ِّن رَّبِّهِمُ الْهُدَى» حال آن که از سوي پروردگارشان براي آنان هدايت آمده است . يعني چيزي آمده که آن ها را به سوي توحيد و نبّوت و همه  مطالبي که بندگان بدان نياز دارند راهنمايي مي نمايد.
و همه اين موارد را خداوند به کامل ترين و روشن ترين صورت بيان کرده و چنان بيان نموده است که بيش از هر چيزي انسان را به سوي هدف راهنمايي مي کند. و دلايل و حجّت هايي بر آن اقامه نموده که باعث مي شود تا آن ها و ديگران از آن پيروي نمايند. پس بعد از بيان روشنگر و ارائه دليل، براي هيچ کسي حجّت و عذري باقي نمانده است.
و از آن جا که آن چه آن ها بر آن هستند پيروي از گمان است و سرانجام آن شقاوت و عذاب هميشگي است، باقي ماندن بر اين حالت  کمال بي خردي و نهايت ستمگري است، با وجود اين آن ها خيالات و آرزوهايي در سر مي پرورانند و فريب مي خورند.
بنابراين خداوند بر کسي که ادعا مي کند هر آن چه آرزو کند بدان مي رسد اعتراض نمود و بيان داشت که چنين  فردي دروغ مي گويد: پس فرمود:« أَمْ لِلْإِنسَانِ مَا تَمَنَّى؛ فَلِلَّهِ الْآخِرَةُ وَالْأُولَى» آيا انسان هر آن چه را که آرزو کند بدان مي رسد؟آري! آخرت و دنيا از آن خداست پس به هرکس بخواهد مي دهد و به هرکس که بخواهد نمي دهد، و اين امر پيرو آرزوهاي آنان نيست و طبق ميل آن ها انجام نمي شود.وَكَم مِّن مَّلَكٍ فِي السَّمَاوَاتِ لَا تُغْنِي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئًا إِلَّا مِن بَعْدِ أَن يَأْذَنَ اللَّهُ لِمَن يَشَاء وَيَرْضَى؛ و چه  بسيار فرشتگان  در آسمانند که  شفاعتشان  هيچ  سود ندهد ، مگر از آن   پس  که  خدا براي  هر که  خواهد رخصت  دهد و خشنود باشد.
خداوند با اعتراض بر کسي که فرشتگان و  غير از الله را پرستش مي کند و گمان مي برد که به او سود مي بخشد و روز قيامت نزد خداوند برايش شفاعت مي کند، مي فرمايد:« وَكَم مِّن مَّلَكٍ فِي السَّمَاوَاتِ» چه بسيار فرشتگان مقّرب و بزرگواري در آسمان ها هستند که « لَا تُغْنِي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئًا» که براي کسي که آن ها را به فرياد خوانده و دست به دامانشان شده و به آن ها اميد بسته سودي نمي بخشند و فايده اي نمي رسانند.
« إِلَّا مِن بَعْدِ أَن يَأْذَنَ اللَّهُ لِمَن يَشَاء وَيَرْضَى» بعد از آن که خداوند براي هرکسي که بخواهد و بپسندد اجازه دهد. يعني حتما بايد دو شرط وجود داشته باشد: يکي اين که خداوند متعال اجازه شفاعت بدهد، و از کسي که براي او شفاعت مي شود راضي و خشنود باشد. و معلوم است که فقط عملي پذيرفته مي شود که خالصانه براي خدا  انجام بگيرد و کسي که آن را  انجام مي دهد آن را مطابق شريعت انجام دهد. پس مشرکان هيچ بهره اي از شفاعتِ شفاعت  کنندگان ندارند چرا که آن ها درِ رحمت مهربان ترين مهربانان را به روي خود بسته اند.إِنَّ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ لَيُسَمُّونَ الْمَلَائِكَةَ تَسْمِيَةَ الْأُنثَى آنان  که  به  آخرت  ايمان  ندارند فرشتگان  را به  نامهاي  زنان  مي  نامند.
وَمَا لَهُم بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنَّ الظَّنَّ لَا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئًا، اينان  را بدانچه  مي  گويند هيچ  دانشي  نيست   تنها از پندار خود پيروي   مي کنند و پندار براي  شناخت  حقيقت  کافي  نيست.
فَأَعْرِضْ عَن مَّن تَوَلَّى عَن ذِكْرِنَا وَلَمْ يُرِدْ إِلَّا الْحَيَاةَ الدُّنْيَا پس  تو نيز از کسي  که  از سخن  ما رويگردان  مي  شود و جز زندگي  دنيوي  را  نمي  جويد اعراض  کن.
ذَلِكَ مَبْلَغُهُم مِّنَ الْعِلْمِ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اهْتَدَى منتهاي  دانششان  همين  است   پروردگار تو به  آن  که  از طريق  او گمراه  مي   شود يا به  راه  هدايت  مي  افتد داناتر است.
کساني که براي خدا شريک قرار مي دهند و پيامبرانش را تکذيب مي نمايند و به آخرت ايمان نمي آورند به سبب آن که به خدا ايمان نياورده اند گفته ها و کارهايي از آن ها سر مي زند که مخالف با شريعت خدا و پيامبرش مي باشد. از جمله مي گويند:« فرشتگان دختران خدايند». پس آن ها پروردگارشان را از داشتن فرزند منّزه ندانسته و فرشتگان را گرامي داشته و آن ها را زن ناميده اند.
حال آن که آن ها بدان علم و آگاهي ندارند؛ نه از سوي خدا در اين باره به آن ها دانشي رسيده و نه از سوي پيامبرش، و نه سرشت ها و خِرَدها بر اين دلالت مي کنند. و خداوند از داشتن فرزند و همسر منّزه و پاک است چرا که او يگانه يکتاست و تنهاي بي نياز مي باشد. خدايي است که نه از کسي زاده شده و نه کسي از او زاده مي شود و هيچ همتايي ندارد. و فرشتگان بزرگوار، مقّرب بارگاه خداوند هستند و کمر به خدمت او بسته  اند. «لَّا يعصُونَ اللَّهَ أَمَرَهُم وَيفعَلُونَ مَا يومَرُونَ» از آن چه خداوند به آن ها فرمان دهد سرپيچي نمي کنند و هر آن چه را فرما يابند انجام دهند.
و مشرکان دراين باره از سخن زشتي پيروي مي کنند و آن گمان است که انسان را از حق و حقيقت بي نياز نمي کند، و به جاي يقين نمي نشيند چون حق بايد در آن يقين باشد؛ يقيني که برآمده از دلايل و حجّت هاي روشن است.
 و از آن جا که شيوه کساني که ذکر شدند چنين است و هدف آن ها پيروي کردن از حق نيست و هدفشان پيروي از خواسته ها و اميال و هوي و هوس مي باشد، خداوند به پيامبرش فرمان داد تا از کساني که از ذکر و پند الهي که قرآن بزرگ است روي گردانده  اند روي بگرداند. زيرا کسي که به قرآن پشت کرده از علوم مفيد و سودمند روي گردانده و جز زندگي دنيوي چيزي نخواسته است و نهايت هدف او همين است. و معلوم است که آن را مي خواهد، پس تلاش اين ها منحصر به دنيا و لذّت هايش مي باشد، و از هر راه و به هر صورتي که به دست بيايد آن را به دست مي آورند.
« ذَلِكَ مَبْلَغُهُم مِّنَ الْعِلْمِ» اين مُنتهاي دانش آنان است. امّا  کساني که به آخرت ايمان دارند و آن را تصديق مي کنند داراي عقل و خرد هستند. پس هدف آن ها سراي آخرت است و علوم آن ها برترين و بزرگ ترين دانش هاست و علوم آن ها از کتاب خدا و سنّت پيامبرش (ص) برگرفته شده است. و خداوند کسي را که سزاوار هدايت است بهتر مي شناسد و او را هدايت مي نمايد و هم چنين کسي را که شايسته هدايت نيست بهتر مي شناسد و به احوال او آگاه تر است و او رابه حال خودش واگذار مي کند و خوارش مي گرداند، در نتيجه آن فرد از راه خدا گمراه مي شود. بنابراين خداوند متعال فرمود:« إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اهْتَدَى» بي گمان پروردگارت به کسي که از راه او گمراه شده داناتر است و به کسي که هدايت يافته داناتر است. پس خداوند فضل و لطف خويش را در جاي مناسب و شايسته قرار مي دهد.وَلِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ لِيَجْزِيَ الَّذِينَ أَسَاؤُوا بِمَا عَمِلُوا وَيَجْزِيَ الَّذِينَ أَحْسَنُوا بِالْحُسْنَى از آن  خداست  هر چه  در آسمانها و هر چه  در زمين  است  تا بدکاران  را در، برابر اعمالشان  کيفر دهد و 