قطع نظر کرده و از ان بهره مند مي شوند، سپس با سرعت از بين مي رود، و همه چيز آن تمام مي شود. دنيا، دوستداران و عاشقان خود را مي کشد، و زماني پشيمان مي شوند که پشيماني سودي ندارد، و چون در روز قيامت حاضر شوند، مي دانند که بر چه چيزي بوده اند؟ و خداوند دنيا را فتنه و آزمايشي قرار داده تا مشخص نمايد چه کسي در آن اقامت گزيده و فريب آن را مي خورد، و چه کسي کار نيک انجام مي دهد؟ چنان که خداوند متعال فرموده است: (انا جعلنا ما علي الارض زينه لها لنبلوهم آيهم احسن عملا، و انا لجعلون ما عليها صعيدا جرزا) بدون شک ما آنچه را روي زمين است زينتي قرار داده ايم تا آنان را بيازماييم که کدام يک عملش بهتر سات. و قطعاً ما همۀ آن چيزي را که بر آن است [تبديل به] ميداني صاف و هموار مي کنيم. 
(وَرِزْقُ رَبِّكَ) و روزي پروردگارت از قبيل علم و ايمان و اعمال صالح که در اين دنيا کسب مي شوند، و پاداش خداوند در روز قيامت از قبيل نعمت هاي پايدار و زندگي سالم در کنار پروردگار مهربان. (خَيْرٌ ) از آنچه گروههايي از آنان را از آن بهره مند ساخته ايم بهتر است، (وَأَبْقَى ) و پايدارتر مي باشد، چون روزي و پاداش خداوند قطع نمي شود و از بين نمي رود؛ ميوۀ بهشت هميشگي و سآيه اش نيز جاودانه است . چنان که خداوند متعال فرموده است: (بل توثرون الحيوه الدنيا ، والاخره خير وابقي) بلکه زندگي دنيا را بر مي گزينند، حال آنکه اخرت بهتر و ماندگارتر است . 
اين آيه به اين نکته اشاره مي کند که هرگاه بنده احساس کرد به زينت دنيا چشم دوخته و به آن روي آورده است بايد روزي هاي پروردگارش را در بهشت ياد کند و اين دو را با هم مقايسه نمايد.وَهُوَ الَّذِي كَفَّ أَيْدِيَهُمْ عَنكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ عَنْهُم بِبَطْنِ مَكَّةَ مِن بَعْدِ أَنْ أَظْفَرَكُمْ عَلَيْهِمْ وَكَانَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرًا اوست  که  چون  در بطن  مکه  بر آنها پيروزيتان  داد ، دست  آنها را از شما، ودست  شما را از آنها بازداشت   و خدا به  کارهايي  که  مي  کرديد آگاه  و  بينا بود
هُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا وَصَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَالْهَدْيَ مَعْكُوفًا أَن يَبْلُغَ مَحِلَّهُ وَلَوْلَا رِجَالٌ مُّؤْمِنُونَ وَنِسَاء مُّؤْمِنَاتٌ لَّمْ تَعْلَمُوهُمْ أَن تَطَؤُوهُمْ فَتُصِيبَكُم مِّنْهُم مَّعَرَّةٌ بِغَيْرِ عِلْمٍ لِيُدْخِلَ اللَّهُ فِي رَحْمَتِهِ مَن يَشَاء لَوْ تَزَيَّلُوا لَعَذَّبْنَا الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا ايشان  همانهايند که  کفر ورزيدند و شما را از مسجدالحرام  بازداشتند و، نگذاشتند که  قرباني  به  قربانگاهش  برسد  اگر مردان  مسلمان  و زنان   مسلماني  که  آنها را نمي  شناسيد در ميان  آنها نبودند و بيم  آن  نبود که   آنها را زيرپاي  درنورديد و نادانسته  مرتکب  گناه  شويد ، خدا دست  شما را  از آنها بازنمي  داشت  و خدا هر که  را بخواهد مشمول  رحمت  خود گرداند  اگر از يکديگر جدا مي  بودند ، کافرانشان  را به  عذابي  دردآور عذاب  مي کرديم.
خداوند با بيان منّت خويش بر بندگانش و اين که آن ها را از شر کافران و جنگيدن با آن ها در امان قرار داد، مي فرمايد:« وَهُوَ الَّذِي كَفَّ أَيْدِيَهُمْ عَنكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ عَنْهُم بِبَطْنِ مَكَّةَ مِن بَعْدِ أَنْ أَظْفَرَكُمْ عَلَيْهِمْ» او همان خدايي است که در درون مکّه دست اهل مکّه را از شما و دست شما را از آنان کوتاه کرد، بعد از آن که شما را بر آنان پيروز گردانيد. يعني بعد از آن که شما بر آن ها بدون پيمان و قراردادي در اختيار شما قرار گرفتند و حدود هشتاد نفر بودند که به سوي مسلين آمده بودند تا به صورت ناگهاني بر آنان حمله ور شوند. پس ديدند که مسلمان ها هوشيار و بيدارند و آن ها را دستگير کردند امّا آن ها را نکشتند، بلکه رهايشان نمودند و خدا به مومنان رحم نمود که آن مشرکان را نکشتند.
« وَكَانَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرًا» و خداوند به آن چه مي کنيد بيناست؛ پس هر عمل کننده اي را طبق عملش سزا و جزا مي دهد و شما مومنان را با تدبير نيکويش تحت تدبير خود قرار مي دهد.
سپس خداوند متعال اموري را بيان کرد که مومنان را بر جنگيدن با مشرکان تشويق مي نمايد و آن امور عبارتند از : کفر ورزيدن آن ها به خدا و پيامبرش و جلوگيري کردن آن ها از ورود پيامبر و همراهانش به مسجدالحرام، در حالي که پيامبر و مومنان براي اداي عمره و  بزرگداشت کعبه آمده بودند . و نيز آن ها کساني هستند که « وَالْهَدْيَ مَعْكُوفًا أَن يَبْلُغَ مَحِلَّهُ» نگذاشتند قرباني هايي که با خود نگاه داشته بوديد به قربانگاه و محل قرباني اشان در مکه برسند، جايي که قرباني هاي عمره ذبح مي شوند. پس قرباني ها به محل قرباني جلوگيري کردند، و همه ي اين امور سبب مي شود تا با آن ها پيکار کنيد. امّا مانعي هست که از جنگيدن با آن ها منع مي کند و آن وجود مردان و زنان مومني است در ميان مشرکين و آن ها در يک محله مشخص زندگي نمي کنند که به آن ها آزاري نرسد. پس اگر اين زنان و مردان نبودند که مسلمان ها آن ها را نمي شناختند، و از بيم اين که مبادا آن ها پايمال شوند، « فَتُصِيبَكُم مِّنْهُم مَّعَرَّةٌ بِغَيْرِ عِلْمٍ» و آن گاه نادانسته رنج و زياني به شما مي رسيد. يعني در صورت جنگيدن آن ها مورد اذّيت و آزار قرار مي گرفتيد و اين امر ناپسندي بود که شما بر آن متاسف و دچار اذيت مي شديد. و فايده ي اخروي هم داشت و آن اين که « لِيُدْخِلَ اللَّهُ فِي رَحْمَتِهِ مَن يَشَاء» تا هرکه را بخواهد غرق رحمت خويش سازد. پس با د ادن  ايمان به آنان بعد از کفر، و هدايت  کردنشان پس از گمراهي، بر آن ها منّت مي گذارد. پس بدين خاطر شما را از جنگيدن با آن ها بازداشت. « لَوْ تَزَيَّلُوا لَعَذَّبْنَا الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا» و اگر مومنان از آن ها دور گشته و از آنان جدا مي شدند به کافران عذاب دردناک مي داديم به اين صورت که جنگيدن با آن ها را برايتان روا مي داشتيم و به شما اجازه ي پيکار با آنان را مي داديم و شما را بر آنان پيروز مي گردانديم.إِذْ جَعَلَ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ الْجَاهِلِيَّةِ فَأَنزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوَى وَكَانُوا أَحَقَّ بِهَا وَأَهْلَهَا وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا آنگاه  که  کافران  تصميم  گرفتند که  دل  به  تعصب  ، تعصب  جاهلي  سپارند ،  خدا نيز آرامش  خود را بر دل  پيامبرش  و مؤمنان  فرو فرستاد و به  تقوي   الزامشان  کرد که  آنان  به  تقوي  سزاوارتر و شايسته  تر بودند و خدا بر هر  چيزي  داناست.
خداوند  متعال مي فرمايد:« إِذْ جَعَلَ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ الْجَاهِلِيَّةِ» آن گاه که کافران تعصّب و نخوّت جاهليت را در دل هايشان جاي دادند و از نوشتن « بسم الله الرحمن الرحيم» د