کوکاران.
لِيُكَفِّرَ اللَّهُ عَنْهُمْ أَسْوَأَ الَّذِي عَمِلُوا وَيَجْزِيَهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ الَّذِي كَانُوا يَعْمَلُونَ؛ تا خدا بدترين  اعمالي  را که  مرتکب  شده  اند از آنان  بزدايد ، و به ، بهتراز آنچه  مي  کرده  اند پاداششان  دهد.
خداوند متعال در حالي که تکذيب کنندگان را برحذر مي دارد، خبر مي دهد و مي فرمايد: هيچ کس ستمکارتر از کسي نيست که « كَذَبَ عَلَى اللَّهِ» بر خداوند دروغ ببندد و چيزهايي را به او نسبت دهد که شايسته شکوه او نيست. يا به دروغ ادّعاي پيامبري کند، يا به دروغ خبر دهد که خداوند متعال چنين گفته، يا چنان خبر داده يا به فلان چيز حکم کرده است. پس اين در اين فرموده الهي داخل است که مي فرمايد:« وَأَن تَقُولُوا عَلَي اللَّهِ مَا لَا تَعلَمُون و اين که از روي ناداني چيزهايي را به خداوند نسبت دهيد که نمي دانيد. و اگر از روي ناداني نباشد پس آن بسيار زشت تر و قبيح تر است. « وَكَذَّبَ بِالصِّدْقِ إِذْ جَاءهُ» و هيچ کس ستمکارتر از کسي نيست که حقي را دروغ انگارد که با نشانه هاي فراوان نزد آمده است .پس تکذيب او ستم بزرگي است. چون او با تکذيب خويش حق را پس از آن که براي او روشن شده رد کرده است. پس اگر بر خدا دروغ بندد و حقيقت را هم تکذيب کند اين خود، ظلم مضاعف است. 
« أَلَيْسَ فِي جَهَنَّمَ مَثْوًى لِّلْكَافِرِينَ» آيا در جهنمّ جايگاهي براي کافران وجود ندارد که از آنها انتقام گرفته شود، و حق خدا از هر ستمگر و کافري گرفته شوند؟!« إِنَّ الشِرّکَ لَظُلمُ عَظِيمُِ » بي گمان شرک ستم بزرگي است. وقتي که به دروغگوي تکذيب کننده، و جنايت و کيفرش پرداخت، از راستگوي تصديق کننده و پاداشش ذکر به ميان آورد و فرمود:« وَالَّذِي جَاء بِالصِّدْقِ» و کسي که حقيقت و راستي را در سخن و کردارش با خود آورد. پيامبران و جانشينانشان در اين داخل هستند؛ کساني که در سخنشان در رابطه با اخبار و احکام خدا راست گفته اند، و نيز در خصلت هاي صدقي که داشتند راست گفته اند.« وَصَدَّقَ بِهِ» و حقيقت و راستي را باور داشته و تصديق کرده است. چون گاهي انسان راستي و حقيقت را مي گويد و آن را آورده است، آن را تصديق نمي کند، بنابراين کسي مورد ستايش قرار مي گيرد که حتما داراي صفت «صدق» و «تصديق» باشد. پس راستگويي آن فرد نشانگر دانش و عدالت اوست و تصديقش نشانه فروتني مي باشد. « أُوْلَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ» کساني که توفيق يافته  اند تا هر دو چيز را داشته باشند اينان پرهيزگاران واقعي اند، چون همه خصلت هاي پرهيزگاري به صداقت و راستي و تصديق آن بر مي گردد.
« لَهُم مَّا يَشَاءونَ عِندَ رَبِّهِمْ» آنان هر آنچه را بخواهند نزد پروردگارشان دارند؛ پاداشي که هيچ چشمي آن را نديده و هيچ گوشي آن را نشنيده و به قلب هيچ انساني خطور نکرده است . پس همه آنچه که اراده و خواست آنها باشد از انواع لذّت ها برايشان فراهم و آماده خواهد بود.« ذَلِكَ جَزَاء الْمُحْسِنِينَ» اين  است پاداش نيکوکاران ؛ کساني که خدا را چنان عبادت مي کنند که انگار او را مي بينند، و اگر او را نمي بينند او آنها را مي بيند؛ و کساني که با بندگان خدا به نيکويي رفتار مي نمايند. 
« لِيُكَفِّرَ اللَّهُ عَنْهُمْ أَسْوَأَ الَّذِي عَمِلُوا وَيَجْزِيَهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ الَّذِي كَانُوا يَعْمَلُونَ» عمل انسان سه حالت دارد؛ يا بدتر است يا بهتر است و يا نه بدتر و نه بهتر. نوع سوّم نوع مباح است که پاداش و کيفري به آن تعلّق نمي گيرد. و بدتر همه گناهان هستند ، و بهتر همه طاعت و عبادت ها مي باشند. پس با اين توضيح معني آيه روشن مي شود. و اين که خداوند مي فرمايد:« لِيُكَفِّرَ اللَّهُ عَنْهُمْ أَسْوَأَ الَّذِي عَمِلُوا» تا خداوند بدترينِ آنچه را که کرده اند يعني گناهان صغيره آنها را به سبب نيکوکاري و پرهيزگاري شان ببخشايد.« وَيَجْزِيَهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ الَّذِي كَانُوا يَعْمَلُونَ» و پاداششان را به پاي نيکوترين ِ آنچه که مي کرده اند يعني به پاس همه نيکي هايشان به آنها بدهد، « إِنَّ اللَّهَ لَا يظِلمُ مِثقَالَ ذَرَةِ وَإِن تَکُ حَسَنَةَ يضَعِفهَا وَيوتِ مِن لَّدُنهُ أَجرَا عَظِيمَاَ» بي گمان خداوند به اندازه ذرّه اي ستم نمي کند، و اگر نيکي باشد آن را چند برابر مي نمايد، و از جانب خويش پاداش بزرگي مي دهد.أَلَيْسَ اللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ وَيُخَوِّفُونَكَ بِالَّذِينَ مِن دُونِهِ وَمَن يُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ؛ تو را به  کساني  که  سواي  خدا هستند ، مي  ترسانند  آيا خدا براي   نگهداري بنده  اش  کافي  نيست  ? و هر کس  را که  خدا گمراه  سازد هيچ   راهنمايي  نخواهد بود.
وَمَن يَهْدِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِن مُّضِلٍّ أَلَيْسَ اللَّهُ بِعَزِيزٍ ذِي انتِقَامٍ؛ هر کس  را که  خدا راهنمايي  کند ، گمراه  کننده  اي  نيست   آيا خدا  پيروزمند و انتقام  گيرنده  نيست  ?
« أَلَيْسَ اللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ» آيا يکي از مصاديق کرم و لطف و عنايت خداوند به بنده اش؛ بنده اي که او را بندگي نموده و از دستورش اطاعت نموده و از نواهي اش پرهيز کرده  است، اين نيست که خداوند او را کافي باشد؟! به ويژه  کاملترين بنده خدا محمّد (ص) که خداوند او را در امر دين و دنيا کفايت  خواهد کرد، و هرکس را که به او سوء قصد نمايد از  او دور مي سازد. « وَيُخَوِّفُونَكَ بِالَّذِينَ مِن دُونِهِ» آنان تو را از کساني جز خدا مي ترسانند. تو را از بت ها و انبازان مي ترسانند که اينها به تو زياني خواهند رساند، اين طرز فکر از گمراهي و سرکشي آنها سرچشمه مي گيرد. « وَمَن يُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ وَمَن يَهْدِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِن مُّضِلٍّ» و هرکس را که خدا گمراه سازد هيچ هدايتگري ندارد، و هرکس را که خدا هدايت کند هيچ گمراه کننده اي ندارد. چون هدايت و گمراه ساختن به دست خداوند متعال است. و او خدايي است که هرچه بخواهد مي شود و هر آنچه نخواهد نمي شود.« أَلَيْسَ اللَّهُ بِعَزِيزٍ» آيا خدا چيره نيست؟! آري! او داراي عزّت و چيرگي کامل است و بر هر چيزي غالب است و با قدرت و توانمندي اش بنده اش را کفايت مي کند و مکر و توطئه آنها را از  او دور مي نمايد. « ذِي انتِقَامٍ» و از کسي که از فرمان او سرپيچي کند، انتقام مي گيرد. پس، از آنچه که باعث کيفر و عذاب خدا مي شود بپرهيزيد.يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ قَدْ أَنجَيْنَاكُم مِّنْ عَدُوِّكُمْ وَوَاعَدْنَاكُمْ جَانِبَ الطُّورِ الْأَيْمَنَ وَنَزَّلْنَا عَلَيْكُمُ الْمَنَّ وَالسَّلْوَى اي بني اسراييل! ما شما را از دشمنتان نجات داديم، و طرف راست کوه طور را ميعادگاه شما مقرر کرديم و بر شما [من] و [سلوي] فرو فرستاديم.
كُلُوا مِن طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَلَا تَطْغَوْا فِيهِ فَيَحِلَّ عَلَيْكُمْ غَضَبِي وَمَن يَحْلِلْ عَلَيْهِ غَضَبِي فَقَدْ هَوَى از [زق هاي] پاکيزه اي که روزيتان کرده ايم، بخوريد و در آن تجاوز نکنيد، آنگاه خشم