فُورٌ رَّحِيمٌ» و همانا او نسبت به کسي که به وي ايمان بياورد و عمل صالح انجام دهد و از گناهان کبيره« هلاک کننده» توبه نمايد آمرزنده و مهربان است.
پايان تفسير سوره ي انعام<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:480.xml">جزء 8 (آیه 1 الي 93)</a><a class="folder" href="w:html:511.xml">جزء 9 (آیه 94 الي 206)</a></body></html>وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ آمِنُواْ بِمَا أَنزَلَ اللّهُ قَالُواْ نُؤْمِنُ بِمَآ أُنزِلَ عَلَيْنَا وَيَكْفُرونَ بِمَا وَرَاءهُ وَهُوَ الْحَقُّ مُصَدِّقاً لِّمَا مَعَهُمْ قُلْ فَلِمَ تَقْتُلُونَ أَنبِيَاء اللّهِ مِن قَبْلُ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ ، و هنگامی که به آنها گفته شد: « به آنچه خدا فرو فرستاده است ایمان بیاورید»، گفتند: « به آنچه بر ما فرو فرستاده شده است ایمان می آوریم»، و به غیر آن کفر می ورزند، حال آنکه آن چه خداوند بر پیامبر اسلام نازل کرده است حق، و تصدیق کننده چیزی است که با خود دارند. بگو:«پس چرا پیش از این پیامبران خدا را می کشتید، اگر مومن هستید؟!»
وَلَقَدْ جَاءكُم مُّوسَى بِالْبَيِّنَاتِ ثُمَّ اتَّخَذْتُمُ الْعِجْلَ مِن بَعْدِهِ وَأَنتُمْ ظَالِمُون ، و همانا موسی با معجزات روشن پیش شما آمد، سپس بعد از او گوساله را پرستیدید، در حالی که ستمکار بودید.
وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَكُمْ وَرَفَعْنَا فَوْقَكُمُ الطُّورَ خُذُواْ مَا آتَيْنَاكُم بِقُوَّةٍ وَاسْمَعُواْ قَالُواْ سَمِعْنَا وَعَصَيْنَا وَأُشْرِبُواْ فِي قُلُوبِهِمُ الْعِجْلَ بِكُفْرِهِمْ قُلْ بِئْسَمَا يَأْمُرُكُمْ بِهِ إِيمَانُكُمْ إِن كُنتُمْ مُّؤْمِنِينَ ، و به یاد آورید هنگامی را که از شما پیمان گرفتیم و کوه طور را بر بالای سرتان نگاه داشتیم. آنچه را به شما داده ایم محکم بگیرید و گوش فرا دهید. گفتند: « شنیدیم و نافرمانی کردیم» و به سبب کفرشان دل هایشان با محبت گوساله آبیاری شده بود. بگو: « ایمانتان شما را به بد چیزی دستور می دهد اگر مومن هستید.» 
« وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ آمِنُواْ بِمَا أَنزَلَ اللّهُ» وقتی یهودیان فراخوانده شوند تا به قرآنی که خداوند بر پیامبرش فرو فرستاده است، ایمان بیاورند، سرکشی کرده و سرباز می زنند، و « قَالُواْ نُؤْمِنُ بِمَآ أُنزِلَ عَلَيْنَا وَيَكْفُرونَ بِمَا وَرَاءهُ» و گویند: به آنچه بر ما نازل کرده است ایمان می آوریم، و به غیر خدا از آن کفر می ورزند، با اینکه واجب بود  به همه آنچه خداوند نازل کرده است ایمان بیاورند خواه آن را بر آنها فرو فرستاده باشد یا بر دیگران. و ایمان آوردن به آنچه خداوند بر پیامبرانش نازل کرده، ایمانی است نافع و به صاحبش سود فراوان می رساند. و فرق گذاشتن میان پیامبران و کتاب ها و  ایمان آوردن  به برخی از آنها و تکذیب برخی دیگر، ایمان نامیده نمی شود بلکه عین کفر است: «إنَّ الَّذیِنَ یَکفُرُونَ وَرُسُلِهِ و یُرِیُدونَ أَن یُفَرقُوا بَین اللهَ وَرُسُله وَ یَقُولُونَ نُومِنُ بِبَعضٍ وَنَکفُرُ بِبَعضِ وَ یُریدُونَ أَن یَتَّخِذُوا بَینَ ذَلِکَ سَبِیلاً ، أُولَئِکَ هُمُ الکفِرُونَ حَقاّ» همانا کسانی که به خدا و پیامبرانش کفر می ورزند و می خواهند بین خدا و پیامبرانش فرق بگذارند و می گویند: به بعضی ایمان می آوریم و به بعضی کفر می ورزیم، و می خواهند راهی میان این برگیرنده اینها کافران حقیقی اند.
بنابراین خداوند  تبارک و تعالی منطق آنان را رد نموده و هیچ راه فراری را برایشان باقی نگذاشته است. پس خداوند کفر ورزیدن آنها به قرآن را به دو دلیل رد کرده و می فرماید: « وَهُوَ الْحَقّ» حال آنکه قرآن حق است، پس وقتی تمام اخبار و اوامر و نواهی قرآن حق است و از جانب پروردگارشان است کفر ورزیدن به آن، کفر ورزیدن به خدا و کفر ورزیدن به حقی است که او نازل کرده است.
سپس فرمود: « مُصَدِّقاً لِّمَا مَعَهُمْ» و قرآن تصدیق کننده چیزی است که با خود دارند. پس چرا به آنچه بر شما نازل شده ایمان می آورید به مانند آن کفر می ورزید؟! آیا این جز تعصب و پیروی از هوای نفس چیز دیگری است؟ قرآن کتابی است که تصدیق کننده کتابهای آنها می باشد و این امر حجتی است بر راست بودن کتاب هایی که در دست آنها است، و آنها نمی توانند راست بودن کتاب هایشان را ثابت کنند مگر از طریق قرآن، پس وقتی به آن کفر بورزند و آن را انکار نمایند، مانند کسی خواهند بود که برای اثبات ادعای خود فقط یک دلیل داشته باشد، و ادعای او کامل نمی شود مگر در صورت سالم بودن دلیلش، سپس دلیلش را نقد کرده و آن را تکذیب کند. آیا این  حماقت و دیوانگی نیست؟ پس کفر ورزیدن آنها به قرآن کفر ورزیدن به کتابی است که در دست آنها است.
سپس خداوند ادعای آنها را مبنی بر اینکه فقط به آنچه بر آنان نازل کرده است ایمان دارند، تقبیح نموده و می فرماید: «قُل» به آنها بگو: « فَلِمَ تَقْتُلُونَ أَنبِيَاء اللّهِ مِن قَبْلُ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ» پس چرا پیامبران خدا را پیش از این می کشتید اگر شما مومن هستید؟ « وَلَقَدْ جَاءكُم مُّوسَى بِالْبَيِّنَاتِ» و موسی با دلایل روشنی که حق را بیان می داشت پیش شما آمد. « ثُمَّ اتَّخَذْتُمُ الْعِجْلَ مِن بَعْدِهِ» سپس بعد از آمدن او گوساله را پرستش نمودید. « وَأَنتُمْ ظَالِمُون» و شما ستمارید و در این مورد عذری ندارید.
« وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَكُمْ وَرَفَعْنَا فَوْقَكُمُ الطُّورَ خُذُواْ مَا آتَيْنَاكُم بِقُوَّةٍ وَاسْمَعُواْ» و هنگامی که از شما پیمان گرفتیم و کوه طور را بر فرازتان  برافراشتیم، آنچه را به شما داده ایم محکم بگیرید و گوش فرا دهید و بپذیرد و اطاعت کنید.
« قَالُواْ سَمِعْنَا وَعَصَيْنَا» گفتند: شنیدیم و سرپیچی کردیم. یعنی آنان چنین حالتی داشتند: « حق را شنیدند و بدان عمل ننمودند و سرپیچی کردند». « وَأُشْرِبُواْ فِي قُلُوبِهِمُ الْعِجْلَ» و محبت گوساله و  عبادت آن در دل هایشان با محبت گوساله پرستی آبیاری شد. « قُلْ بِئْسَمَا يَأْمُرُكُمْ بِهِ إِيمَانُكُمْ إِن كُنتُمْ مُّؤْمِنِينَ» بگو: بد چیزی است آنچه ایمانتان شما را به آن فرمان می دهد اگر مومن هستید. یعنی شما ادعای ایمان می کنید و به دین حق افتخار می ورزید در حالی که پیامبران خدا را کشتید و گوساله را به خدایی گرفتید آنگاه که موسی  به منظور ملاقات با خدا از پیش شما رفت، و دستورات و نواهی او را نپذیرفتید مگر بعد از تهدید و برافراشته شدن کوه طور بالای سرتان، آن گاه به زبان آن را پذیرفتید ولی در عمل آن را نقض نمودید.
پس این چه دین و ایمانی است که ادعای آنرا دارید؟! اگر به گمانتان این ایمان است، بدانید ایمانی که صاحبش را به کفر ورزیدن به پیامبر خدا و کثرت گناه وادار کند بد ایمانی است، زیرا ایمان واقعی صاحب خود را به نیکی امر می کند و او را از بدی باز می دارد، پس با این موضعگیری دروغ و تناقض و دوگانگی آنها مشخص شد.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:481.txt">آيه 7-1</a><a class="text" href="w:text:482.txt">آيه 9-8</a><a class