َدَّمْتُ إِلَيْكُم بِالْوَعِيدِ مي  گويد : نزد من  مجادله  مکنيد  من  پيش  از اين  با شما سخن  از عذاب   گفته ، بودم.
مَا يُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَيَّ وَمَا أَنَا بِظَلَّامٍ لِّلْعَبِيدِ وعده  من  ديگرگون  نمي  شود و من  به  بندگان  ستم  نمي  کنم.
خداوند متعال مي فرمايد:« وَقَالَ قَرِينُهُ» فرشته اي که خداوند همدم و همراه اين تکذيب کننده روي گردان قرار داده است که يکي از فرشتگاني است که خداوند آن ها را مامور نموده تا آن انسان را حفظ نمايند و اعمالش را بنويسند آن تکذيب کننده و اعمالش را در روز قيامت حاضر مي گرداند و مي گويد:« هَذَا مَا لَدَيَّ عَتِيدٌ» آن چه را که مقّرر شده بود و بر او و اعمالش نگهباني دهم و آن ر ثبت و ضبط نمايم آماده کرده ام. پس آن گاه انسان طبق عملش مجازات مي گردد.
و به کساني که سزاوار جهنّم هستند گفته مي شود:« أَلْقِيَا فِي جَهَنَّمَ كُلَّ كَفَّارٍ عَنِيدٍ» هر کافر سرکشي که مخالف آيات خداست و گناهان زيادي را  انجام داده است در دوزخ بيندازيد.
« مَّنَّاعٍ لِّلْخَيْرِ» يعني خيري را که پيش روي اوست که بزرگ ترين آن ايمان آورد به خدا و پيامبر و فرشتگان و کتاب هايش مي باشد از خود و ديگران منع مي کند. و از منافع مالي و جاني اش جلوگيري مي نمايد.« مُعْتَدٍ» و از حدود  الهي تجاوز مي کند و بر بندگان الهي تعدي مي نمايد. « مُّرِيبٍ» و در وعده وعيد الهي شک دارد، پس نه ايمان دارد و نه نيکي مي کند، بلکه کفر و تجاوزگري و شک و بخل تبديل به صفات او گشته اند نيز به جاي خدا معبودان ديگري را برگزيده است، بنابراين فرمود:« الَّذِي جَعَلَ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ» کسي که به همراه خدا معبود ديگري را به پرستش گرفته است، معبودي که براي خويش اختيار هيچ سود و زيان و مرگ و زندگي را ندارد.
« فَأَلْقِيَاهُ فِي الْعَذَابِ الشَّدِيد» پس اي دو فرشته اي که همراه او هستيد! او را در عذابي بيندازيد که سخت تري و بزرگ ترين عذاب است.
« قَالَ قَرِينُهُ» شيطاني که همدم و همنشين اوست با اظهار بيزاري از او و در حالي که گناهش را به گردن وي مي اندازد، مي گويد:« رَبَّنَا مَا أَطْغَيْتُهُ» پروردگارا! من او را گمراه نساختم، چون من بر او تسلّي و حجّت و دليلي نداشتم، « وَلَكِن كَانَ فِي ضَلَالٍ بَعِيدٍ» بلک او  خود در گمراهي دور و درازي بود. پس او خودش گمراه و از حق دور گشت، همان طور که در آيه ديگري مي فرمايد:« وَقَالَ الشيطَنُ لَمَّا قُضي اَلأَمرُ إِنَّ اللَّهَ وَعَدَتُّکُم فَأَخلَفتُکُم» وقتي کار پايان مي يابد شيطان مي گويد:« خداوند به شما وعده راستين و حقيقت دارد و من بر شما وعده دادم و خلاف آن را کردم.»
خداوند در پاسخ به ستيز و مجادله شان مي فرمايد:« تَخْتَصِمُوا لَدَيَّ» در پيش گاه من ستيزه مکنيد، يعني مجادله و ستير شما نزد من فايده اي ندارد، « وَقَدْ قَدَّمْتُ إِلَيْكُم بِالْوَعِيدِ» حال آن که من پيش از اين برايتان هشدار فرستاده بودم. يعني پيامبرانم با نشانه هاي روشن و حجّت هاي واضح و دلايل روشن نزد شما آمدند، پس حجّت من بر شما اقامه گرديد و شما با کارهايي که درگذشت کرده ايد و جزاي آن قطعي گرديده ، نزد من آمده ايد.
« مَا يُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَيَّ» امکان ندارد که آن چه خدا گفته و بدان خبر داده خلافي در آن واقع شود، چون هيچ گفته و سخني از گفته خداوند راست تر نيست. « وَمَا أَنَا بِظَلَّامٍ لِّلْعَبِيدِ» و من نسبت به بندگان ستمگر نيستم بلکه آن ها را بر اساس خير و شّري که انجام داده اند جزا و سزا خواهم داد؛ پس به بدي هايشان افزوده نمي شود و از نيکي هايشان کاسته نمي گردد.يَوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ امْتَلَأْتِ وَتَقُولُ هَلْ مِن مَّزِيدٍ؛ روزي  که  جهنم  را مي  گوييم  : آيا پر شده  اي  ? مي  گويد : آيا هيچ  زيادتي   هست  ?
وَأُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ غَيْرَ بَعِيدٍ و بهشت  را براي  پرهيزگاران  نزديک  بياورند ، تا از آن  دور نباشند.
هَذَا مَا تُوعَدُونَ لِكُلِّ أَوَّابٍ حَفِيظٍ اين  همان  چيزي  است  که  به  هر توبه  کننده  پرهيزگاري  وعده  اش  داده  بودند.
مَنْ خَشِيَ الرَّحْمَن بِالْغَيْبِ وَجَاء بِقَلْبٍ مُّنِيبٍ آنهايي  را که  در نهان  از خداي  رحمان  مي  ترسند و با دلي  توبه  کار آمده   اند ،
ادْخُلُوهَا بِسَلَامٍ ذَلِكَ يَوْمُ الْخُلُودِ گويند : در امان  از هر عذابي  به  بهشت  داخل  شويد  اين  روز ، روز  جاوداني  است.
لَهُم مَّا يَشَاؤُونَ فِيهَا وَلَدَيْنَا مَزِيدٌ در آنجا هر چه  بخواهند هست  و بيشتر از آن  نزد ما هست.
خداوند در حالي که بندگانش را مي ترساند، مي فرمايد:« يَوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ امْتَلَأْتِ» آن روز که به جهنّم مي گوييم: آيا پر شده اي؟ و اين براي آن است که افراد زيادي در آن انداخته مي شوند.« وَتَقُولُ هَلْ مِن مَّزِيدٍ» و جهنّم مي گويد آيا بيشتر هم هست؟ يعني همواره مجرمين و گناهکاران بيش تري را مي طلبيد و به خاطر پروردگارش خشمگين است و بر کافران خشم مي گيرد. و خداوند وعده داد که آن را پر خواهد کرد. همان طور که خداوند متعال فرموده است:« لَأملَأَنَّ جَهَنَّمَ مِن الجِنَّةِ وَالنَّاسِ أَجمَعينَ» بدون شک دوزخ را از جن و انس پر خواهم کرد. تا آنگاه که پروردگار شکوهمند پاي مبارک و شريف خود را که از هر تشبيهي پاک و منزه است بر روي جهنم مي گذارد. آنگاه جهنم فشرده مي گردد و مي گويد: بس است، بس است، پرشدم.
« وَأُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ غَيْرَ بَعِيدٍ» و بهشت براي پرهيزگاران نزديک گردانده مي شود ، طوري که نعمت هاي پايدار و شادي و سروري که در آن هست مشاهده مي گردد. اين بهشت فقط براي کساني نزديک گردانده مي شود که از پروردگارشان پروا داشته و شرک کوچک و بزرگ را ترک کرده و از دستورات پروردگارشان اطاعت نموده اند.
و به صورت خوش آمد به آن ها گفته مي شود:« هَذَا مَا تُوعَدُونَ لِكُلِّ أَوَّابٍ» خداوند اين بهشت و آن چه را که دل ها مي خواهند و چشم ها از ديدن آن لذّت مي برند به توبه کنندگان مي دهد که همواره با ذکر و محبّت و کمک جستن از خداوند و خواندن او و ترس از او و اميد داشتن به او به سوي خدا بر مي گردد. «حَفِيظِ» و بر آن چه خداوند به آن فرمان داده بود محافظت کند و آن را  مخلصانه اطاعت  نمايد و به بهترين صورت آن را انجام داده و حدود الهي را مراعات کند.
« مَنْ خَشِيَ الرَّحْمَن بِالْغَيْبِ» و از روي شناخت از پروردگارش در نهان بترسد و به رحمت او اميد داشته باشد و در نهان و در جايي که  مردم او را نمي بينند از خدا بترسد. اين است که مردم حضور دارند و نگاه مي کنند گاهي ممکن است از روي رياکاري و شهرت طلبي باشد. پس اين بر خشيت و ترس الهي دلالت نمي کند، بلکه خشيت و ترسي مفيد است که در نهان و آشکار انسان از خدا بترسد. « وَجَاء بِقَلْبٍ مُّنِيبٍ» و با دلي توبه کننده پيش آيد. يعني اين دل داراي صفتِ بازگشتِ به سوي پروردگار، و روي آوردن به سوي چيزهايي است که رضايت و خشنو