 آنها از آن پيروي مي کردند؛ خواه حق بود يا باطل. « إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمًا فَاسِقِينَ» بي گمان آنان قومي فاسق بودند، پس به سبب فسقشان فرعون بر آنها گماشته شد و شرک و شر را برايشان زيبا جلوه داد. « فَلَمَّا آسَفُونَا» پس وقتي با کارهايشان ما را خشمگين کردند، « انتَقَمْنَا مِنْهُمْ فَأَغْرَقْنَاهُمْ أَجْمَعِينَ ؛ فَجَعَلْنَاهُمْ سَلَفًا وَمَثَلًا لِلْآخِرِينَ» از آنان انتقام گرفتيم و همگي آنان را غرق نموديم سپس آنان را براي آيندگان پيشينه و مايه  عبرتي قرار داديم تا عبرت گيرندگان از آنها عبرت بگيرند و پند پذيران از حالات آنها پند بگيرند.وَلَمَّا ضُرِبَ ابْنُ مَرْيَمَ مَثَلًا إِذَا قَوْمُكَ مِنْهُ يَصِدُّونَ؛ و چون  داستان ، پسر مريم  آورده  شد ، قوم  تو به  شادماني  فرياد زدند ،
وَقَالُوا أَآلِهَتُنَا خَيْرٌ أَمْ هُوَ مَا ضَرَبُوهُ لَكَ إِلَّا جَدَلًا بَلْ هُمْ قَوْمٌ خَصِمُونَ؛ و گفتند : آيا خدايان  ما بهترند يا او ? و اين  سخن  را جز براي  جدال  با  تو نگفتند ، که  مردمي  ستيزه  جويند.
إِنْ هُوَ إِلَّا عَبْدٌ أَنْعَمْنَا عَلَيْهِ وَجَعَلْنَاهُ مَثَلًا لِّبَنِي إِسْرَائِيلَ؛ او جز بنده  اي  نبود که  ما نعمتش  ارزاني  داشتيم  و مايه  عبرت  بني   اسرائيلش  گردانيديم.
وَلَوْ نَشَاء لَجَعَلْنَا مِنكُم مَّلَائِكَةً فِي الْأَرْضِ يَخْلُفُونَ؛ اگر مي  خواستيم  به  جاي  شما فرشتگاني  پديد مي  آورديم  تا در روي  زمين   جانشين  شما گردند.
وَإِنَّهُ لَعِلْمٌ لِّلسَّاعَةِ فَلَا تَمْتَرُنَّ بِهَا وَاتَّبِعُونِ هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ؛ و هر آينه  او نشانه  فرا رسيدن  قيامت  است   در آن  شک  مکنيد ، و از، من متابعت  کنيد  اين  است  راه  راست.
وَلَا يَصُدَّنَّكُمُ الشَّيْطَانُ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ؛ شيطان  شما را از راه  باز نگرداند ، زيرا او دشمن  آشکار شماست.
وَلَمَّا جَاء عِيسَى بِالْبَيِّنَاتِ قَالَ قَدْ جِئْتُكُم بِالْحِكْمَةِ وَلِأُبَيِّنَ لَكُم بَعْضَ الَّذِي تَخْتَلِفُونَ فِيهِ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ؛ و چون  عيسي  با دليلهاي  روشن  خود آمد ، گفت  : برايتان  حکمت  آورده  ام   و آمده  ام  تا چيزهايي  را که  در آن  اختلاف  مي  کنيد بيان  کنم   پس  ، از  خدابترسيد و از من  اطاعت  کنيد.
إِنَّ اللَّهَ هُوَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ؛ خداي  يکتا پروردگار من  و پروردگار شماست   او را بپرستيد  راه  راست   اين ، است.
فَاخْتَلَفَ الْأَحْزَابُ مِن بَيْنِهِمْ فَوَيْلٌ لِّلَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْ عَذَابِ يَوْمٍ أَلِيمٍ؛ گروهها با هم  اختلاف  کردند  پس  واي  بر ستمکاران  از عذاب  دردآور قيامت.
خداوند متعال مي فرمايد:« وَلَمَّا ضُرِبَ ابْنُ مَرْيَمَ مَثَلًا» وقتي که از پرستش پسر مريم نهي شد و عبادت او به منزله ي عبادت بت ها و  انبازها قرار داده شد، « إِذَا قَوْمُكَ مِنْهُ يَصِدُّونَ» آن گاه قومت که تو را تکذيب مي کردند به خاطر اين مثل فرياد برآوردند و سرو صدا راه انداختند و در مجادله و دشمني با تو لجاجت ورزيدند و گمان بردند که آنها در دليل و حجّت خود موفّق و کامياب شده اند.
« وَقَالُوا أَآلِهَتُنَا خَيْرٌ أَمْ هُوَ» و گفتند: معبودهاي ما بهترند يا عيسي؟ چرا که از پرستش همه نهي شده بود، و تمامي کساني که آنها را مي پرستيدند مورد تهديد واقع شدند. و اين آيه نيز نازل شده است:« إِنَّکُم وَمَا تَعبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ أَنتُم لَهَا وَرِدُونَ»  بدون شک شما و آنچه پرستش مي کنيد هيزم جهّنم هستيد و وارد آن مي شويد. شبهه ي باطل آنها اين بود که مي گفتند: تو اي محمّد! و ما هم همه قبول داريم که عيسي از بندگان مقّرب خدا مي باشد؛ بندگاني که سرانجامي نيکو دارند، پس چرا تو، هم از عبادت معبودهاي ما نهي مي کني و هم از پرستش عيسي باز مي داري؟ پس اگر حجّت تو باطل نبود تناقضي در آن وجود نداشت. تو مي گويي:« إِنَّکُم وَمَا تَعبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ أَنتُم لَهَا وَرِدُونَ» شما و آنچه به جاي خدا پرستش مي کنيد هيزم جهنّم هستيد و وارد آن خواهيد شد. آنها گمان مي بردند که اين جمله هم عيسي را شامل مي شود و هم بت ها را. پس اين تناقض مي شمردند، و تناقض نشانه بطلان است.
اين شبهه اي بود که بدان دل خوش کرده بودند و مردم را باز مي داشتند و به خاطر آن سروصدا راه انداختند. اما  اين شبهه به حمدالله از ضعيف ترين و باطل ترين شبهات است. خداوند هم از پرستش بت ها نهي کرده و هم از پرستش عيسي، زيرا عبادت حق خداوند تعالي است و هيچ احدي از مخلوقات سزاوار آن نيست ، نه فرشتگان مقرّب و نه پيامبران و نه افراد ديگري. پس اين که خداوند اين مطلب را بيان نموده چه شبهه اي مي تواند در آن وجود نداشته باشد؟ 
و اين که به عيسي عليه السلام برتري داده شده است و  او نزد پروردگارش مقرب مي باشد نشانگر اين نيست که سزاوار پرستش مي باشد، بلکه عيسي همان گونه است که خداوند فرموده است:« إِنْ هُوَ إِلَّا عَبْدٌ أَنْعَمْنَا عَلَيْهِ» عيسي بنده اي بيش نيست که ما نعمت نبّوت و حکمت و دانش و عمل را به او ارزاني داشتيم. « وَجَعَلْنَاهُ مَثَلًا لِّبَنِي إِسْرَائِيلَ» و او را براي بني اسرائيل مايه عبرتي قرار داديم که با نگاه کردن به او به قدرت خداوند پسي مي بردند، زيرا خداوند  او را بدون پدر آفريده بود. و اما اين که خداوند متعال فرموده است:«  إِنَّکُم وَمَا تَعبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ أَنتُم لَهَا وَرِدُونَ» شما و آنچه به جاي خدا پرستش مي کنيد هيزم جهّنم هستيد و شما به آن وارد خواهيد شد. پاسخ آن به سه صورت است: 
1- در فرموده ي الهي که مي فرمايد:« إِنَّکُم وَمَا تَعبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ» کلمه ي «ما» اسم غير ذوي العقول است و عيسي در اين داخل نمي گردد. 
2- در اينجا مشرکين که در مکّه و اطراف آن بودند مورد خطاب قرار گرفته اند و آنها بت ها را پرستش مي کردند ولي مسيح را پرستش نمي کردند. 
3- خداوند بعد از اين آيه فرموده است:« إِنَّ الَّذِينَ  سَبَقَت لَهُم مِّنَّا الحُسنَي أُولَئِکَ عَنهَا مُبعَدُونَ» بي گمان کساني که از پيش از جانب ما نيکويي برايشان مقّرر گشته است از جهنّم دور کرده مي شوند. پس ترديدي نيست که عيسي و ديگر پيامبران و اولياء در اين آيه داخل هستند. سپس خداوند متعال فرمود:« وَلَوْ نَشَاء لَجَعَلْنَا مِنكُم مَّلَائِكَةً فِي الْأَرْضِ يَخْلُفُونَ» و اگر ما مي خواستيم، به جاي شما فرشتگاني قرار مي داديم که در زمين جانشين شما شوند تا برايشان پيامبراني از جنس خودشان بفرستيم. امّا شما اي انسان ها! توانايي آن را نداريد که پيامبران و  اولياء در اين آيه داخل هستند. سپس خداوند متعال فرمود:« وَلَوْ نَشَاء لَجَعَلْنَا مِنكُم مَّلَائِكَةً فِي الْأَرْضِ يَخْلُفُونَ» و اگر ما مي خواستيم، به جاي شما فرشتگاني قرار مي داديم که در ز