ الصَّلاَةَ إِنَّا لاَ نُضِيعُ أَجْرَ الْمُصْلِحِينَ؛ آنان  که  به  کتاب  خدا تمسک  مي  جويند و نماز مي  گزارند بدانند که  پاداش نيکوکاران  را تباه  نمي  سازيم.
بني اسرائيل در مجموع به سه گروه تقسيم شدند؛ بيشترشان در روز شنبه تجاوز کردند و بر ارتکاب نافرماني جرات نمودند و آن را آشکار انجام دادند. و گروهي آشکارا آنها را نهي کردند و  بر آنان اعتراض نمودند. و گروهي نيز اکتفا کردند به اينکه گروه دوم آنان را نهي مي کردند، و به گروه دوم گفتند:« لِمَ تَعِظُونَ قَوْمًا اللّهُ مُهْلِكُهُمْ أَوْ مُعَذِّبُهُمْ عَذَابًا شَدِيدًا» چرا که شما قومي را پند مي دهيد که خداوند آنان را هلاک مي کند، يا به آنان عذاب سختي مي دهد؟ انگار آنان مي گفتند: موعظه کردن و پند دادن کسي که مرتکب حرام مي شود و نصيحت را گوش نمي کند و به تجاوزگري و سرکشي خود ادامه مي دهد، فايده اي در بر ندارد، و حتما خداوند چنين کسي را سزا خواهد داد يا او را هلاک مي کند يا عذاب سختي بر وي وارد مي آورد.
پس پند دهندگان گفتند: ما آنها را موعظه مي کنيم و آنها را باز مي داريم، « مَعْذِرَةً إِلَى رَبِّكُمْ» تا نزد پروردگارتان در مورد ايشان معذور بوده باشيم، « وَلَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ» و تا شايد آنها بپرهيزند. يعني شايد گناهي را که در آن به سر مي برند، ترک کنند ، پس ما از هدايت شدن آنان نا اميد نيستيم شايد که موعظه در آنان کارساز باشد و سرزنش در آنان اثر  کند. و اين بزرگترين هدف از اعتراض به آنان است، تا عذري باشد و برکسي که مورد امر و نهي قرار مي گيرد حجت اقامه شود، و به اميد اينکه خداوند او را هدايت نمايد و به مقتضاي آن امر و نهي عمل کند.
« فَلَمَّا نَسُواْ مَا ذُكِّرُواْ بِهِ» و هنگامي که آنچه را که بدان تذکر داده شده بودند ترک کردند و به گمراهي و تجاوزشان ادامه دادند، « أَنجَيْنَا الَّذِينَ يَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ» کساني را که از بدي باز مي داشتند نجات داديم. و سنت خدا در مورد بندگانش اين چنين است که وقتي عقوبت و عذاب بيايد، امر  کنندگان به معروف و نهي کنندگان از منکر را نجات مي دهد. « وَأَخَذْنَا الَّذِينَ ظَلَمُواْ» و ستمگران را گرفتيم. و آنان کساني بودند که در روز شنبه تجاوز  کرده بودند. « بِعَذَابٍ بَئِيسٍ» با عذاب سختي آنان را گرفتار نموديم.« بِمَا كَانُواْ يَفْسُقُونَ» به سبب سرپيچي و گناهي که کردند. و اما گروه ديگري که به نهي کنندگان گفتند:« لِمَ تَعِظُونَ قَومَا اَللَّةُ مُهلِکُم»چرا قومي را پند مي دهيد که خداوند آنها را هلاک مي سازد؟ مفسرين در مورد نجات يافتن يا هلاک شدن اين گروه اختلاف دارند. و ظاهر قضيه اين است که آنها از جمله نجات يافتگار بوده اند ، چون خداوند هلاکت را مخصوص ظالمان و ستمگران قرار داده است. و خداوند بيان نکرده است که آنها ستمگر بوده اند.
پس دلالت مي نمايد عقوبت و سزا ويژه کساني بوده است که در روز شنبه تجاوز کردند. و چون امر به معروف و نهي از منکر فرض کفايه است؛ هرگاه برخي به انجام اين فريضه برخيزند اين واجب از گردن ديگران ساقط مي شود، پس آنان به انکار و اعتراض امر کنندگان به معروف و نهي کنندگان از منکر اکتفا کردند. و چون آنها بر امر کنندگان به معروف و نهي کنندگان از منکر اعتراض کردند که « لِمَ تَعِظُونَ قَومَا اَللَّةُ مُهلِکُم أَو مُعَذِّبُهُم عَذَاباً شَدِيدَاَ» چرا قومي را پند مي دهيد که خداوند آنها را هلاک مي کند يا عذاب سختي به آنها مي دهد؟ پس آنان خشم و نفرت خود را از متجاوزان آشکار کردند، و اين اقتضا مي کند که آنان به شدت از متجاوزان متنفر بوده و مي دانستند که خداوند متجاوزان را به شدت سزا خواهد داد.
« فَلَمَّا عَتَوْاْ عَن مَّا نُهُو