 من دامنگيرتان خواهد شد، و هر کس که خشم من او را فرا گيرد به راستي که نابود شده است 
وَإِنِّي لَغَفَّارٌ لِّمَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا ثُمَّ اهْتَدَى و به راستي من بسيار آمرزنده هستم براي کسي که توبه کند و ايمان آورد و کار شايسته انجام دهد، آنگاه راه يابد. 
خداوند منت و احسان بزرگ خويش را بر بني اسراييل يادآور مي شود، که دشمنشان را هلاک کرد، و موسي را در طرف راست کوه طور وعده داد تا کتابي را که احکام بزرگ و اخبار زيبا در آن هست بر وي نازل نمايد، و نعمت ديني را بعداز تکميل نمودن نعمت دنيوي بر آنان کامل بگرداند. نيز منت خويش را بر آنها بيان مي نمايد آنگاه که در آن ميدان بر هوت «تيه»(ـْمَنَّ) يعني ترنجين و (وَالسَّلْوَى) يعني پرندۀ بلدرچين آسماني، و روزي آماده و گوارا که بدون مشقت به دست مي آيد بر آنان فرو فرستاد و به آنها فرمود:
( كُلُوا مِن طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ) از روزيهاي پاکي که به شما داده ايم، بخوريد، و سپاس نعمتهايي که به سوي شما سرازير کرده ايم به جاي آوريد. (وَلَا تَطْغَوْا فِيهِ) و در آن از حد تجاوز نکنيد، و آن را در نافرماني خداوند به کار نگيريد و به سبب برخورداري از نعمت ها مغرور نشويد، زيرا اگر چنين کنيد خشم من بر شما محقق شده و دامنگيرتان مي شود. يعني بر شما خشم مي گيرم ، سپس عذابتان خواهم داد. (وَمَن يَحْلِلْ عَلَيْهِ غَضَبِي فَقَدْ هَوَى ) و هر کس که خشم من او را فرا بگيرد به راستي که نابود شده است. يعني هلاک و ناکام و زيانمند مي گردد، چون او خشنودي و احسان را از دست داده است. با وجود اين، دروازۀ توبه باز است، گرچه بنده گناهان زيادي را انجام داده باشد. بناراين فرمود: (وَإِنِّي لَغَفَّارٌ) و بدون شک امرزش و رحمت من نبت به کسي که از کفر و بدعت و فسق توبه نمايد و به خدا و فرشتگانش و کتابها و پيامبرانش و روز قيامت ايمان بياورد، و اعمال قلبي و بدني و گفتارهاي شايسته انجام دهد، زيان و فراوان است. (ثُمَّ اهْتَدَى ) سپس راه يابد، يعني راه راست را در پيش بگيرد، و از پيامبر بزرگوار و از دين استوار اطاعت نمايد، خداوند گناهان چنين کسي را مي آمرزد و گناهان گذشته و اصرار او بر آنها را مي بخشد، چون او بزرگترين اسباب آمرزش و رحمت را فراهم کرده است، چرا که همۀ اسباب آمرزش و رحمت دراين امور منحصر مي شود، زيرا توبه تمام گناهان گذشته را از ميان مي برد، و ايمان و اسلام، پروندۀ گذشته را مي بندد، و عمل صالح و نيکي ها، بديها را از بين مي برند، و در پيش گرفتن راههاي هدايت از قبيل آموختن علم و انديشيدن در مفاهيم ايات و احاديث و دعوت کردن مردم به سوي دين حق، و مبارزه با بدعت و کفر و گمراهي، و جهاد و هجرت و ديگر جزييات ، همۀ گناهان را از بين مي برند و انسانها را به هدف و مطلوب مي رسانند.وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ قُلْ أَفَرَأَيْتُم مَّا تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ إِنْ أَرَادَنِيَ اللَّهُ بِضُرٍّ هَلْ هُنَّ كَاشِفَاتُ ضُرِّهِ أَوْ أَرَادَنِي بِرَحْمَةٍ هَلْ هُنَّ مُمْسِكَاتُ رَحْمَتِهِ قُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ عَلَيْهِ يَتَوَكَّلُ الْمُتَوَكِّلُونَ ؛ اگر از آنها بپرسي  : چه  کسي  آسمانها و زمين  را آفريده  است  ? خواهند  گفت ، : خداي  يکتا  بگو : پس  اينهايي  را که  سواي  او مي  پرستيد چگونه  مي   بينيد ? اگر خداي  يکتا بخواهد به  من  رنجي  برساند آيا اينان  مي  توانند آن   رنج را دفع  کنند ? يا اگر بخواهد به  من  رحمتي  ارزاني  دارد ، مي  توانند آن   رحمت  را از من  باز دارند ? بگو : خدا براي  من  بس  است   توکل  کنندگان   به او توکل  مي  کنند.
اگر از اين گمراهاني که تو را از چيزهاي به جز خداوند مي ترسانند، بپرسي و دليل عليه آنان اقامه نمايي و بگويي:« مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ» چه کسي آسمان ها و زمين را آفريده است؟ به هيچ  شيوه اي آفرينش آسمان ها و زمين را به معبودهاي خود نسبت ندادند. « لَيَقُولُنَّ اللَّهُ» خواهند گفت: خداوند به تنهايي آنها را آفريده است.« قُلْ أَفَرَأَيْتُم مَّا تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ إِنْ أَرَادَنِيَ اللَّهُ بِضُرٍّ هَلْ هُنَّ كَاشِفَاتُ ضُرِّهِ» پس، بعد از آن که قدرت خداوند روشن شد با تاکيد بر ناتواني معبودهايشان به آنها بگو: مرا خبر دهيد که اگر خدا بخواهد زيان و گزندي به من برساند هر زياني که باشد آيا مبعودهاي شما مي توانند، آن زيان را کاملا از من دور سازند و يا آن را تقليل دهند؟ « أَوْ أَرَادَنِي بِرَحْمَةٍ هَلْ هُنَّ مُمْسِكَاتُ رَحْمَتِهِ» و اگر خدا بخواهد در حق من لطف و مرحمتي را روا بدارد و سودي در دين يا دنيا عايد من شود آيا آنها مي توانند مانع رحمت خدا شوند و از رسيدن آن به من جلوگيري نمايند؟! خواهند گفت: نه، آنها زيان را دور نخواهند کرد و نمي توانند رحمت را باز دارند. و بعد از آن که دليل قاطع روشن شد که تنها خداوند معبود  است و او مخلوقات را آفريده و تنها او سود و زيان مي دهد و غير او از هر جهت، از آفريدن و زيان رساندن و نفع رساندن عاجز هستند، با طلب نمودن ياري و کفايت خدا و طلبِ دفع مکر و توطئه هاي آنان بگو:« حَسْبِيَ اللَّهُ عَلَيْهِ يَتَوَكَّلُ الْمُتَوَكِّلُونَ» خدا مرا کافي است ، و توکّل کنندگان فقط بر او توکّل مي نمايند. يعني تکيه کنندگان در به دست آوردن منافع خود و دور شدن زيان ها از خود بر او  تکيه مي نمايند پس کسي که «کافي بودن» براي اوست، او مرا کافي است؛ مرا در برابر همه آنچه که برايم مهّم است، و يا برايم مهم نمي باشد، کافي است.قُلْ يَا قَوْمِ اعْمَلُوا عَلَى مَكَانَتِكُمْ إِنِّي عَامِلٌ فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ؛ بگو : اي  قوم  من  ، بر وفق  امکان  خويش  عمل  کنيد  من  نيز عمل  مي  کنم   وبه  زودي  خواهيد دانست  که.
مَن يَأْتِيهِ عَذَابٌ يُخْزِيهِ وَيَحِلُّ عَلَيْهِ عَذَابٌ مُّقِيمٌ؛ چه  کسي  به  عذابي  که  خوارش  مي  سازد گرفتار مي  شود ، يا عذاب  جاويد بر  سر او فرود مي  آيد.
« قُلْ يَا قَوْمِ اعْمَلُوا عَلَى مَكَانَتِكُمْ» اي پيامبر! به آنها بگو: اي قوم من! به همان شيوه و حالتي که براي خود پسنديده ايد و آن عبارت از پرستش کسي است که سزاوار پرستش نيست و اختياري ندارد، عمل کنيد.« إِنِّي عَامِلٌ» من هم به چيزي عمل مي کنم که شما را به سوي آن دعوت کرده ام، و آن عبارت است از اخلاص واطاعت و عبادت فقط براي خدا. « فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ مَن يَأْتِيهِ عَذَابٌ يُخْزِيهِ» پس خواهيد دانست که سرانجام و عاقبت به سود چه کسي خواهد بود ،و چه کسي عذاب خوار کننده در دنيا به سراغش خواهد آمد. « وَيَحِلُّ عَلَيْهِ عَذَابٌ مُّقِيمٌ» و در آخرت عذاب جاويدان و هميشگي که از او برطرف نمي شود گريبانگيرش مي گردد. اين تهديد بزرگي است براي آنها و خود مي مانند که مستحق عذاب جاويدان هستند، امّا ظلم و عناد مانع از ايمان آوردنشان شده بود.إِنَّا أَنزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ لِلنَّاس