 به کشتن تو مبادرت مي ورزم، پس گفت:« لَئِن بَسَطتَ إِلَيَّ يَدَكَ لِتَقْتُلَنِي مَا أَنَاْ بِبَاسِطٍ يَدِيَ إِلَيْكَ لَأَقْتُلَكَ» « اگر براي  کشتن من دست دراز کني ، من به سوي تو دست دراز نمي کنم تا ترا بکشم». و اين به خاطر بزدلي و ترس و ناتواني ام نيست، بلکه به اين سبب است که « إِنِّي أَخَافُ اللّهَ رَبَّ الْعَالَمِينَ» « من از خداوند، پروردگار جهانيان مي ترسيم». و کسي که از خدا مي ترسد اقدام به انجام گناه نمي کند، خصوصا گناهان بزرگ. و اين هشداري است براي کسي که مي خواهد مرتکب قتل شود که شايسته است از خدا بترسد.
« إِنِّي أُرِيدُ أَن تَبُوءَ بِإِثْمِي وَإِثْمِكَ» « من مي خواهم تو با گناهان من و گناهان خود به سوي خدا برگردي». يعني اگر قرار باشد که يا تو را بکشم، يا تو مرا به قتل برساني ، ترجيح مي دهم که تو مرا بکشي، و گناه من و گناه خود را بر دوش بگيري، « فَتَكُونَ مِنْ أَصْحَابِ النَّارِ وَذَلِكَ جَزَاء الظَّالِمِينَ» « پس، از دوزخيان شوي، و اين سزاي ستمکاران است.» اين دلالت مي نمايد که قتل از گناهان کبيره است ، و باعث داخل شدن به جهنم مي گردد.
اما آن جنايت کار از آن کار باز نيامد و همواره عزم خود را بر انجام اين کار بيشتر جزم مي کرد، تا اينکه کشتن برادرش که شريعت و سرشت برادر را محترم مي شمارد براي او آراسته شد.
« فَقَتَلَهُ فَأَصْبَحَ مِنَ الْخَاسِرِينَ» پس او را کشت و از زمره زيانکاران گرديد. از کساني شد که در دنيا و آخرت دچار زيان مي شوند. و او قتل، اين بدعت زشت و ناپسند را براي هر قاتلي بنيانگذاري کرد. پيامبر فرموده است:« وَمَن سَنَّ سُنَّةً سَيئَةً فَعَلَيهِ وِزرُهَا وَوِزرُ مَن عَمِلُ بِهَا إلَي يومِ القِيامة» « هرکس که سنت و طريقه زشتي را بنيان نهد، گناه آن  وگناه کسي که تا قيامت به آن سنت زشت عمل کند بر گردن اوست.» بنابراين در حديث صحيح آمده است « مَا مِن نَفسٍ تُقتَلُ إلّا کَانَ عَلَي ابنِ آدَمَ الأول شَطرُ مِن دَمِهَا، لَأَنّه أوّل مَن سَنَّ القتَلَ». « هيچ انساني کشته نمي شود مگر اينکه بخشي از گناه و خون او بر گردن فرزند اول آدم است ، چون او اولين کسي است که سنت قتل را بنيان نهاد.»
وقتي که برادرش را کشت، نمي دانست با آن چکار کند، چون او  اولين نفر از فرزندان آدم بود که مرده بود، « فَبَعَثَ اللّهُ غُرَابًا يَبْحَثُ فِي الأَرْضِ» پس خداوند کلاغي را فرستاد تا زمين را مي کاوريد، تا کلاغ ديگري را دفن کند. « لِيُرِيَهُ» تا با اين کار به او نشان دهد که « كَيْفَ يُوَارِي سَوْءةَ أَخِيهِ» چگونه جسد برادرش را دفن کند. منظور از « سَوْءةَ» جسد است، زيرا بدن ميت عورت است و « سَوْءةَ» در اصل به معني عورت است.
« فَأَصْبَحَ مِنَ النَّادِمِينَ» پس او از زمره پشيمان شدگان گشت. و عاقبت و سرانجام گناه پشيماني و زيان است.مِنْ أَجْلِ ذَلِكَ كَتَبْنَا عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنَّهُ مَن قَتَلَ نَفْسًا بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِي الأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعًا وَمَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعًا وَلَقَدْ جَاء تْهُمْ رُسُلُنَا بِالبَيِّنَاتِ ثُمَّ إِنَّ كَثِيرًا مِّنْهُم بَعْدَ ذَلِكَ فِي الأَرْضِ لَمُسْرِفُونَ ؛ از اين  رو بر بني  اسرائيل  مقرر داشتيم  که  هر کس  کس  ديگر را نه  به   قصاص ، قتل  کسي  يا ارتکاب  فسادي  بر روي  زمين  بکشد ، چنان  است  که  همه   مردم  راکشته  باشد  و هر کس  که  به  او حيات  بخشد چون  کسي  است  که  همه   مردم  راحيات  بخشيده  باشد  و به  تحقيق  پيامبران  ما همراه  با دلايل  روشن   بر آنهامبعوث  شدند ، باز هم  بسياري.
خداوند متعال مي فرمايد:« مِنْ أَجْلِ ذَلِكَ» به خاطر آنچه ما در داستان دو پسر آدم و کشته شدن يکي از آنان توسط برادرش بيان کرديم، و به دليل پايه ريزي شدنِ بدعت قتل و آدم کشي براي کساني که پس از او مي آيند، و به جهت اينکه سرانجام قتل زيان دنيا و آخرت است، « كَتَبْنَا عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ» بر بني اسرائيل؛ صاحبان کتابهاي آسماني مقرر نموديم که « أَنَّهُ مَن قَتَلَ نَفْسًا بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِي الأَرْضِ» هرکس انساني را بدون کشتن انساني، يا بدون اينکه در زمين فساد کند به قتل برساند. يعني انساني را به ناحق بکشد، « فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعًا» مانند آن است که همه مردم را کشته باشد، چون در وجود  او  انگيزه اي براي  تحقق و روشنگري وجود ندارد که او را وادار نمايد جز به حق، به قتل کسي اقدام نکند. پس وقتي او به کشتن انساني مبادرت نمايد که مستحق کشتن نيست، مسلما بين مقتول و کسي ديگر فرق نمي گذارد، و برحسب دستور نفس اماره عمل مي کند. پس قتل يک نفر به ناحق مانند کشتن همه مردم است.
همچنين هرکس انساني را زنده بگذارد، و او را نکشد با اينکه نفس، او را به کشتن آن فرد فرا مي خواند، اما ترس خدا او را از کشتن وي باز دارد، مانند آن است که همه  مردم را زنده کرده باشد، زيرا ترس خداوند که در وجود اوست وي را از کشتن انسان بي گناهي که مستحق قتل نيست باز داشته  است. و آيه دلالت مي نمايد که کشتن در دو صورت جايز است:
اينکه يک  نفر، کسي را بدون حق و بصورت عمد به قتل برساند. کشتن چنين فردِ قاتلي جايز است. اين در حالي است که قاتل مکلّف ، و با مقتول مساوي بوده، و پدرِ مقتول نباشد.
يا  اينکه در زمين فساد بکند و دين مردم، و جسم واموال آنان را به فساد و تباهي بکشاند. مانند کافران مرتد و آنهايي که با اسلام مي جنگند، و دعوتگرانِ به سوي بدعت و نوآوري در دين که شرّ آنها جز با کشتن، از سر مسلمين دور نمي شود. همچنين راهزنان و امثال آنها که به مردم حمله ور شده و آنها را مي کشند و مالهايشان را به غارت مي برند.
« وَلَقَدْ جَاء تْهُمْ رُسُلُنَا بِالبَيِّنَاتِ» و به تحقيق پيامبران ما با نشانه ها و دلايل روشن پيش آنان آمدند، به طوري که در سايه آن دلايل و معجزات براي هيچ کسي شبهه و حجتي باقي نمي ماند. « ثُمَّ إِنَّ كَثِيرًا مِّنْهُم» سپس بسياري از آنان « بَعْدَ ذَلِكَ» پس از بيان دلايل قاطع و حجت درخشان که موجب استقامت و پايداري در زمين است، « لَمُسْرِفُونَ» با ارتکاب گناهان و مخالفت ورزيدن با پيامبران؛ کساني که همراه با  دلايل و نشانه هاي روشن نزد آنان آمده اند، راه اسراف را در پيش مي گيرند.إِنَّمَا جَزَاء الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الأَرْضِ فَسَادًا أَن يُقَتَّلُواْ أَوْ يُصَلَّبُواْ أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُم مِّنْ خِلافٍ أَوْ يُنفَوْاْ مِنَ الأَرْضِ ذَلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيَا وَلَهُمْ فِي الآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ ؛ جزاي  کساني  که  با خدا و پيامبرش  جنگ  مي  کنند و در زمين  به  فساد مي ، کوشند ، آن  است  که  کشته  شوند ، يا بر دار گردند يا دستها و پاهايشان   يکي  ازچپ  و يکي  از راست  بريده  شود يا از سرزمين  خود تبعيد شوند  اينها رسو