دارد.
به خلاف هدايت کنندگانِ راه يافته، چرا که آنها به سوي حق فرا مي خوانند، و دعوت خود را با دلايل عقلي و نقلي تاييد مي کنند، و در دعوتشان جز به دنبال خشنودي خداوند و نزديک شدن به او نيستند.وَذَرُواْ ظَاهِرَ الإِثْمِ وَبَاطِنَهُ إِنَّ الَّذِينَ يَكْسِبُونَ الإِثْمَ سَيُجْزَوْنَ بِمَا كَانُواْ يَقْتَرِفُونَ ؛ و گناه  را ، چه  آشکار باشد و چه  پنهان  ، ترک  گوييد  آنان  که  مرتکب   گناه  مي  شوند ، به  سزاي  اعمال  خود خواهند رسيد.
منظور از «اثم» همه گناهاني است که بنده را گناهکار ساخته و در ورطه گناه و حرج مي اندازد، از قبيل چيزهايي که به حقوق خدا و حقوق بندگانش مربوط مي شود. پس خداوند بندگانش را از ارتکاب گناه آشکار و پنهان نهي کرده است؛ گناهاني که مربوط به بدن و اعضاي انسان هستند، و گناهاني که مربوط به قلب او مي باشند.
و بنده به طور کامل نمي تواند گناهان آشکار و پنهان را ترک نمايد مگر اينکه گناه را بشناسد. پس، شناخت گناهان قلبي و بدني بر هر مکلفي واجب است. و بسياري از گناهان بر بسياري از مردم پوشيده هستند، بويژه گناهان قلب، مانند تکبر، خودپسندي، ريا و امثال آن. تا جايي که بسياري از اين گناهان در مردم وجود دارد اما آن را احساس نمي کنند، و اين به خاطر روي گرداندن از علم و بينش است.
سپس خداوند متعال خبر داد کساني که مرتکب گناهان آشکار و پنهان مي شوند به زودي برحسب ارتکاب گناه و به اندازه گناهانشان کم باشد يا زياد، کيفر و عذاب داده مي شوند، و اين کيفر و سزا گاه در آخرت داده مي شود و گاه در دنيا. و مجازات دنيا گناهان اخروي را سبک مي نمايد.وَلاَ تَأْكُلُواْ مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللّهِ عَلَيْهِ وَإِنَّهُ لَفِسْقٌ وَإِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَى أَوْلِيَآئِهِمْ لِيُجَادِلُوكُمْ وَإِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّكُمْ لَمُشْرِكُونَ ؛ از ذبحي  که  نام  خدا بر آن  ياد نشده  است  مخوريد که  خود نافرماني  است  و، شياطين  به  دوستان  خود القا مي  کنند که  با شما مجادله  کنند ، اگر از  ايشان  پيروي  کنيد از مشرکانيد.
در اين آيه از خوردن گوشت حيواني نهي شده است که هنگام ذبح نام غير خدا بر آن برده شده است، مانند حيواني که براي بتها و خدايان مشرکين ذبح مي شود، زيرا اين نوع حيوانات براي غير خدا سربريده شده اند، و در قرآن به طور ويژه به حرمت آن تصريح شده است. و حيواني که هنگام ذبح بر آن نام خدا برده نشده اما براي خدا ذبح شده است مانند قرباني ها و يا حيواني که به منظور خوردن گوشتش ذبح مي شود اگر ذبح کننده به طور عمد و قصد اسم خدا را نبرده است نزد بسياري از علما اين ذبح حرام است و در مورد فوق داخل مي باشد.
و فراموشکار که از روي فراموشي اسم خدا را نبرده است از اين قاعده کلي بيرون مي باشد، به دليل نصوص ديگري که بر رفع اشکال از فرد فراموش کار دلالت مي نمايند. و حيواناتي که بدون ذبح مي ميرند در اين آيه داخل اند، زيرا آنها حيواناتي هستند که اسم خدا بر آنها برده نشده است. و خ داوند به طور ويژه بر حرام بودن آن تصريح نموده و  فرموده است:« « حُرِّمَت عَلَيکُم المَيتَةُ» و حيوان مردار بر شما حرام شده است. و شايد سبب نازل شدن اين آيه عام بودن آيه ي « وَلاَ تَأْكُلُواْ» باشد، به دليل اينکه خداوند فرموده است:« وَإِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَى أَوْلِيَآئِهِمْ لِيُجَادِلُوكُمْ» و همانا شيطان ها به دوستانشان القا مي کنند تا با شما از روي جهل به مجادله بپردازند. زيرا مشرکين وقتي که شنيدند خدا و پيامبرش مردار را حرام، و حيوان ذبح شده را حلال کرده اند، در حاليکه آنها مردار را حلال مي دانستند، از روي  مخالفت با خدا و پيامبر و در قالب مجادله، و بدون دليل و برهان گفتند: آيا آنچه را که خودتان مي  کشيد، مي خوريد ولي آنچه را که خدا کشته است نمي خوريد؟ منظورشان حيوان مردار بود.
و اين نظري فاسد است که مبتني بر هيچ دليل و حجتي نمي باشد بلکه مبتني بر آرا و افکار پوچشان است، آرا و افکاري که اگر حق از آن پيروي مي کرد آسمانها و زمين و تمام کساني که در آنها هستند منهدم شده و از بين مي رفت. پس هلاک و نابود باد کساني که عقل خود را بر شريعت و احکام خدا که تمام منافع عام و خاص بشريت را تضمين مي  کند مقدم مي دارند. و اين از آنها بعيد نيست، اين نظرات فاسد از القاءات دوستان شيطاني آنان است که مي خواهند  مردم را از ديشنان گمراه کنند، و آنها را فرا مي خوانند تا از اهل دوزخ شوند.
« وَإِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ» شما مشرک خواهيد بود، چون آنها را دوستان خود گرفته ايد، و در آنچه که آنان با مسلمين مفارقه و جدايي پيدا کردند موافقت نموديد، به همين خاطر روش شما همان روش آنان است. 
اين آيه شريفه دلالت مي نمايد که کشف و الهامات صوفي ها و امثال آنان که زياد به وقوع مي پيوندد، حقانيت آن تا زماني که بر کتاب خدا و سنت پيامبر عرضه نشود تاييد و تصديق نمي گردد. پس اگر کتاب و سنت آن را مقبول دانست ، پذيرفته مي شود. و اگر با کتاب و سنت تضاد داشت، رد مي گردد. و اگر مشخص نبود، در آن توقف مي شود؛ نه تصديق مي شود ونه تکذيب.
زيرا وحي و الهام از جانب شيطان هم انجام مي شود، و بايد بين وحي و الهام شيطان ووحي و الهام خدا فرق گذاشت، و هريک را از ديگري تشخيص داد. و به خاطر فرق نگذاشتن بين اين دو اشتباه و گمراهي هاي بي شماري به وجود آمده که جز خدا کسي آن را نمي داند.أَوَ مَن كَانَ مَيْتًا فَأَحْيَيْنَاهُ وَجَعَلْنَا لَهُ نُورًا يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ كَمَن مَّثَلُهُ فِي الظُّلُمَاتِ لَيْسَ بِخَارِجٍ مِّنْهَا كَذَلِكَ زُيِّنَ لِلْكَافِرِينَ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ ؛ آيا آن  کس  که  مرده  بود و ما زنده  اش  ساختيم  و نوري  فراراهش  داشتيم   تابدان  در ميان  مردم  راه  خود را بيابد ، همانند کسي  است  که  به  تاريکي   گرفتار است  و راه  بيرون  شدن  را نمي  داند ? اعمال  کافران  ، در نظرشان   اينچنين  آراسته  گرديده  است.
وَكَذَلِكَ جَعَلْنَا فِي كُلِّ قَرْيَةٍ أَكَابِرَ مُجَرِمِيهَا لِيَمْكُرُواْ فِيهَا وَمَا يَمْكُرُونَ إِلاَّ بِأَنفُسِهِمْ وَمَا يَشْعُرُونَ؛ و بدين  سان  در هر قريه  اي  مجرمانشان  را بزرگانشان  قرار داديم  تا در، آنجامکر کنند ، ولي  نمي  دانند که  جز با خود مکر نمي  ورزند.
وَإِذَا جَاءتْهُمْ آيَةٌ قَالُواْ لَن نُّؤْمِنَ حَتَّى نُؤْتَى مِثْلَ مَا أُوتِيَ رُسُلُ اللّهِ اللّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسَالَتَهُ سَيُصِيبُ الَّذِينَ أَجْرَمُواْ صَغَارٌ عِندَ اللّهِ وَعَذَابٌ شَدِيدٌ بِمَا كَانُواْ يَمْكُرُونَ ؛ چون  آيه  اي  بر آنها نازل  شد ، گفتند که  ما ايمان  نمي  آوريم  تا آنگاه   که هر چه  به  پيامبران  خدا داده  شده  به  ما نيز داده  شود  بگو : خدا  داناتر است  که  رسالت  خود را در کجا قرار دهد  به  زودي  به  مجرمان  به   کيفر مکري که  مي  ورزيده  اند از جانب  خدا خواري  و عذابي  شديد خواهد رسيد.
خداوند متعال مي فرمايد:« أ