قين کردند که اينک ميوه ها در دستشان است و مانعي نيست که آن ها را از برداشت ميوه ها باز دارد.
بنابراين انشاءالله نگفتند و سوگند خوردند که آن ها به هنگام صبح زود ميوه هاي آن را خواهند چيد و و ندانستند که خداوند در کمين آن هاست و عذاب به سراغشان خواهد آمد. « فَطَافَ عَلَيْهَا طَائِفٌ مِّن رَّبِّكَ وَهُمْ نَائِمُونَ» شب هنگام که آن ها خوابيده بودند عذابي بر باغ فرود آمد و آن را نابود کرد. « فَأَصْبَحَتْ كَالصَّرِيمِ» و باغ مانند شب تاريک و سياه  گرديد و درختان و ميوه ها از بين رفت. اين در حالي بود که آن ها اين واقعيت دردناک را درک نمي کردند. بنابراين وقتي از خواب بيدار شدند يکديگر را صدا زدند و به يکديگر گفتند:« اغْدُوا عَلَى حَرْثِكُمْ إِن كُنتُمْ صَارِمِينَ» اگر مي خواهيد ميوه هاي باغ خود را بچينيد صبح زود حرکت کنيد و خويشتن را به کشتزار خود برسانيد. « فَانطَلَقُوا وَهُمْ يَتَخَافَتُونَ» سپس آن ها به سوي باغ به راه افتادند در حالي که با همديگر آهسته صحبت مي کردند که حق خدا را بر اين باغ ندهند و مي گفتند:« أَن لَّا يَدْخُلَنَّهَا الْيَوْمَ عَلَيْكُم مِّسْكِينٌ» نبايد امروز بينوايي در باغ پيش شما بيايد. يعني و صبح زود قبل از آن که مردم پخش شوند و حرکت کنند به راه افتادند و يکديگر را توصيه کردند که بينوايان و مستمندان را به باغ راه ندهند و از بس که آزمند و بخيل بودند  اين سخن را آهسته با همديگر مي گفتند تا هيچ کس آن را نشنود و آن را به فقيران و بينوايان برساند. 
« وَغَدَوْا» و با اين حالت زشت و سنگدلي و بي مهري، « عَلَى حَرْدٍ قَادِرِينَ» و با اين قصد که خواهند توانست حق خداوند را از رسيدن به مستحقان دريغ دارند و به قدرت و توانايي خود يقين داشتند، به سوي باغ حرکت کردند. 
« فَلَمَّا رَأَوْهَا» وقتي باغ را نابود و  همانند شب سياه و تاريک ديدند، « قَالُوا» از حيرت و پريشاني گفتند:« إِنَّا لَضَالُّونَ» ما راه را گم کرده ايم و شايد اين باغ نباشد. وقتي دانستند که اين باغ خودشان است و عقلشان سر جايش آمد و گفتند:« بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ » بلکه ما از باغ بي بهره هستيم. پس در اين هنگام دانستند که اين عقوبت و بلايي است. 
« قَالَ أَوْسَطُهُمْ» نيک مردترين و بهترين آن ها  گفت:« أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ لَوْلَا تُسَبِّحُونَ» آيا به شما نگفته بودم که چرا خداوند را از آنچه شايسته او نيست منزه نمي داريد؟! 
و از جمله آنچه که شايسته خداوند نيست اين است که شما گمان برديد قدرت و توانايي شما مستقل است. پس اگر شما« إن شاء الله» مي گفتيد و خواست خود را تابع خواست خداوند مي دانستيد چنين چيزي اتفاق نمي افتاد.»
« قَالُوا سُبْحَانَ رَبِّنَا إِنَّا كُنَّا ظَالِمِينَ» سپس متوجه شدند ، ولي بعد از آن که عذابي به سراغشان آمد که برطرف نمي شد.  گفتند: « پاک است پروردگار ما، قطعا ما ستمکار بوده ايم» و آنان خدا را به پاکي ياد کردند  و اعتراف نمودند که ستم کرده اند، شايد  اين امر گناه آن ها را سبک تر نمايد و  توبه اي باشد، بنابراين آن ها به شدت پشيمان شدند. 
« فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ يَتَلَاوَمُونَ» پس به خاطر کاري که کرده بودند رو به همديگر نموده و يکديگر را سرزنش کردند. « قَالُوا يَا وَيْلَنَا إِنَّا كُنَّا طَاغِينَ» اميدواريم پروردگارمان بهتر از اين باغ را به ما بدهد، همانا ما رو به سوي پروردگارمان کرده ايم. آن ها به خدا اميدوار شدند که بهتر از اين باغ را به آنان بدهد و وعده کردند که رو به سوي خدا  نهند. پس اگر آن طور باشند که گفتند ظاهر امر چنين است که خداوند در دنيا بهتر از آن باغ را به آن ها داده است چون هرکس صادقانه خدا را به فرياد بخواند و رو به سوي او کند و به او  اميد ببندد خداوند خواسته اش را به او مي دهد.
خداوند متعال با بزرگ شمردن آنچه اتفاق افتاد فرمود:« كَذَلِكَ الْعَذَابُ» عذاب دنيوي اين گونه است براي کسي که اسباب عذاب را فراهم نمايد آن گاه خداوند چيزي را که سبب سرکشي و تجاوز  او شده و باعث شده تا زندگاني دنيا را برآخرت ترجيح دهد از دست او مي گيرد و آنچه را که بيش از همه بدان نياز دارد از دست او خارج مي سازد. 
« وَلَعَذَابُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ» و عذاب آخرت از عذاب دنيا بزرگتر است اگر مي دانستند. دانستن اين حقيقت باعث مي شود تا آدمي از هر سببي که باعث نزول عذاب مي شود و انسان را از پاداش محروم مي کند دوري گزيند.إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ عِندَ رَبِّهِمْ جَنَّاتِ النَّعِيمِ براي  پرهيزگاران  در نزد پروردگارشان  بستانهايي  است  پر نعمت
أَفَنَجْعَلُ الْمُسْلِمِينَ كَالْمُجْرِمِينَ آيا با، تسليم  شدگان  چون  مجرمان  رفتار مي  کنيم  ?
مَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ شما را چه  مي  شود ? چسان  داوري  مي  کنيد ?
أَمْ لَكُمْ كِتَابٌ فِيهِ تَدْرُسُونَ آيا شما را کتابي  است  که  از آن  مي  خوانيد ?
إِنَّ لَكُمْ فِيهِ لَمَا يَتَخَيَّرُونَ و هر چه  اختيار کنيد در آن  هست  ?
أَمْ لَكُمْ أَيْمَانٌ عَلَيْنَا بَالِغَةٌ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ إِنَّ لَكُمْ لَمَا تَحْكُمُونَ يا با ما پيماني  که  به  روز قيامت  کشد بسته  ايد ، که  به  هر چه  حکم   کنيدحق  شما باشد ?
سَلْهُم أَيُّهُم بِذَلِكَ زَعِيمٌ از ايشان  بپرس  کدام  يکشان  ضامن  چنين  پيماني  است  ?
أَمْ لَهُمْ شُرَكَاء فَلْيَأْتُوا بِشُرَكَائِهِمْ إِن كَانُوا صَادِقِينَ يا آنها را بتاني  است  ? اگر راست  مي  گويند بتان  خود را بياورند.
خداوند متعال از آنچه که براي پرهيزگاران و دوري کنندگان از کفر و گناهان آماده کرده است خبر مي دهد، و آن انواع نعمت ها و زندگي سالم در کنار خداوند بزرگوار مي باشد. پرهيزگاراني که فرمانبردار پروردگارشان بوده و از دستورات او  اطاعت  کرده و به دنبال خشنودي او بوده اند. 
پروردگار متعال مي فرمايد:« حکمت من اقتضا نمي کند که چنين کساني را مانند مجرماني قرار دهم که مرتکب گناه و نافرماني و کفر ورزيدن به آيات خدا و مخالفت با پيامبران و جنگ با دوستانش شده اند».
و هرکس گمان برد که خداوند در امان پاداش، مجرمان را با پرهيزگاران برابر قرار مي دهد به راستي که بد حکم و قضاوتي کرده است و حکم او باطل و نظرش فاسد است. مجرمان که چنين ادعايي مي کنند هيچ مستند و دليلي ندارند؛ کتابي ندارند که در آن بخوانند که آن ها اهل بهشت هستند و هرچه بخواهند و برگزينند به آنان خواهد رسيد.
آيا آن ها عهد و سوگندي تا روز قيامت بر ما دارند که هرچه حکم کنند مال آنان باشند؟! خير، آنان شريکان و ياوراني ندارند که آنها را براي دريافت آنچه خواسته اند ياري کنند و اگر شريکان و ياوراني دارند آن ها را بياورند اگر راست مي گويند. و مشخص است که همه ي اين ها منتفي است. پس آن ها نيز نه  کتابي دارند و نه با خدا پيماني بسته اند که آن ها را نجات دهد، و نه شريکاني دارند که آن ها را ياري نمايند. پس معلوم شد که ادعاي آن ها و باطل و فاسد است. « س