 ملت ها را به سوی آیین خود جذب کنند و آنان را در دینشان دچار شک و شبهه کنند. و از خداوندی که اسلام را بر مومنین ارزانی داشته و به عنوان آیینی ارزشمند برگزیده،  و برای آنها کامل گردانیده است می طلبیم که با استوار نمودنشان بر دین اسلام، نعمت را به بهترین صورت بر آنها کامل بگرداند. و از بارگاه اقدسش می طلبیم هرکس را که می خواهد نور او را خاموش کند ذلیل و خوار کند، و مکر آنها را به خودشان برگرداند، و دینش را نصرت نماید، و کلمه خود را بلند گرداند.
این آیه بر کفار معاصر نیز صدق می کند، چنانچه بر کفار گذشته نیز صدق کرده است، که می فرماید: « إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا یُنفِقُونَ أَمولَهُم لِیَصُدُّوا عَن سَبیِلِ اللَّهِ فَسَینُفِقُونَهَا ثُمَّ تَکُونُ عَلَیهِم حَسرَةَ ثُمَّ یُغلَبُونَ وَالَّذِینَ کَفَروُا إِلی جَهَنَّمَ یُحشَرُونَ» بی گمان کسانی که کفر ورزیدند، مالهای خود را برای اینکه مردم را از راه خدا باز دارند، خرج می کنند، آنها مالهای خود را خرج می کنند، سپس برای آنها مایه حسرت خواهد بود و پس از آن مغلوب می شوند، و کسانی که کفر ورزیدند به سوی جهنم حشر می شوند.
سپس خداوند متعال خبر داد که هرکس از اسلام برگردد و کفر را برگزیند، و در حال کفر بمیرد، « وَأُوْلَـئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ» مفهوم آیه دلالت می نماید ک هرکس مرتد شود سپس به اسلام باز گردد، اعمالی را که قبل از مرتد شدن انجام داده است، به او باز گردانده می شود. همچنین کسی که از گناه توبه  کند، اعمال گذشته اش به او باز گردانده می شود.إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَالَّذِينَ هَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ أُوْلَـئِكَ يَرْجُونَ رَحْمَتَ اللّهِ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ، همانا کسانی که ایمان آوردند و آنانی که در راه خدا جهاد کردند  وهجرت نمودند ایشان امید رحمت الهی را دارند و خداوند آمرزنده و مهربان است.
این سه کار رمز سعادت و محور بندگی است، و زیان و فایده انسان با آن مشخص می گردد. اما ایمان، از فضیلت آن مپرس! چرا که اهل سعادت را از اهل شقاوت، و اهل بهشت را از اهل جهنم جدا می کند! ایمان چیزی است که هرگاه بنده از آن برخوردار باشد اعمال خیرش پذیرفته می شود، و اگر آن را از دست بدهد هیچ فدیه و فرض و نفلی از او قبول نخواهد شد.
و اما هجرت ، یعنی جدا شدن،  و ترک چیز دوست داشتنی و محبوب به خاطر خشنودی و رضای خداوند متعال. پس هجرت کننده، وطن و اموال و خانواده و دوستانش را برای نزدیکی جستن به خدا و برای یاری دادن دینش ترک می کند.
و اما جهاد، یعنی مبارزه با دشمنان، و یاری کردن دین خدا، و ریشه  کن کردن آیین شیطان. جهاد قّلّه اعمال صالح است، و پاداش آن بهترین پاداش. جهاد بزرگترین عامل برای توسعه دایره اسلام، و رسوایی و سرشکستگی بت پرست ها و بزرگترین سبب برای تامین امنین جانی و مالی مسلمانان است.
بنابراین هرکس این سه کار را انجام دهد، با اینکه سخت و دشوارند ، دیگر چیزها را بهتر انجام می دهد و به نحو احسن کامل می گرداند. پس اینها سزاوارند که به رحمت خدا امیدوار باشند، چون آنها اسباب رحمت خدا را فراهم کرده اند. و این بیانگر آن است که تنها زمانی باید به عفو کرم الهی امید داشته باشیم که اسباب سعادت و خوشبختی را فراهم نماییم. و اما امیدی که با تنبلی و فراهم نکردن اسباب سعادت همراه است، ناتوانی و آرزوی باطل و غرور است و بر ضعف اراده و نقص عقل صاحبش دلالت می نماید. مانند کسی که امید داشتن فرزندی را دارد بدون اینکه ازدواج کند. و مانند کسی که امید دارد گندم داشته باشد، بدون اینکه بذری بکارد و مزرعه ای را آبیاری کند.
و « أُوْلَـئِكَ يَرْجُونَ رَحْمَتَ اللّهِ» اشاره به این است که بنده هر اندازه اعمال صالح انجام دهد نباید به آن اعتماد کند، بلکه باید به رحمت پروردگارش امید داشته باشد، واین که خداوند اعمال او را بپذیرد، و گناهانش را بیامرزد و عیب هایش را بپوشاند. به همین جهت فرمود: « وَاللّهُ غَفُورٌ» و خدا نسبت به  کسی که توبه واقعی  کند آمرزنده است. « َّرحِيمُ» و رحمت او همه چیز را فرا گرفته و بخشش و احسانش هر موجود زنده ای را در برگرفته است.
و این بیانگر آن است که هرکس این کارها را انجام دهد مغفرت الهی را در می یابد، زیرا نیکی ها، بدی ها را از بین می برند، و او رحمت خداوند را بدست می آورد. و چون به آمرزش الهی دست یابد، عقوبت های دنیا و آخرت که آثار طبیعی گناهان هستند از او دور می شوند. 
گناهانی که آثار آنها از بین رفته و بخشوده شده اند. و چون رحمت  الهی شامل حال او شود خیر و برکت دنیا و آخرت را به دست می آورد . خداوند اعمال سه گانه « ایمان، هجرت و جهاد» را از سرِ رحمت خویش به آنها نسبت داده است، چرا که اگر توفیق خداوندی نبود نمی توانستند این اعمال را انجام دهند، واگر احسان الهی نبود این اعمال را کامل نمی گرداند، و آن را از آنها نمی پذیرفت. پس در همه  حال ستایش و برتری از آن اوست، زیرا هم سبب و هم مسَّبب را برای ما فراهم کرده است.يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ قُلْ فِيهِمَا إِثْمٌ كَبِيرٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَإِثْمُهُمَآ أَكْبَرُ مِن نَّفْعِهِمَا وَيَسْأَلُونَكَ مَاذَا يُنفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ كَذَلِكَ يُبيِّنُ اللّهُ لَكُمُ الآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ ، ترا از شراب و قمار می پرسند، بگو: « در این دو، گناهی بزرگ است، و برای مردم منافعی هم دارند، و گناهشان از نفعشان بیشتر است» . و ترا می پرسند که چه چیزی را انفاق کنند؟ بگو: « افزون بر نیاز را انفاق کنید». این چنین خداوند آیات را برای شما بیان می کند تا بیاندیشید.
سپس خداوند متعال فرمود: « يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ» ای پیامبر! مومنان ترا از احکام شراب و قمار می پرسند. شراب و قمار در دوران جاهلیت و در ابتدای اسلام رواج داشت، اما آنها در آن اشکال می دیدند به همین دلیل مومنان از حکم شراب و قمار پرسیدند، پس خداوند پیامبرش را دستور داد که منافع و زیان های آن را برایشان بیان کند تا مقدمه ای برای تحریم قطعی آن باشد.
پس خداوند خبر داد که گناهِ شراب و قمار و زیانی که از این کارها ناشی می شود از قبیل از دست دادن عقل، دشمنی و کینه، از فایده ای که آنها به گمان خود از آن می برند از قبیل به دست آوردن مال از راه تجارت شراب، و به دست آوردن مال بوسیله قمار، و لذت بردن به هنگام انجام این دو کار، بیشتر و بزرگتر است. و این آیه آنان را از آن دو بازداشت. زیرا فرد عاقل آنچه را که مصلحت و منفعتش رجحان داشته باشد ترجیح می دهد، و از آنچه که زیانش مرجّح باشد پرهیز می کند.
ولی از آن جاکه مسلمانان به شراب و قمار انس گرفته بودند، و ترک قطعی آن در مرحله اول مشکل بود، خداوند متعال این آیه را به عنوان مقدمه تحریم بیان کرد، و طی چند مرحله آن را بطور قطعی تحریم کرد و فرمود: « یَأیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُوا إِنَّما الخَمرُ وَالمَیسِرُ وَا