 انکار کرد و گفت:« أَتَعِدَانِنِي أَنْ أُخْرَجَ وَقَدْ خَلَتْ الْقُرُونُ مِن قَبْلِي» آيا شما به من وعده مي دهيد که در روز قيامت از گور و قبر بيرون آورده مي شوم در ح الي که پيش از من ملّت ها و اقوامي گذاشته اند که زنده شدن پس از مرگ را دروغ انگاشته اند؟ و آن ها امام و پيشواياني هستند که هر کافر و نادان و مخالفي از آن ها پيروي مي نمايد.« وَهُمَا يَسْتَغِيثَانِ اللَّهَ» در حالي که پدر و مادرش خدا را به فرياد  خوانده و به او مي گفتند:« وَيْلَكَ آمِنْ» واي بر تو! ايمان بياور. يعني تمام کوشش خود را مبذول مي داشتند و براي هدايت او به شدت تلاش مي کردند و از بس که به هدايت شدن او  علاقمند بودند از خداوند براي وي کمک مي خواستند.
همان طور که براي فردي که در دريا غرق شده کمک خواسته مي شود که خدايا او را نجات بده. و در حالي که بغض گلويشان را گرفته بود، از خداوند هدايت او را مي  خواستند و فرزندشان را نکوهش مي کردند و به خاطر گمراهي ِ او دردمند و ناراحت شده و حق را براي او بيان داشتند و گفتند:« إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ» بي گمان وعده خداوند حق است. سپس دلايلي بر اين امر ارائه دادند، امّا به فرزندشان چيزي جز سرکشي و نفرت و سرباز ردن از حق از روي تکبّر، وعيب جويي از آن نيفزود« فَيَقُولُ مَا هَذَا إِلَّا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ» پس فرزند مي گويد: اين ها چيزي جز افسانه هاي پيشينيان نيست. يعني از کتاب هاي گذشتگان نقل شده است و از جانب خدا نيست و خداوند آن را به پيامبرش وحي نکرده است. و هرکس مي داند که محمّد (ص) خواندن و نوشتن بلد نبوده و از هيچ کسي ياد نگرفته است. پس، از کجا آن را ياد گرفت؟ و کجا مردم مي توانند همانند چنين قرآني را بياورند گرچه پيشنيان و ياور يکديگر باشند؟
« أُوْلَئِكَ الَّذِينَ حَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ فِي أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِم مِّنَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ» اينان کسانيند که داراي چنان حالتي زشت هستند که همسو با امتّ هايي از جن و انس که پيش از آنان کفر ورزيده اند و تکذيب کرده اند، فرمان عذاب بر آنان محقّق شده است. پس اين ها در زمره آنان خواهند بود و در عذاب آن ها غرق خواهند شد. « إِنَّهُمْ كَانُوا خَاسِرِينَ» بي گمان آنان زيان کار بودند. و «خسران» يعني اين که انسان سرمايه اش را از دست بدهد، پس هرگاه آدمي سرمايه ي خود را از دست بدهد سود و نفع را به طريق اولي از دست داده است. و اين ها ايمان را از دست داده اند و به هيچ چيزي از نعمت ها دست نيافته اند و از عذاب آتش دوزخ در امان نمي مانند.
« وَلِکُلّ» و براي هريک از اهل خير و اهل شر، « دَرَجَاتٌ مِّمَّا عَمِلُوا» طبق جايگاهي که در خير و شر دارند درجاتي است، و جايگاهشان در قيامت به  اندازه ي اعمالشان است. بنابراين فرمود:« وَلِيُوَفِّيَهُمْ أَعْمَالَهُمْ» و تا بدين وسيله خداوند سزا و جزاي اعمالشان را به تمام و کمال به آنان بدهد و آنان ستمي نمي بينند، به اين صورت که به بدي هايشان نمي افزايد و از نيکي هايشان کم نمي کند.وَيَوْمَ يُعْرَضُ الَّذِينَ كَفَرُوا عَلَى النَّارِ أَذْهَبْتُمْ طَيِّبَاتِكُمْ فِي حَيَاتِكُمُ الدُّنْيَا وَاسْتَمْتَعْتُم بِهَا فَالْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ بِمَا كُنتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَبِمَا كُنتُمْ تَفْسُقُونَ و روزي  که  کافران  را بر آتش  عرضه  کنند : در زندگي  دنيوي  از چيزهاي   پاکيزه  و خوش  بهره  مند شديد ، امروز به  عذاب  خواري  پاداشتان  مي  دهند  و اين  بدان  سبب  است  که  در زمين  بي  هيچ  حقي  گردنکشي  مي  کرديد و عصيانگري  پيش  گرفته  بوديد.
خداوند حالت کافران را به هنگامي که به آتش دوزخ نزديک مي گردند و بر آن عرضه مي شوند و مورد سرزنش و سرکوب قرار مي گيرند، بيان مي دارد. پس به آن ها گفته مي شود:« أَذْهَبْتُمْ طَيِّبَاتِكُمْ فِي حَيَاتِكُمُ الدُّنْيَا» شما لذّت ها و خوشي هاي خود را در زندگاني دنياي خويش از بين برديد و بهره مند شديد و به دنيا دل بستيد و  فريب لذت هاي آن را خورديد و خوشي هايتان شما را از تلاش کردن براي آخرت غافل گردانيد.
« وَاسْتَمْتَعْتُم بِهَا» و از خوشي ها ونعمت ها بهره مند شديد و از آن استفاده کرديد ، همان گونه که حيوانات و چهارپايان از آن بهره مي برند. پس نصيب و بهره ي شما به جاي آخرت همان بود. « فَالْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ بِمَا كُنتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَبِمَا كُنتُمْ تَفْسُقُونَ» بنابراين امروز به سزاي آن که در زمين به ناحق تکبّر ورزيديد، و راه ضلالي که بر آن بوديد به خدا و فرمان او نسبت مي داديد در حالي که دروغ مي گفتيد نيز به سزاي آن که نافرماني مي کرديد به عذاب سختي که شما را خوار و رسوا مي گرداند جزا داده مي شويد. پس آن ها هم سخن باطل گفتند و هم کار باطل را انجام دادند، و هم بر خدا دروغ بستند و حق را مورد عيب جويي قرار دادند، و با خود بزرگ بيني آن را نپذيرفتند. بنابراين به سخت ترين عذاب کيفر داده مي شوند.وَاذْكُرْ أَخَا عَادٍ إِذْ أَنذَرَ قَوْمَهُ بِالْأَحْقَافِ وَقَدْ خَلَتْ النُّذُرُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ برادر قوم  عاد را به  ياد بياور که  چون  قوم  خود را در احقاف  بيم  داد و، پيش  از او پيامبراني  بودند و رفتند و پس  از او پيامبراني  آمدند که  جز  خداي  يکتا را نپرستيد که  من  از عذاب  روزي  بزرگ  بر شما بيمناکم
قَالُوا أَجِئْتَنَا لِتَأْفِكَنَا عَنْ آلِهَتِنَا فَأْتِنَا بِمَا تَعِدُنَا إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ گفتند : آيا آمده  اي  تا ما را از خدايانمان  رويگردان  سازي  ? اگر راست   مي  گويي  ، هر چه  به  ما وعده  داده  اي  بياور
قَالَ إِنََّا الْعِلْمُ عِندَ اللَّهِ وَأُبَلِّغُكُم مَّا أُرْسِلْتُ بِهِ وَلَكِنِّي أَرَاكُمْ قَوْمًا تَجْهَلُونَ گفت  : اين  را خدا مي  داند و من  آنچه  را بدان  مبعوث  شده  ام  به  شما مي   رسانم   ولي  مي  بينم  که  مردمي  نادان  هستيد
فَلَمَّا رَأَوْهُ عَارِضًا مُّسْتَقْبِلَ أَوْدِيَتِهِمْ قَالُوا هَذَا عَارِضٌ مُّمْطِرُنَا بَلْ هُوَ مَا اسْتَعْجَلْتُم بِهِ رِيحٌ فِيهَا عَذَابٌ أَلِيمٌ چون  ابري  ديدند که  از جانب  رودخانه  هاشان  مي  آيد ، گفتند : اين  ابري ، باران  زاست   نه  ، اين  همان  چيزي  است  که  آن  را به  شتاب  مي  طلبيديد  باداست  و در آن  باد عذابي  دردآور ،
تُدَمِّرُ كُلَّ شَيْءٍ بِأَمْرِ رَبِّهَا فَأَصْبَحُوا لَا يُرَى إِلَّا مَسَاكِنُهُمْ كَذَلِكَ نَجْزِي الْقَوْمَ الْمُجْرِمِينَ به  فرمان  پروردگارش  همه  چيز را هلاک  مي  کند چنان  شدند که  اکنون  جز  خانه  هاشان  را نبيني   و ما مجرمان  را اين  سان  پاداش  مي  دهيم
وَلَقَدْ مَكَّنَّاهُمْ فِيمَا إِن مَّكَّنَّاكُمْ فِيهِ وَجَعَلْنَا لَهُمْ سَمْعًا وَأ