. نیز در این آیه خداوند امت اسلامی را تشویق نموده که در انجام اعمال صالح از دیگران گوی سبقت ببرند، و به انجام کارهای خوب بشتابند. نیز بیان داشته است که روزه جزو آن دسته از اعمال و عبادت های سنگینی نیست که فقط به شما اختصاص داده شده باشد.
سپس خداوند حکمت خویش را در مشروع نمودن روزه بیان کرده و می فرماید : « لَعَلَّكُمْ تَتَّقُون» تا پرهیزگار شوید، زیرا روزه از بزرگترین اسباب پرهیزگاری است، چون روزه مصداق فرمان بردن از دستور خدا و پرهیز از منهیات او می باشد. 
از جمله درسهای پرهیزگاری که  انسان مسلمان از دانشگاه روزه و رمضان می آموزد این است که روزه دار آنچه را که خداوند بر او حرام نموده از قبیل خوردن و آشامیدن و آمیزش جنسی و سایر مواردی که دلش می خواهد انجام دهد، ترک می کندو با این کار به خداوند نزدیکی می جوید، و پاداش وی را می طلبد. پس این پرهیزگاری است. و از جمله درسهای پرهیزگاری که روزه به ما یاد می دهد این است که روزه دار در طول ماه رمضان تمرین می کند که خداوند مراقب اوست، پس آنچه را که نفسش می طلبد، هر چند که بر انجام دادن آن قادر است ، ترک می کند، چون می داند خداوند از او اطلاع دارد . همچنین روزه راههای ورود شیطان به نفس آدمی را تنگ کرده و می بندد، زیرا شیطان در وجود  انسان مانند خون جریان می یابد. پس با روزه گرفتن نفوذ شیطان ضعیف می شود و گناهان کاهش می یابند. و یکی از برکات روزه این است که روزه دار غالبا عبادت زیاد انجام می دهد و انجام عبادت از علایم پرهیزگاری است. نیز از برکات روزه این است که ثروتمند، درد گرسنگی را می چشد و این کار باعث می شود تا با فقرا و مستمندان ابراز همدردی کرده وبه آنان کمک کند. و این از خصلت های پرهیزگاری است.
پس از آنکه بیان داشت که روزه را بر اهل ایمان فرض گردانیده است، خبر داد که ایام روزه معدود و محدود است، یعنی روزگار روزه کم، و انجام این فریضه بسیار آسان است. سپس آن را بیشتر آسان نمود و فرمود : « فَمَن كَانَ مِنكُم مَّرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَيَّامٍ أُخَرَ» از آن جا که غالبا بیماری و سفر موجبات مشقت و دشواری را فراهم می کنند، به بیمار و مسافر اجازه داده است که روزه نگیرند. و از آن جا که به دست آوردن منفعت روزه بر هر مومنی لازم است، خداوند به مسافر و مریض دستور داد تا در روزهای دیگر، آنگاه که بیماری از بین رفت و سفر تمام شد روزه بگیرند.
و « فَعِدَّةٌ مِّنْ أَيَّامٍ أُخَرَ» بیانگر آن است که مریض یا مسافر باید به تعداد روزهای ماه رمضان روزه بگیرد، و اینکه می تواند روزه روزهای گرم و طولانی را در روزهای سرد و کوتاه قضا کند . « وَعَلَى الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ» و برکسانی که می توانند روزه بگیرند، « فِدْيَةٌ» کفاّره ای است ، و به عوض هر روزی که روزه نمی گیرند باید فدیه بدهند، « طَعَامُ مِسْكِينٍ» خوراک یا فقیر.
و این در آغاز فرض شدن روزه بود، آنگاه که هنوز بر روزه گرفتن عادت نکرده بودند، و فرض شدن روزه بر آنها سخت بود، به همین جهت خداوند آسانترین راه را پیش روی آنها قرار داد؛ به گونه ای که هرکس می توانست روزه بگیرد، مختار بود روزه بگیرد و آن بهتر است و یا اینکه به جای ان به مستمندان خوراک بدهد.  به همین جهت فرمود: « وَأَن تَصُومُواْ خَيْرٌ لَّكُمْ» و روزه گرفتن برایتان بهتر است. سپس روزه را بر کسی که توانایی روزه گرفتن را دارد به طور وجوب و قطعی فرض گردانید. اما کسی که در ماه رمضان نمی تواند روزه بگیرد، قضای آن را در روزهای دیگر به جای می آورد. و گفته شده: « وَعَلَى الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ» یعنی کسانی که روزه گرفتن برای آنها دشوار و سخت است و نمی توانند روزه بگیرند، مانند پیره مرد و پیره زن که بر آنها لازم است در مقابل هر روز به یک فقیر خوراک بدهند، و این رای صحیح است.
« شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِيَ أُنزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ» روزه ای که بر شما فرض شده است روزه ماه رمضان است، ماه بزرگی که در آن از جانب خدا فضل فراوانی به شما رسیده است، و آن قرآن کریم است که مشتمل بر هدایت و منافع دینی و دنیوی شما است، و حق را به روشن ترین صورت بیان می دارد، و جدا کننده حق از باطل و هدایت از گمراهی و اهل سعادت از اهل شقاوت است.
پس ماهی که چنینفضیلتی دارد، واحسان خدا در آن بر شما نازل می شود، شایسته است موسم عبادت باشد و روزه در آن فرض شود. پس از آنکه خداوند متعال فضیلت این ماه مبارک، و حکمت وجوب روزه این ماه را بیان کرد، فرمود: « َمَن شَهِدَ مِنكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ»  در این بخش از آیه مقرر شده است فردی که توانایی دارد و تندرست و مقیم است باید روزه بگیرد. و از آنجه که مختار بودن بین روزه گرفتن و فدیه دادن منسوخ شد، رخصت مریض و مسافر در امر روزه نگرفتن را دوباره تکرار کرد، تا این توهم حاصل نشود که رخصت آنان نیز منسوخ شده است. به همین جهت فرمود: « يُرِيدُ اللّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلاَ يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ» خداوند می خواهد راههایی را که به خشنودی او منتهی می شوند برایتان بسیار هموار و میّسر بگرداند. بنابراین آنچه که خداوند بندگانش را به انجام آن فرمان داده است بسیار ساده و آسان است. و چنانچه وجود شرایط و مسایل خاصی موجب دشواری آن گردد، خداوند آن را به صورتی دیگر آسان می نماید، به گونه ای که یا آن را ساقط می گرداند و یا آن را با روشهای مختلف تخفیف می دهد. این ویژگی به صورت مجمل بیان شده و امکان باز کردن آن وجود ندارد، چرا که تفاصیل آن شامل تمامی احکام شرع می گردد و همه ی انواع رخصت ها و تخفیفاتی که در شرع به آنها پرداخته شده است در این مجمل داخل است.« وَلِتُكْمِلُواْ الْعِدَّةَ» و این خداوند بهتر می داند بدان سبب است که کسی گمان نبرد با روزه گرفتن قسمتی از ماه رمضان، روزه آن از ذمه او ساقط گشته و مقصود حاصل شده است. خداوند این گمان را با امر به کامل کردن روزه های ماه رمضان رد نموده و گفته است: ماه رمضان را باید بطور کامل روزه گرفت، و هنگام اتمام ماه مبارک رمضان باید به خاطر توفیق گرفتن روزه و تسهیل آن بر بندگانش از خدا سپاسگزار بود، و او را به  بزرگی یاد نمود. و هنگام رویت هلال ماه شوال تا پایان یافتن خطبه نماز عید « تکبیر» گفت.وَلَقَدْ صَرَّفْنَا فِي هَذَا الْقُرْآنِ لِلنَّاسِ مِن كُلِّ مَثَلٍ وَكَانَ الْإِنسَانُ أَكْثَرَ شَيْءٍ جَدَلًا و به راستي که در اين قرآن براي مردمان هرگونه مثلي را به شيوه هاي گوناگون بيان داشته ايم، وانسان بيش از هر چيز و [هرکس] مجادله گر است. 
خداوند متعال از عظمت و شکوه قرآن و فراگيري آن خبر داده و بيان مي نمايد که در قرآن هرگونه مثلي را به شيسوه هاي گوناگون بيان داشته است. يعني هر راهي که انسان را به دانش هاي مفيد و سعادت جاودانگي مي رساند، و هر راهي که انسان را از بدي و هلاکت مصون مي دارد، در آن بيان کرده است. و در قرآن مثالهاي حلال و حرام، و سزاي اعمال، و تشويق و بيم دادن، و اخبار راستيني