ي  ياد، کن  
الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّى آن  که  آفريد و درست  اندام  آفريد
وَالَّذِي قَدَّرَ فَهَدَى آن  که  اندازه  معين  کرد  سپس  راه  نمود
وَالَّذِي أَخْرَجَ الْمَرْعَى آن  که  چراگاهها را رويانيد، ،
فَجَعَلَهُ غُثَاء أَحْوَى سپس  خشک  و سياه  گردانيد
سَنُقْرِؤُكَ فَلَا تَنسَى زودا که  براي  تو بخوانيم  ، مباد که  فراموش  کني
إِلَّا مَا شَاء اللَّهُ إِنَّهُ يَعْلَمُ الْجَهْرَ وَمَا يَخْفَى مگر آنچه  خدا بخواهد  اوست  که  آشکارا و نهان  را مي  داند
وَنُيَسِّرُكَ لِلْيُسْرَى و تو را به  کيش  آسان  توفيق  دهيم
فَذَكِّرْ إِن نَّفَعَتِ الذِّكْرَى اگر پند دادنت  سود کند ، پند ده
سَيَذَّكَّرُ مَن يَخْشَى آن  که  مي  ترسد ، پند مي  پذيرد
وَيَتَجَنَّبُهَا الْأَشْقَى بدبخت  از آن  دوري  مي  گزيند :
الَّذِي يَصْلَى النَّارَ الْكُبْرَى آن  که  به  آتش  بزرگ  جهنم  در افتد ،
ثُمَّ لَا يَمُوتُ فِيهَا وَلَا يَحْيَى و در آنجا نه  بميرد و نه  زنده  باشد
قَدْ أَفْلَحَ مَن تَزَكَّى هر آينه  پاکان  رستگار شدند ،
وَذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى آنان  که  نام  پروردگار خود را بر زبان  آوردند و نماز گزاردند
بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا آري  ، شما زندگي  اين  جهان  را بر مي  گزينيد ،
وَالْآخِرَةُ خَيْرٌ وَأَبْقَى حال  آنکه  آخرت  بهتر و، پاينده  تر است
إِنَّ هَذَا لَفِي الصُّحُفِ الْأُولَى اين  سخن  در صحيفه  هاي  نخستين  است  
صُحُفِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى صحيفه  هاي  ابراهيم  و موسي
خداوند متعال به تسبيح خود فرمان مي دهد که متضمن ذکر و عبادت براي او و کرنش در برابر شکوه و بزرگي اش مي باشد. اين تسبيح، تسبيحي باشد که شايسته عظمت خداوند باشد، به اين صورت که نام هاي نيکوي او ياد شوند، نام هايي نيکويي که به سبب معاني نيکو و عظيمي که دارند بر هر نامي برتري دارند.
نيز کارهاي خداوند بايد ياد شوند. از جمله کارهايش اين است که او « خَلَقَ فَسَوَّى» همه مخلوقات را آفريده و آفرينش آن ها را محکم و زيبا نموده است . « وَالَّذِي قَدَّرَ فَهَدَى» خداوند همه چيز را اندازه گيري کرده و همه مخلوقات را به اندازه راه نموده است. اين هدايتِ عام است که هر مخلوقي را به آنچه صلاح او در آن است هدايت کرده است. نعمت هاي دنيوي از زمره هدايت مذکور مي باشند. بنابراين فرمود:« وَالَّذِي أَخْرَجَ الْمَرْعَى» و کسي که از آسمان آبي فرستاد و به وسيله آن انواع گياهان و علف هاي زيادي مي رويد که مردم و چهارپايان و همه حيوانات از آن مي خورند. 
سپس بعد از آنکه مدت زماني را به پايان برد که خداوند مقرر نموده بود در آن مدت زمان تر و تازه باشد، آن را درهم پيچيد و « فَجَعَلَهُ غُثَاء أَحْوَى» آنگاه آن را سياه و خشک گردانيد. 
و نعمت هاي ديني هم از زمره ي هدايت مذکور مي باشند. بنابراين به اساس و اصل همه نعمت هاي  ديني که قرآن است اشاره کرد و فرمود:« سَنُقْرِؤُكَ فَلَا تَنسَى» کتابي را که بر تو وحي نموده ايم محافظت مي کنيم و آن را در دل تو جاي مي دهيم و تو از آن چيزي را فراموش نخواهي کرد.
اين مژده بزرگي از جانب خداوند به بنده و پيامبرش(ص) است مبني بر اين که خداوند دانشي به او مي دهد که آن را فراموش نمي کند.
« إِلَّا مَا شَاء اللَّهُ» مگر آنچه که حکمت الهي اقتضا کند که آن را فراموش کني .« إِنَّهُ يَعْلَمُ الْجَهْرَ وَمَا يَخْفَى» و خداوند پيدا و پنهان را مي داند و آنچه را که مصلحت بندگانش مي باشد مي داند. بنابراين هرآنچه بخواهد به عنوان شريعت مقرر مي دارد و به آن فرمان مي دهد.
« وَنُيَسِّرُكَ لِلْيُسْرَى» اين نيز مژده اي ديگر است که خداوند همه کارهاي پيامبرش را آسان مي گرداند و آئين و شريعت او را سهل و ساده مي نمايد.
« فَذَكِّرْ إِن نَّفَعَتِ الذِّكْرَى» به شريعت الهي و آيات او پند بده اگر پند مورد قبول واقع گردد، و موعظه و اندرز بگو اگر کسي گوش کند، خواه از پند دادن تمام هدف آن برآورده شود يا برخي از آن برآورده گردد. مفهوم آيه اين را مي رساند که اگر پند دادن سودمند نباشد به اين صورت که پند دادن به شر و بدي بيفزايد يا از خير و خوبي بکاهد در اين صورت نبايد پند  داد. و پند دادن مردم را به دو گروه تقسيم مي کند؛ کساني که استفاده مي برند و کساني که استفاده نمي برند.
کساني که از پند استفاده مي برند آن هايي هستند که از خداوند مي ترسند و هرگاه انسان بداند که  خداوند او را به خاطر کارهايي که کرده است مجازات مي کند، و از کيفر او بهراسد، از آنچه خداوند را ناخشنود مي نمايد دوري مي کند و براي انجام دادن کارهاي خوب  تلاش مي نمايد.
« وَيَتَجَنَّبُهَا الْأَشْقَى ؛ الَّذِي يَصْلَى النَّارَ الْكُبْرَى» و اما کساني که از پند بهره نمي برند بدبخت ترين افرادي هستند که وارد بزرگ ترين آتش مي شوند و با آن مي سوزند.
« ثُمَّ لَا يَمُوتُ فِيهَا وَلَا يَحْيَى» آنان عذاب دردناکي مي بينند که هيچ گونه استراحت و آرامشي ندارد. تا جايي که آن ها آرزوي مرگ مي کنند اما مرگ به سراغ شان نمي آيد. همان طور که خداوند متعال مي فرمايد:« لَا يقضَي عَلَيهِم فَيمُونُوا وَلَا يخَفَّفُ عَنهُم مِّن عَذَابِهَا» نه مي ميرند و نه از عذابشان کاسته مي گردد.
« قَدْ أَفْلَحَ مَن تَزَكَّى» هرکس که خودش را پاکيزه کند و خويشتن را از شرک ورزيدن و ستمگري و رفتارهاي زشت پاک دارد قطعا رستگار است. « وَذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى» و به ذکر پروردگارش مشغول شود و قلبش با ذکر او اُنس بگيرد چنين کسي کارهايي مي  کند که خداوند را خشنود گرداند به خصوص نماز مي خواهند که نماز ترازوي ايمان است. کساني است که « تَزَكَّى؛ فَصَلَّى» را اين گونه تفسير کرده اند: « زکات فطريه بدهد و نماز عيد بخواند» . گرچه اين مفهوم را نيز شامل مي شود اما معني آيه تنها اين نيست.
« بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا» اما شما زندگاني دنيا را بر آخرت مقدم مي داريد و نعمت از بين رونده و ناخوشِ آن را بر مي گزينند و آخرت را رها مي کنيد. « وَالْآخِرَةُ خَيْرٌ وَأَبْقَى» در حالي که آخرت از هر نظر از دنيا بهتر و ماندگارتر است. چون آخرت سراي جاودانگي و بقاست و دنيا سراي فنا و نابودي است. پس مومنِ عاقل بهتر را رها نمي کند و زشت تر را بر نمي گزيند و آرامش و راحتي هميشگي را به خاطر لذت و شادماني آني از دست نمي دهد.پس محّبت دنيا و  ترجيح دادن آن بر آخرت اساس هر اشتباهي است.
« إِنَّ هَذَا لَفِي الصُّحُفِ الْأُولَى؛ صُحُفِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى» امر نيکو و اخبار خوبي که در اين سوره ي مبارکه برايتان بيان شد منحصر به اين کتاب آسماني نيست بلکه در کتاب هاي پيشين هم آمده است از جمله کتاب هاي ابراهيم و موسي که بعد از محمّد بزرگ ترين و شريف ترين پيامبران هستند. پس اين ها فراميني است که در هر شريعتي آمده اند چون به منافع هر دوجهان بر مي گردند و اين اوامر در هر زمان و مکاني صلاح و منفعت آدمي را تامين مي کنند.
پايان تفسير سوره ي أعلي<?xml