َلْهُم أَيُّهُم بِذَلِكَ زَعِيمٌ» از آنان بپرس که کدام يک از آن ها ضامن اين ادعا است که باطل بودن آن مشخص گرديد؟!  هيچ کس نمي تواند اين کار را بکند و ضامن و کفيل اين کار باشد.يَوْمَ يُكْشَفُ عَن سَاقٍ وَيُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ فَلَا يَسْتَطِيعُونَ روزي  که  آن  واقعه  عظيم  پديدار شود و آنها را به  سجود فرا خوانند ، ولي   نتوانند.
خَاشِعَةً أَبْصَارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ وَقَدْ كَانُوا يُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ وَهُمْ سَالِمُونَ وحشت  در چشمانشان  پيداست  ، ذلت  بر آنها چيره  شده  است   پيش  از  اين نيز، آنها را در عين  تندرستي  به  سجده  فرا خوانده  بودند.
وقتي روز قيامت فرا مي رسد و زلزله ها و هول ها و آشفتگي هاي که در تصور نمي گنجد آشکار مي گردد و خداوند براي قضاوت ميان بندگانش و براي مجازات آن ها مي آيد و سياق خود را که هيچ چيزي مانند آن نيست آشکار مي نمايد و مردم چيزهايي از عظمت و شکوه خداوند مشاهده مي کنند که نمي توان آن را بر زبان آورد، در اين هنگام  مردم به سجده فراخوانده مي شوند.
سپس مومناني که با اختيار خود در  دنيا براي خدا سجده کرده اند به سجده مي روند و فاسقانِ منافق نيز درصدد برخواهند آمد تا سجده نمايند اما نمي توانند سجده کنند و پشت هايشان چون پشت و کمر گاو مي گردد و نمي توانند خم شوند.
اين جزا از نوع عملشان است ؛ آن ها در دنيا به سجده کردن براي خدا و به يگانه دانستن خدا و به عبادت او فراخوانده مي شدند در حالي که سالم و تندرست بودند و هيچ اشکالي در وجود و سلامتي آن ها نبود اما از سجده کردن ابا مي ورزيدند و خود را برتر مي دانستند. پس امروز از حالت و سرانجام بد آن ها مپرس چون خداوند بر آن ها خشم گرفته و فرمان عذاب بر آن ها قطعي شده است و هيچ راه چاره اي ندارند و پشيماني و عذرخواستن در روز قيامت براي آن ها سودي ندارد. بيان اين مطلب دل ها را از اين که آدمي بر گناهان باقي بماند برحذر مي دارد و باعث مي شود تا هرچه زودتر گذشته را جبران نمايد. بنابراين فرمود:قُلْ إِنَّمَا أُنذِرُكُم بِالْوَحْيِ وَلَا يَسْمَعُ الصُّمُّ الدُّعَاء إِذَا مَا يُنذَرُونَ بگو: «شما را با وحي بيم مي دهم، و اشخاص کر هنگامي که بيم د اده شوند ندا را نمي شنوند»
وَلَئِن مَّسَّتْهُمْ نَفْحَةٌ مِّنْ عَذَابِ رَبِّكَ لَيَقُولُنَّ يَا وَيْلَنَا إِنَّا كُنَّا ظَالِمِينَ و اگر شمه اي از  عذاب پروردگارت بديشان برسد خواهند گفت: «واي بر ما! به راستي که ما ستمگر بوده ايم».
(قُلْ) اي پيامبر عليه السلام! به همۀ مردم بگو: (إِنَّمَا أُنذِرُكُم بِالْوَحْيِ) تنها شما را با وحي بيم مي دهم، يعني من فرستاده هستم و از طرف خود چيزي را براي شما نمي آورم، و نمي گويم که من فرشته هستم، و نمي گويم که گنجينه ها و خزانه هاي زمين نزد من است، و غيب نمي دانم، بلکه فقط شما را با چيزي بيم مي دهم که خداوند بر من وحي کرده است. پس اگر بپذيريد به راستي فرمان الهي را پذيرفته ايد، و خداوند به شما پاداش خواهد داد و اگر روي بگردانيد و مخالفت کنيد من اختياري ندارم و فرمان و اختيار و تقدير همه از آن خداست. (وَلَا يَسْمَعُ الصُّمُّ الدُّعَاء) و شخصي که کر و ناشنوا است صدايي را نمي شنود، چون حس شنوايي او مختل  شده و از کار افتاده است. و گوشي مي شنود که قابليت شنيدن را داشته باشد. 
همچنين وحي سبب زندگي دلها و ارواح و بيدار شدن است، اما اگر دل قابليت پذيرش هدايت را نداشته باشد، نسبت به هدايت و ايمان مانند شخص کري است که صداها را نمي شنود . پس اين مشرکان از شنيدن هديات کر هستند، به همين جهت هدايت نشدن اينها جاي تعجب نيست ، به خصوص در اين حالت که عذاب به سراغشان نيامده و درد عذاب آنها را فرا نگرفته است. 
(وَلَئِن مَّسَّتْهُمْ نَفْحَةٌ مِّنْ عَذَابِ رَبِّكَ) و اگر اندکي از عذاب پروردگارت بديشان برسد، (لَيَقُولُنَّ يَا وَيْلَنَا إِنَّا كُنَّا ظَالِمِينَ) مي گويند: واي بر ما! به راستي که ما ستمگر بوديم. يعني آنها جز اعتراف به ندامت و ستمکاري و کفر و سزاوار بودنشان به عذاب و دعا کردن براي هلاک شدن و نابود گشتن چيزي ديگر نخواهند گفت:فَذَرْنِي وَمَن يُكَذِّبُ بِهَذَا الْحَدِيثِ سَنَسْتَدْرِجُهُم مِّنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُونَ پس  مرا با آنها که  اين  سخن  را تکذيب  مي  کنند واگذار تا اندک  اندک   ،چنان  که  در نيابند ، فرو گيريمشان.
وَأُمْلِي لَهُمْ إِنَّ كَيْدِي مَتِينٌ و به  آنها مهلت  دهم   هر آينه  مکر من  مکري  استوار است.
أَمْ تَسْأَلُهُمْ أَجْرًا فَهُم مِّن مَّغْرَمٍ مُّثْقَلُونَ يا از آنان  مزدي  طلبيده  اي  و اکنون  از اداي  آن  در رنجند ?
أَمْ عِندَهُمُ الْغَيْبُ فَهُمْ يَكْتُبُونَ يا علم  غيب  مي  دانند و آنهايند که  مي  نويسند ?
فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَلَا تَكُن كَصَاحِبِ الْحُوتِ إِذْ نَادَى وَهُوَ مَكْظُومٌ در برابر فرمان  پروردگارت  صابر باش  و چون  صاحب  ماهي  مباش  که  با  دلي پر اندوه  ندا در داد.
لَوْلَا أَن تَدَارَكَهُ نِعْمَةٌ مِّن رَّبِّهِ لَنُبِذَ بِالْعَرَاء وَهُوَ مَذْمُومٌ اگر نعمت  پروردگارش  نبود ، در عين  بدحالي  به  صحرايي  بي  آب  و گياه ، مي افتاد.
فَاجْتَبَاهُ رَبُّهُ فَجَعَلَهُ مِنَ الصَّالِحِينَ پس  پروردگارش  او را برگزيد و در زمره  صالحانش  آورد.
وَإِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ و کافران  چون  قرآن  را شنيدند نزديک  بود که  تو را با چشمان  خود به  سر  درآورند و مي  گويند که  او ديوانه  است  ،
وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ  و حال  آنکه  قرآن  براي  جهانيان  جز اندرزي  نيست.
« فَذَرْنِي وَمَن يُكَذِّبُ بِهَذَا الْحَدِيثِ» مرا با کساني که قرآن بزرگ را تکذيب مي کنند رها کن، به راستي که سزاي آن ها بر عهده من است، و براي عذاب دادن ِ آنان شتاب مکن.
« سَنَسْتَدْرِجُهُم مِّنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُونَ» ما آنان را اندک اندک و به  گونه اي که در نيابند به سوي عذاب خواهيم کشاند. پس به آنان اموال و فرزندان مي دهيم و روزي هاي فراوان مي بخشيم تا فريب بخورند و مغرور شوند و به آنچه که به زيانشان است ادامه دهند. اين است چاره جويي و نقشه کشي خدا براي آن ها، و نقشه کشي و تدبير الهي براي دشمانش قوي و محکم است و به آنان سزا و کيفري کامل خواهد داد.
« أَمْ تَسْأَلُهُمْ أَجْرًا فَهُم مِّن مَّغْرَمٍ مُّثْقَلُونَ» يعني سببي براي گريزان بودنشان از تو و تصديق نکردن آنچه که آورده اي وجود ندارد، چرا که آن ها را فقط در راستاي منفعت خودشان تعليم مي دهي و به سوي خدا فرا مي خواني بدون اين که از اموالشان چيزي را به عنوان پاداش بخواهي که آنان از تحمل چنين تاواني گرانبار باشند.
« أَمْ عِندَهُمُ الْغَيْبُ فَهُمْ يَكْتُبُونَ» يا اين که اسرار غيب پيش از ايشان است و آنچه مي گويند از روي آن مي نويسند؟ و از روي اسرار غيب