ساند، و نمي بخشد و محروم نمي کند و اين خود باري است بر دوش صاحبش و نيازمند آن است کسي کارهايش را  انجام دهد. آيا اين کار جز کار ديوانگان و بي خردان چيزي ديگر  است؟! پس چگونه چنين کسي بزرگ شمرده مي شود؟ و چگونه بر خاتم پيامبران و سيد و سرور فرزندان آدم محمّد(ص)  برتري داده مي شود؟! ولي کافران عقل ندارند و نمي فهمند.
در اين آيه خداوند به حکمت خويش در برتري دادن برخي از بندگان بر برخي ديگر در زندگي دنيا اشاره نموده و مي فرمايد:« لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُم بَعْضًا سُخْرِيًّا» تا اين که برخي ، برخي ديگر را به خدمت گيرند و در کارها و حرفه ها و صنعت ها از آنها استفاده کنند. پس اگر همه ي مردم در توانگري و ثروت برابر بودند و نيازي به يکديگر نداشتند بسياري از منافع و مصالح آنها از دست مي رفت و اين دليلي است بر اين که نعمت ديني خداوند از نعمت دنيوي او بهتر است.  همان طور که خداوند در آيه اي ديگر  فرموده است:« قُل بِفَضلِ اللَّهِ وَبِرَحمَتهِ فَبِذَلِکَ فَليفرَحُوا هُوَ خَيرُ مِمَّا يجمَعُونَ» بگو: به فضل و رحمت خدا بايد شادمان باشند، آن از آنچه جمع آوري مي کنند بهتر است.وَلَوْلَا أَن يَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً لَجَعَلْنَا لِمَن يَكْفُرُ بِالرَّحْمَنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفًا مِّن فَضَّةٍ وَمَعَارِجَ عَلَيْهَا يَظْهَرُونَ؛ و اگر نه  آن  بود که  همه  مردم  يک  امت  مي  شدند ، سقفهاي  خانه  هاي   کساني را که  خداي  رحمان  را باور ندارند از نقره  مي  کرديم  و بر آنها  نردبامهايي مي  نهاديم  تا بر آن  بالا روند.
وَلِبُيُوتِهِمْ أَبْوَابًا وَسُرُرًا عَلَيْهَا يَتَّكِؤُونَ؛ و براي  خانه  هايشان  نيز درهايي  از نقره  مي  کرديم  و تختهايي  که  بر آن ، تکيه  زنند.
وَزُخْرُفًا وَإِن كُلُّ ذَلِكَ لَمَّا مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَالْآخِرَةُ عِندَ رَبِّكَ لِلْمُتَّقِينَ؛ و از هر گونه  زينت   و همه  اينها برخورداري  ناچيز دنيوي  است  ، حال   آنکه  آخرت  در نزد پروردگار تو براي  پرهيزگاران  است.
خداوند متعال خبر مي دهد که دنيا نزد او ارزشي ندارد و اگر لطف و رحمت او که چيزي را بر آن مقدم نمي دارد نسبت به بندگانش نبود دنيا و نعمت هاي فراواني براي کافران فراهم مي آورد. « لِبُيُوتِهِمْ سُقُفًا مِّن فَضَّةٍ وَمَعَارِجَ عَلَيْهَا يَظْهَرُونَ» تا جايي که برايشان خانه هايي با سقف هايي از نقره فراهم مي آورد و برايشان نردبان هايي سيمين قرار مي داد که از آنها به پشت بام هايشان بالا بروند. « وَلِبُيُوتِهِمْ أَبْوَابًا وَسُرُرًا عَلَيْهَا يَتَّكِؤُونَ» و براي خانه هايشان درهايي از نقره، و تخت هايي نقره اي قرار مي داديم که بر آنها تکيه زنند. « وَزُخْرُفًا» و تجمّل و زينت فراوان برايشان قرار مي داديم. يعني دنيا را با انواع لذت ها و زيبايي ها برايشان مي آراست و آنچه مي خواستند به آنها عطا مي کرد. امّا آنچه او را از اين کار بازداشته است رحمت و لطف  او نسبت به بندگانش است که مبادا شتابان به علّت محبّت دنيا به سوي کفر و کثرت گناهان بروند . پس دليلي است بر آن که خداوند بندگان را به طور کلّي يا به طور ويژه از برخي چيزها محروم مي کند و اين به خاطر منافع و مصالحِ خودشان است. و دنيا نزد خداوند به اندازه بال پشه اي ارزش ندارد و همه ي آنچه بيان شد کالاي زندگي دنياست که ناگوار و فاني است و آخرت نزد خداوند متعال براي کساني بهتر است که با اطاعت از دستوراتش و پرهيز از آنچه او نهي کرده است پروا مي دارند. چون نعمت آخرت از هر جهت کامل است و در بهشت همه ي آنچه که دل ها مي خواهند و چشم ها از ديدن آن لذّت مي برند فراهم است و آنها در آن جاودانه خواهند بود.پس چقدر اين دو جهان با هم  فرق مي کنند.وَمَن يَعْشُ عَن ذِكْرِ الرَّحْمَنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ؛ هر کس  که  از ياد خداي  رحمان  روي  گرداند ، شيطاني  بر او مي  گماريم  که   همواره  همراهش  باشد.
وَإِنَّهُمْ لَيَصُدُّونَهُمْ عَنِ السَّبِيلِ وَيَحْسَبُونَ أَنَّهُم مُّهْتَدُونَ ؛ و آن  شيطانها آنان  را از راه  خدا باز مي  گردانند ، ولي  پندارند که   هدايت  يافتگانند.
حَتَّى إِذَا جَاءنَا قَالَ يَا لَيْتَ بَيْنِي وَبَيْنَكَ بُعْدَ الْمَشْرِقَيْنِ فَبِئْسَ الْقَرِينُ؛ تا آنگاه  که  نزد ما آيد ، مي  گويد : اي  کاش  دوري  من  و تو دوري  مشرق  و، مغرب  بود  و تو چه  همراه  بدي  بودي.
وَلَن يَنفَعَكُمُ الْيَوْمَ إِذ ظَّلَمْتُمْ أَنَّكُمْ فِي الْعَذَابِ مُشْتَرِكُونَ؛ چون  ستم  کرديد آن  روز پشيماني  سود نکند و هر دو در عذاب  شريک  باشيد.
خداوند متعال از کيفر سخت خود به کسي که از ياد او روي گرداني کرده است خبر داده و مي فرمايد:« وَمَن يَعْشُ عَن ذِكْرِ الرَّحْمَنِ» و هرکس از ياد خداوند که قرآن  عظيم است روي گردان شود و مردم را از آن باز دارد، در حالي که قرآن بزرگ ترين رحمتي است که خداوند با آن بر بندگانش رحم نموده است. پس هرکس آن را بپذيرد بهترين بخشش را دريافته و به بالاترين خواسته دست يازيده است. و هرکس از آن روي بگرداند و آن را رد کند ناکام گرديده و چنان زيانبار شده که بعد از آن هرگز روي سعادت و خوشبختي را نخواهد ديد، و خداوند براي او شيطاني سرکش برمي گمارد که همواره همنشين او مي شود و او را همراهي مي کند و به او وعده مي دهد و او را به سوي گناهان مي کشاند.
« وَإِنَّهُمْ لَيَصُدُّونَهُمْ عَنِ السَّبِيلِ» و شياطين آنها را از راه راست و دين درست باز مي دارند، « وَيَحْسَبُونَ أَنَّهُم مُّهْتَدُونَ» و آنان به سبب اين که شيطان، باطل را برايشان آراسته و زيبا جلوه داده است و به خاطر اين که از حق روي گردانده اند گمان مي برند که راه يافته اند. اگر گفته شود: آيا چنين کسي که گمان برده او هدايت يافته  است حال آن که در حقيقت هدايت يافته نمي باشد معذور نيست؟ گفته مي شود: چنين افرادي و امثال او که منع جهالت آنان روي گرداني از قرآن خداوند است از آن جا که مي توانسته  اند در پرتو آن راهياب گردند معذور نيستند. آنها به هدايت تمايلي نشان ندادند با اين که توانايي رسيدن به آن را داشتند و به باطل علاقمند شدند پس گناه، گناهِ خودشان است. و اين است حالت کسي که از ذکر خدا در دنيا اعراض کرده و همنشين و همراهش او را گمراه نموده و حقايق را در نظر وي وارونه کرده است. 
و امّا وضعيت او به هنگامي که در روز قيامت نزد پروردگارش مي آيد بسيار وضعّيت بدي است، چرا که پشيماني و  اندوه و حسرت از سيمايش هويدا است و او از همنشين خود بيزاري مي جويد. بنابراين خداوند متعال فرمود:« حَتَّى إِذَا جَاءنَا قَالَ يَا لَيْتَ بَيْنِي وَبَيْنَكَ بُعْدَ الْمَشْرِقَيْنِ فَبِئْسَ الْقَرِينُ» تا آن گاه که چنين کسي به پيش ما مي آيد، مي گويد: اي کاش بين من و تو به  اندازه شرق و غرب فاصله بود، چه  همنشين بدي بودي! همان طور که خداوند متعال فرموده است:« وَيومَ يعَضُّ الَّظالِمُ عَلَي يدَيهِ يقُولُ يلَي