ک نيست و هيچ کس او را در تدبير امور کمک نمي کند.
بعد از اينکه خداوند  بندگانش را به عبادت خويش و اداي حقوق الهي فرمان داد، آنان را دستور داد تا حقوق بندگان را به جا آورند، و هر آن کس که نزديک تر است مهم تر است و در اولويت قرار دارد. پس فرمود: « وبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا» با سخن خوب و خطاب  مهربانانه، و کار زيبا و فرمان بردن از دستورات آنها ، و پرهيز از آنچه نهي مي کنند، و با انفاق بر آنها و احترام گذاشتن به کسي که خويشاوند آنان است با آنها نيکي کنيد.
احسان ونيکي با پدر و مادر دو  امر متضاد را در بردارد: يکي بدي کردن، و ديگري نيکي نکردن، و از هر دو نهي شده است .« وَبِذِي الْقُرْبَى» و با خويشاوندان نيکي کنيد، که تمام خويشاوندان نزديک و دور را شامل مي شود، و بايد با آنها در قول و عمل نيک شود و نبايد پيوند خويشاوندي را در قول و عمل قطع نمود. 
« وَالْيَتَامَى» و کساني که کوچک هستند و پدرانشان را از دست داده اند، آنها خواه خويشاوند باشند يا نه، بر مسلمين حق دارند و بايد آنها را تحت کفالت خود قرار داده و با آنها نيکي کنند و خاطر آنها را تسکين دهند، و به بهترين صورت آنها را در رسيدن به مصالح ديني و دنيوي شان ياري نمايند. «وَالمَسَکِين» و درماندگان، يعني کساني که فقر و نيازمندي آنها را درمانده کرده است و نمي توانند از عهده مخارج خود و کساني که بايد آذوقه زندگي شان را فراهم کنند، برآيند.
خداوند دستور داده نيازهايشان برآورده شود و به اندازه توان به اين کار اقدام شود. « وَالْجَارِ ذِي الْقُرْبَى» و همسايه خويشاوند که دو حق دارد، حق همسايگي و حق خويشاوندي، پس او بر همسايه اش طبق عرف و  عادت حق و دَيني دارد. 
« وَالْجَارِ الْجُنُبِ» و همسايه اي که خويشاوند نيست، و هر اندازه همسايه نزديک تر باشد حقش موکدتر و بيشتر است، پس بايد با دادن هديه و صدقه و دعوت کردن، و نرمي در سخن، و کردار، و اذيت نکردن، در سخن و کردار رفتار خوبي را با همسايه در پيش گرفت.
« وَالصَّاحِبِ بِالجَنبِ» برخي گفته اند يعني همراه سفر. و گفته شده به معني همسر است. و گفته شده که منظور هر همراهي است به طور مطلق، و شايد اين مفهوم بهتر است ، زيرا شامل همراه در سفر و همراه در اقامت و شامل زن نيز مي گردد. پس همراه، اضافه بر حق مسلمان بودن حقي ديگر بر همراهش دارد، و بايد او را در امور دين و دنيايش ياري کند و خيرخواهش بوده و در توانگري و مستمندي و خوشي و ناخوشي نسبت به او وفادار باشد و آنچه را براي خود دوست دارد براي ه مراهش نيز دوست بدارد، و آنچه را براي خود نمي پسندد براي او نيز نپسندد. و هر اندازه مدت همراهي بيشتر باشد حق نيز موکدتر و بيشتر مي شود.
« وَابْنِ السَّبِيلِ» و آن ناآشنايي است که در سرزمين غربت نيازمند کمک مي باشد يا نيازي به کمک نداشته باشد. پس بر مسلمين حق دارد، چرا که او از وطن خود دور شده و به شدت نيازمند آن است که به مقصدش رسانده شود، و مسلمين بايد او را احترام کنند و با او محبت ورزند. 
« وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ» و انسان ها و حيوان هايي که در مالکيت شما هستند بر شما حق دارند و بايد نيازهايشان را برآورده سازيد، و باري بر دوش آنها نگذاريد که توان تحمل آن را ندارند. و بايد آنها را در کاري که بر دوششان گذارد شده است کمک کنيد، و به صورتي مطلوب تربيت کنيد. پس هرکس اين دستورات الهي را انجام دهد، در برابر پروردگارش فروتن بوده، و در برابر بندگان خدا متواضع گشته و از دستور خدا زياد  و ستايش زيبا است. و هرکس اين کارها را انجام ندهد، از پروردگارش روي گردان گشته و از فرمان وي اطاعت نکرده است و در برابر بندگان خدا فروتن نبوده، بلکه تکبر ورزيده و راه خيرخواهي و خودپسندي را در پيش گرفته است. بنابراين خداوند متعال فرمود: « إِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبُّ مَن كَانَ مُخْتَالاً فَخُورًا» بي شک خداوند کسي را دوست ندارد که خودپسند باشد، و در برابر مردم تکبر ورزد. « فَخُورَاَ» يعني کسي که از روي تکبر بر بندگان خدا، به خود مي بالد و خويشتن را ستايش و تمجيد مي کند.
پس خودستايي وتکبر، آنها را از انجام حقوق باز مي دارد. بنابراين خداوند آنها را مذمت کرده و مي فرمايد: « الَّذِينَ يَبْخَلُونَ» کساني که حقوقي را که بر آنها است ادا نمي کنند، « وَيَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ» و مردم را با گفتار و کردارشان به بخل فرمان مي دهند. « وَيَكْتُمُونَ مَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ» و علمي را که به وسيله آن گمراهان هدايت مي شوند و نادانان راهنمايي مي گردند، پنهان مي کنند، و باطل را براي آنها آشکار مي سازند و از روي آوردن آنان به حق جلوگيري مي نمايند. 
پس اينها هم در مال هايشان بخل مي ورزند و هم در علم خود. و براي زيان رساندن به خود و هم براي زيان رساند به ديگران تلاش مي کنند . و اين صفات کافران است. بنابراين خداوند متعال  فرمود: « وَأَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ عَذَابًا مُّهِينًا» و همانطور که بر بندگان خدا تکبر ورزيدند ديگران و هدايت نکردد، و سبب بخل ورزيدن ديگران و هدايت نيافتن آنها شدند، خداوند نيز آنها را از عذاب دردناک و رسوايي هميشگي خوار مي گرداند. بار خدايا از هر کار بدي به تو پناه مي بريم!
سپس از نفقه اي که از روي ريا و شهرت طلبي و ايمان نداشتن به خدا انجام مي گيرد خبر داد و فرمود: « وَالَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ رِئَـاء النَّاسِ» و کساني که مالهايشان را براي اينکه مردم آنها را ببينند و تمجيد و ستايش کنند، و آنها را تعظيم نمايند، انفاق مي کنند، « وَلاَ يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَلاَ بِالْيَوْمِ الآخِرِ» و انفاق و بخشش آنها از اخلاص و ايمان به خدا و اميد و پاداش او سرچشمه نگرفته است. پس اين گام شيطان و کار اوست، که گروه خود را به سوي آن فرا مي خواند، تا از اهل جهنم شوند، و انفاق رياکارانه آنها به سبب همدمي شيطان و کشاندن آنها به سوي آتش مي باشد. بنابراين فرمود: « وَمَن يَكُنِ الشَّيْطَانُ لَهُ قَرِينًا»  و هرکس که شيطان همدم او باشد بسيار همراه و همدم بدي ا ست، چراکه مي خواهد وي را هلاک کند و براي هلاکت همراهش به شدت تلاش مي  کند. پس هرکس در آنچه خداوند به او داده است بخل بورزد و آن را که خداوند به او ارزاني داشته است پنهان نمايد نافرمان و گناه کار است، و با پروردگارش مخالفت ورزيده است. همچنين کسي که مال خود را ببخشد، و عبادت را براي غير خدا انجام دهد، او گناهکار شده و از دستور پروردگارش سرپيچي کرده است، و سزاوار عقوبت و سزا است، زيرا خداوند دستور داده است تا مخلصانه از او فرمانبرداري شود. همان طور که فرموده است : « وَمَا أُمِروُا إِلَّا لِيعبُدُوا اللَّهَ مُخلّصِينَ لَهُ الَّدِينَ» و  فرمان داده نشده اند مگر اينکه دين و عبادت را مخلصانه براي خدا انجام دهند.
پس عمل مخلصانه عملي است که مورد پذيرش خدا باشد، و انجام دهنده آن سزاوار تمجيد و ستايش است. بنابراين خداوند بندگان را بر انجام چنين عملي تشويق 