ت خدا را از قبيل لباسهاي گوناگون، و روزي هاي پاک از قبيل خوردني ها و نوشيدني ها که براي بندگانش آفريده، حرام کرده است؟! يعني چه کسي بر حرام کردن نعمت هايي که خداوند به بندگانش ارزاني نموده است اقدام مي کند؟ و چه کسي آنچه را که خداوند براي آنان گسترده نموده است تنگ مي کند؟!
و اين که خداوند چيزهاي پاکيزه را براي بندگانش به صورت گسترده و بدون محدوديت آفريده بدان خاطر است که بندگان در مسير عبادت خدا از آن کمک بگيرند، پس اين چيزها را خداوند جز براي بندگان مومنش مباح و جايز قرار داده است. بنابراين فرمود:« قُلْ هِي لِلَّذِينَ آمَنُواْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا خَالِصَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ» بگو: اين ، در زندگي دنيا براي کساني است که ايمان آورده اند و در قيامت تنها براي مومنان است. يعني در روز قيامت اين نعمت ها منحصرا براي مومنان است و آنان آزادند هرگونه که بخواهند از آنها استفاده  کنند و بر استفاده ي از آنها هيچ محاسبه اي ندارند. و مفهوم آيه اين است که هرکس به خدا ايمان نياورد، و از نعمت هاي خدا در راستاي نافرماني او استفاده کند، اين نعمت ها براي او نيستند، و براي او مباح نمي باشند، بلکه او بر اين نعمت ها و استفاده از آنها مجازات شده و در روز قيامت در رابطه با آنها بازخواست مي شود.
« كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الآيَاتِ» اينگونه آيات را توضيح مي دهيم، « لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ» براي قومي که مي دانند، زيرا آنان از آنچه که خداوند از آيات خويش توضيح و تفصيل داده است بهره مند مي شوند. و مي دانند که از جانب خدا هستند، پس آيات خدا را فهم مي  کنند و آن را درک مي نمايند.
سپس خداوند چيزهاي حرامي را که تمام شريعت ها حرام نموده است بيان کرد و فرمود:« قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَوَاحِشَ» بگو: همانا پروردگارم گناهان بزرگ را که زشت شمرده مي شوند حرام کرده است، مانند زنا و لواط و غيره. « مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ» آنچه آشکارا انجام شود و آنچه که به صورت پنهان صورت گيرد. يعني زشت هايي که به ظاهر و بدن، و کارهاي زشتي که به باطن و قلب مربوط است، مانند تکبر و خودپسندي و ريا و نفاق و امثال آن.
« وَالإِثْمَ وَالْبَغْيَ بِغَيْرِ الْحَقِّ» و گناه و ستم ناحق. يعني گناهاني که منجر به پايمال کردن حقوق خدا شده  و عقوبت وي را در پي دارد، و تجاوز بر خون و مال و آبروي مردم است. و  اين شامل گناهاني است که مربوط به حقوق خدايند، نيز گناهاني که به حقوق انسانها مربوط مي شوند. « وَأَن تُشْرِكُواْ بِاللّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا» و اينکه چيزي را شريک خدا سازيد که بر صحت آن دليل و حجتي نازل نکرده است، بلکه خداوند دليل و برهان را بر توحيد فرستاده است.
و شرک يعني اينکه يکي از  مخلوقات و آفريدگان در عبادت با خداوند شريک قرار داده شود. و شرک اصغر مانند ريا و سوگند خوردن به غير خدا و امثال آن در اين داخل هستند. « وَأَن تَقُولُواْ عَلَى اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ» و  اينکه در مورد اسما و صفات و کارها و شريعت خدا چيزي به وي نسبت دهيد که نمي دانيد.
پس خداوند همه اينها را حرام کرده، و بندگان را از ارتکاب آنها باز داشته است، چون در اين کارها مفاسد خاص و عامي وجود دارد، و  انجام اين کارها ستم، و جرات کردن بر خدا و دست درازي بر بندگان خدا و تغيير دادن شريعت وي محسوب مي شود.وَلِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ فَإِذَا جَاء أَجَلُهُمْ لاَ يَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلاَ يَسْتَقْدِمُونَ؛ و براي هر گروهي مدت زماني است، پس هرگاه مدت آن فرا رسد نه لحظه اي از آن تاخير خواهند کرد و نه لحظه اي پيشي مي گيرند.
خداوند بني آدم را به سوي زمين پايين آورد و آنها را در آن ساکن گردانيد، و برايشان مدتي مشخص قرار داد که هيچ ملت وگروهي نه جوامع و نه افراد نمي تواند از مدت معين شده پيشي جسه و يا از آن تاخير بورزد.يَا بَنِي آدَمَ إِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ رُسُلٌ مِّنكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ آيَاتِي فَمَنِ اتَّقَى وَأَصْلَحَ فَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ؛ اي  فرزندان  آدم  ، هر گاه  پيامبراني  از خود شما بيايند و آيات  مرا بر  شما بخوانند ، کساني  که  پرهيزگاري  کنند و به  صلاح  آيند بيمي  بر آنها  نيست  وخود غمگين  نمي  شوند.
وَالَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا وَاسْتَكْبَرُواْ عَنْهَا أُوْلَـَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ؛ و آنها که  آيات  ما را به  دروغ  نسبت  داده  و از آن  سر بر تافته  اند، اهل جهنمند و جاودانه  در آن  خواهند بود.
وقتي خداوند بني آدم را از بهشت بيرون کرد، آنان را با فرستادن پيامبران و نازل کردن کتابها مورد آزمايش قرار داد، و پيامبران، آيات خدا را بر آنها خواندند و احکام خدا را برايشان بيان نمودند. سپس خداوند فضيلت  کساني را که پيامبران را اجابت مي کنند و زيان کساني را که دعوت پيامبران را اجابت نمي کنند بيان داشت و فرمود:« فَمَنِ اتَّقَى» پس هرکس از آنچه خدا حرامنموده، از قبيل شرک، گناهان کبره و صغيره پرهيز کند، « وَأَصْلَحَ» و اعمال ظاهري و باطني اش را اصلاح نمايد، « فَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ» پس آنان از شري که ديگران از آن مي ترسند نمي هراسند، « وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ» و آنان بر آنچه از دست داده اند غمگين نمي گردند. و وقتي که ترس و اندوه منتفي شد امنيت کامل و سعادت و رستگاري هميشگي به دست مي آيد.
« وَالَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا وَاسْتَكْبَرُواْ عَنْهَا» و کساني که آيات ما را تکذيب کردند و تکبر ورزيدند. يعني نه دلهايشان به آيات ما باور و  ايمان آورد ونه اعضايشان تسليم آن شد. « أُوْلَـَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ» ايشان اهل دوزخ اند و براي هميشه در آن مي مانند. و همانگونه که به آيات خدا توهين  کردند و همواره آن را تکذيب نمودند، با عذاب هميشگي مورد اهانت قرار مي گيرند.فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللّهِ كَذِبًا أَوْ كَذَّبَ بِآيَاتِهِ أُوْلَـئِكَ يَنَالُهُمْ نَصِيبُهُم مِّنَ الْكِتَابِ حَتَّى إِذَا جَاءتْهُمْ رُسُلُنَا يَتَوَفَّوْنَهُمْ قَالُواْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ قَالُواْ ضَلُّواْ عَنَّا وَشَهِدُواْ عَلَى أَنفُسِهِمْ أَنَّهُمْ كَانُواْ كَافِرِينَ ؛ کيست  ستمکارتر از آن  که  به  خدا دروغ  بندد يا آيات  او را دروغ  انگارد  ?نصيبي  که  برايشان  مقرر شده  به  آنها خواهد رسيد  آنگاه  که  فرستادگان   مابيايند تا جانشان  را بگيرند ، مي  پرسند : آن  چيزهايي  که  به  جاي  خدا  پرستش  مي  کرديد ، اکنون  کجايند ? گويند : تباه  شدند و از دست  ما رفتند  و در اين  حال  به  زيان  خود شهادت  دهند ، زيرا که  کافر بوده  اند.
يعني هيچ کس ستمگرتر از کسي نيست که ، « افْتَرَى عَلَى اللّهِ كَذِبًا» با قرار دادن شريک براي خدا و يا نسبت دادن نقص به او بر وي دروغ ببندد، و يا چيزي را به او نسبت دهد که نگفته است. « أَوْ كَذ