ي گردد. در دلهاي چنين کساني نوعي بندگي براي غير خدا وجود دارد، و ميزان اين عبوديت و بندگي به ميزان رعايت مردم و ترجيح دادن رضايت و خشنودي آنان بر انجام اوامر خدا بستگي دارد. پس هيچ گاه قلب از بندگي غير خدا سالم نمي ماند مگر اينکه در راه وي از ملامت هيچ ملامت کننده اي نهراسد.
وقتي خداوند صفت هاي زيبا و فضيلت هاي عالي آنان را ستود؛ صفات و فضايلي که مستلزم کارهاي نيک ديگري است که در اينجا بخشي از آن به ميان نيامده است، خبر داد که اين ناشي از آن به ميان نيامده است، خبر داد که اين ناشي از فضل و احسان خدا برآنهاست، تا دچار خودپسندي نشوند و شکر پروردگارشان را به خاطر نعمتي که بدانان ارزاني کرده است به جاي آورند، و از فضل خود بيشتر به آنان ببخشد. و تا ديگران بدانند که فضل خدا پوشش و حجابي ندارد. بنابراين فرمود:« ذَلِكَ فَضْلُ اللّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاء وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ» خداوند داراي فضل و بخشش گسترده و احسان فراوان است، و رحمت او هر چيزي را در برگرفته، و فضل و بخشش خود را بر دوستانش مي گستراند، اما به ديگران آن اندازه را نمي دهد، چرا که او مي داند چه کسي سزاوار فضل و بخشش است، پس به او مي بخشد، و خداوند بهتر مي داند که اصل و فرع رسالت خود را کجا قرار بدهد.إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ؛ جز اين  نيست  که  دوست  شما خداست  و رسول  او و مؤمناني  که  نماز مي   خوانند و همچنان  که  در رکوعند انفاق  مي  کنند.
وَمَن يَتَوَلَّ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ فَإِنَّ حِزْبَ اللّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ؛ و هر که  با خدا و پيامبر او و مؤمنان  دوستي  کند ، بداند که  پيروزمندان   گروه  خداوندند.
پس از آنکه خداوند متعال از دوستي با کفار؛ يهوديان و نصارا و ديگران نهي نمود و سرانجام زيانبار اين کار را بيان کرد، خبر داد که بايد با چه کسي دوستي کرد. و خداوند فايده و مصلحت آن را بيان داشت و فرمود:« إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ» دوست شما فقط خدا و پيغمبرش هستند، پس دوستي خدا بوسيله ايمان و پرهيزگاري به دست مي آيد. و هرکس که مومن و پرهيزگار باشد دوست خدا خواهد بود، و هر کس دوست خدا باشد دوست پيامبر نيز است، وهرکس که خدا و پيامبرش را به دوستي بگيرد بايد کساني را دوست بدارد که خدا و پيامبر را دوست دارند، و آنها مومناني هستند که در ظاهر و باطن مومن بوده و با اقامه نماز همراه با شرايط و فرايض و ساير مکملات آن، خالصانه خدا را عبادت کرده، و با مردم نيکي مي نمايند، و زکات اموال خود را به مستحقان آن مي پردازند.
« وَهُمْ رَاكِعُونَ» و در برابر خدا فروتن هستند. پس حصر در « إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ» دلالت مي نمايد که دوستي  فقط بايد با کساني که ذکر شده اند صورت پذيرد، و بايد از دوستي غيرآنان پرهيز شود. سپس فايده اين دوستي را بيان نمود و فرمود:« وَمَن يَتَوَلَّ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ فَإِنَّ حِزْبَ اللّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ» و هرکس خدا و پيامبرش، و مومنان را به دوستي بگيرد، بي گمان «حزب الله» پيروز است. يعني چنين کسي از گروهي است که به خدا منسوب هستند و خدا را مي پرستند و محبت او را در دل دارند، و حزب خدا پيروز است. و آنان کساني هستند که سرانجام و عاقبتِ نيک دنيا و آخرت از آنها خواهد بود. 
همان طور که خداوند متعال فرموده است:« وَإِنَّ جُندَنَا لَهُمُ الغَلِبُونَ» و لشکريان ما پيروزند. و اين مژده بزرگي است براي کسي که دستور خدا را انجام دهد، و از حزب و لشکر خدا گردد. او پيروز خواهد شد و پيروزي از آن اوست، گرچه بنا به حکمتي که خدا مي داند، در بعضي وقتها شکست مي خورد اما آخر کارش پيروز است، و چه کسي از خدا راستگوتر است.يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ الَّذِينَ اتَّخَذُواْ دِينَكُمْ هُزُوًا وَلَعِبًا مِّنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ مِن قَبْلِكُمْ وَالْكُفَّارَ أَوْلِيَاء وَاتَّقُواْ اللّهَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ  اي  کساني  که  ايمان  آورده  ايد ، اهل  کتاب  را که  دين  شما را به  مسخره  و  بازي  مي  گيرند ، و نيز کافران  را به  دوستي  برمگزينيد  و اگر ايمان  آورده ايد از خدا بترسيد.
وَإِذَا نَادَيْتُمْ إِلَى الصَّلاَةِ اتَّخَذُوهَا هُزُوًا وَلَعِبًا ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَّ يَعْقِلُونَ؛ و چون  بانگ  نماز کنيد آن  را به  مسخره  و بازيچه  گيرند ، زيرا مردمي ، هستند که  نمي  انديشند.
خداوند بندگان مومنش را نهي مي کند از اين که اهل کتاب يهوديان ونصارا و ساير کفار را به دوستي بگيرند، و با آنها محبت کنند، و آنان را دوست بدارند، و اسرار مومنان را براي آنها فاش کنند، و آنان را در برخي از کارهايشان که به زيان اسلام و مسلمين است ياري دهند. زيرا ايماني که در وجود مومنان است ايجاب مي کند تا دوستي ايشان را ترک نمايند و از درِ دشمني با آنها درآيند.
نيز پايبندي مومنان به  تقواي الهي که عبارت است از اطاعت از دستورهاي خدا و پرهيز از نواهي اش، آنان را به دشمني با کفار فراخواند. مشرکان و کفار و مخالفان، از دين مسلمين عيب گرفته و آن را به مسخره و بازي مي گيرند و بدان توهين مي کنند، به ويژه نماز که آشکارترين شعار مسلمين و بزرگترين عبادت آنان است که هرگاه مسلمين براي آن ندا دهند آن را به بازيچه و تمسخر مي گيرند، و اين به خاطر بي خردي و جهالت فراوان آنهاست. و اگر آنان عقل داشتند در مقابل اين ندا سر تسليم فرود آورده، و به فضيلت هايي که نماز دارد پي مي برند.
پس شما اي مومنان! حالت و شدت دشمني آنها را با خودتان و دينتان دانستيد، بنابراين دستِ کم گرفته است و اينکه برايش مهم نيست که آنان اسلام را مورد طعنه و تنقيص قرار داده است؛ همان کساني که از سوي خدا  وپيامبر به کافر و گمراه از آنان نام برده شده است. و چنين فردي بهره اي از انسانيت و جوانمردي ندارد.
پس چگونه ادعاي داشتن بني اسرائيل داريد؛ ديني که حق است و ديگر دين ها باطل هستند؛ اما به دوستي با کساني از جاهلان و احمقان که اسلام را به مسخره و بازي گرفته، و دين و اهل دين را با ديده حقارت مي نگرند، راضي مي شويد؟! در اين آيه انسانِ مسلمان بر دشمني با کفار تحريک شده است، و اين موضوع کاملا واضح و روشن است.قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ هَلْ تَنقِمُونَ مِنَّا إِلاَّ أَنْ آمَنَّا بِاللّهِ وَمَا أُنزِلَ إِلَيْنَا وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلُ وَأَنَّ أَكْثَرَكُمْ فَاسِقُونَ؛ بگو : اي  اهل  کتاب  ، آيا ما را سرزنش  مي  کنيد ? جز اين  است  که  ما  به خدا و آنچه  بر ما نازل  شده  و آنچه  پيش  از اين  نازل  شده  است  ايمان   آورده ايم  و شما بيشترين  نافرمان  هستيد ?
قُلْ هَلْ أُنَبِّئُكُم بِشَرٍّ مِّن ذَلِكَ مَثُوبَةً عِندَ اللّهِ مَن لَّعَنَهُ اللّهُ وَغَضِبَ عَلَي