ه  پايان  نيافتني  است .
سپس پاداش و سرانجام آنها را چنين تفسير کرد و فرمود:« جَنَّاتِ عَدْنٍ» باغ هاي جاودان که ساکنان آن از بس که اين باغ ها کامل و نعمت هايي بي کم و کاست مي باشد هيچ جايگزيني را براي آن نمي جويند و از آن بيرون نمي آيند، و بيرون کرده نمي شوند. « مُّفَتَّحَةً لَّهُمُ الْأَبْوَابُ» در حالي که درهاي منازل و مسکن هاي بهشت برايشان گشوده است، و نيازي ندارند که خود درهاي آن را باز کنند، بلکه به آنها نعمت مي شود. و اين نيز دليلي بر امنّيت کامل و دليلي است براي اين که در باغ هاي بهشت چيزي نيست که ايجاب کند درهاي آن بسته شوند.
« مُتَّكِئِينَ فِيهَا يَدْعُونَ فِيهَا بِفَاكِهَةٍ كَثِيرَةٍ وَشَرَابٍ» بر تخت هاي آراسته شده تکيه زده و خدمت گزاران خود را دستور مي دهد تا ميوه هاي  فراوان و از همه نوشيدني هايي که دلشان مي خواهد و چشم هايشان از ديدن آن لذّت مي برد برايشان بياورند. و اين بر کمال برخورداري از نعمت و آسايش و راحتي و کمال لذّت دلالت مي نمايد. « وَعِندَهُمْ قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ» و در کنار آنها از حوريان چشم زيبا همسراني هستند که تنها به شوهرانشان چشم مي دوزند و شوهرانشان نيز تنها به آنها چشم مي دوزند و اين به خاطر آن است که هر دو بسيار زيبا هستند و همديگر را دوست مي دارند و چشم به کسي ديگر ندارند و هيچ گاه نمي خواهند که به جاي همديگر کسي برگزينند، « أَتْرَابٌ» هم سن و سال هستند؛ سني که بهترين و زيباترين دوران و زمان جواني است. 
« هَذَا مَا تُوعَدُونَ لِيَوْمِ الْحِسَابِ» اين، چيزهايي است که در روز حساب و کتاب به پاداش اعمال و کارهاي شايسته تان به شما پرهيزگاران وعده داده مي شود. « إِنَّ هَذَا لَرِزْقُنَا مَا لَهُ مِن نَّفَادٍ» چيزهايي را که به اهل بهشت داده ايم عطا و روزي ماست که پاياني ندارد، بلکه هميشگي است و در همه اوقات ماندگار است و در همه لحظات فزوني مي يابد. و اين بر پروردگار بزرگوار و مهربان و نيکوي بخشنده و گشايشگر و توانا  و ستوده گران نمي آيد، خداوندي که داراي فضل آشکار و سخاوت مستمر است، و نعمت هايش قابل شمارش نيست، و نمي توان اندکي از نيکويي و نيکي هاي او را احاطه کرد.هَذَا وَإِنَّ لِلطَّاغِينَ لَشَرَّ مَآبٍ؛ چنين  است   و سرکشان  را بدترين  بازگشته است.
جَهَنَّمَ يَصْلَوْنَهَا فَبِئْسَ الْمِهَادُ؛ به  جهنم  مي  روند که  بد، جايگاهي  است.
هَذَا فَلْيَذُوقُوهُ حَمِيمٌ وَغَسَّاقٌ؛ بايد آب  جوشان  و چرک  و خونابه  دوزخيان  را بنوشند.
وَآخَرُ مِن شَكْلِهِ أَزْوَاجٌ؛ و شکنجه  هايي  ديگر ، از هر نوع.
هَذَا فَوْجٌ مُّقْتَحِمٌ مَّعَكُمْ لَا مَرْحَبًا بِهِمْ إِنَّهُمْ صَالُوا النَّارِ؛ اين  گروه  با شما به  آتش  در مي  آيند  خوش  آمدشان  مباد که  به  آتش  مي   افتند.
قَالُوا بَلْ أَنتُمْ لَا مَرْحَبًا بِكُمْ أَنتُمْ قَدَّمْتُمُوهُ لَنَا فَبِئْسَ الْقَرَارُ؛ گويند : نه  ، خوش  آمد شما را مباد  شما اين  عذاب  را پيشاپيش  براي   مافرستاده  بوديد ، چه  بد جايگاهي  است.
قَالُوا رَبَّنَا مَن قَدَّمَ لَنَا هَذَا فَزِدْهُ عَذَابًا ضِعْفًا فِي النَّارِ؛ گويند : اي  پروردگار ما ، هر کس  که  اين  عذاب  را پيشاپيش  براي  ما  آماده  کرده  است  عذابش  را در آتش  دو چندان  افزون  کن.
وَقَالُوا مَا لَنَا لَا نَرَى رِجَالًا كُنَّا نَعُدُّهُم مِّنَ الْأَشْرَارِ؛ و گويند : چرا مرداني  را که  از اشرار مي  شمرديم  اکنون  نمي  بينيم  ?
أَتَّخَذْنَاهُمْ سِخْرِيًّا أَمْ زَاغَتْ عَنْهُمُ الْأَبْصَارُ؛ آنان  را به  مسخره  مي  گرفتيم   آيا از نظرها دور مانده  اند ?
إِنَّ ذَلِكَ لَحَقٌّ تَخَاصُمُ أَهْلِ النَّارِ؛ اين  جدال  اهل  جهنم  با يکديگر چيزي  است  که  به  حقيقت  واقع  شود.
«هَذا» پاداشي که آن را توصيف نموديم براي پرهيزگاران است، « وَإِنَّ لِلطَّاغِينَ» و همانا کساني که در ارتکاب کفر و گناهان از حد مي گذرند، « لَشَرَّ مَآبٍ» سرانجام بدي دارند. سپس آن را توضيح داد و فرمود:« جَهَنَّمَ» سزاي آنها جهنمّي است که در آن هر نوع عذابي وجود دارد؛ گرماي آن بسيار سخت است و سرماي آن نيز بي اندازه شديد. « يَصْلَوْنَهَا» به آن  عذاب در مي آيند و آنها را از هر طرف احاطه مي نمايد؛ آنها از بالاي سرشان سايه بان هايي از آتش دارند و از زيرشان نيز چنين اند. « فَبِئْسَ الْمِهَادُ» بدجايگاهي است که براي آنها به عنوان مسکن و پناه گاه آماده شده است.
« هَذَا» اين جايگاه و اين عذاب سخت و خواري و رسوايي و شکنجه، «حميم» و«غسّاقي» است که بايد از آن بچشند و بخورند. « حَمِيمُ ُ» آب بسيار داغي است که آن را مي نوشند و به سبب آن تمام روده هايشان تکّه و پاره مي شود. 
« غَسَّاقُ ُ» بدترين نوع نوشيدني است، و آن عبارت از چرک و خونابه است که تلخ و بدبو است. « وَآخَرُ مِن شَكْلِهِ أَزْوَاجٌ» و برايشان عذابي ديگر همسان آن در انواع گوناگون خواهد بود. يعني با انواع گوناگون از عذاب شکنجه داده مي شوند و با آن  خوار مي گردند. هنگامي که وارد جهّنم مي شوند يک ديگر را ناسزا گفته و به يکديگر مي گويند:« هَذَا فَوْجٌ مُّقْتَحِمٌ مَّعَكُمْ» اين گروهي است که همراه شما به دوزخ وارد شده اند، « لَا مَرْحَبًا بِهِمْ إِنَّهُمْ صَالُوا النَّارِ» خوش نيامدند، آنان در آيندگانِ به آتش دوزخ اند، و با آن مي سوزند. 
« قَالُوا» گروهي که وارد مي شود مي گويد: « بَلْ أَنتُمْ لَا مَرْحَبًا بِكُمْ أَنتُمْ قَدَّمْتُمُوهُ لَنَا» شما خوش نيامديد، چرا که اين شما بوديد که با دعوت کردنتان و مبتلا نمودنمان به فتنه، و با گمراه ساختن ما عذاب را بهره ما کرديد و ما را به چنين جايي کشانديد. « فَبِئْسَ الْقَرَارُ» پس چه بد جايگاهي است جايگاه همه آنها! جايگاه بدي و شر.
سپس کساني را مورد نفرين قرار مي دهند که آنها را گمراه کرده بودند و « قَالُوا رَبَّنَا مَن قَدَّمَ لَنَا هَذَا فَزِدْهُ عَذَابًا ضِعْفًا فِي النَّارِ» مي گويند: پروردگارا! هرکس سبب شد که به اين سرنوشت دچار شويم، عذاب او را در آتش دوزخ چندين برابر گردان. و در آيه اي ديگر فرموده است:« قَالَ لِکُلّ ضِعفُ وَلَکِن لَّا تَعلَمُونَ» گفت: « هريک عذاب دو چندان دارد ولي شما نمي دانيد.»
« وَقَالُوا مَا لَنَا لَا نَرَى رِجَالًا كُنَّا نَعُدُّهُم مِّنَ الْأَشْرَارِ» و آنان در حالي که در آتش هستند، مي گويند:« چرا کساني را نمي بينيم که گمان مي برديم آنها از بدکاران هستند، و سزاوار عذاب آتش جهّنم مي باشند؟» اينها مومنان هستند که اهل جهّنم به جستجوي آنها مي پردازند و تا بدانند که آيا آنان را در جهنّم مي بينند يا نه ؟ 
« أَتَّخَذْنَاهُمْ سِخْرِيًّا أَمْ زَاغَتْ عَنْهُمُ الْأَبْصَارُ» يعني نديدن ما آنها را در ميان اهل جهنّم دو حالت دارد: يا ما در اينکه آنها را از بدکاران به حساب مي آورديم اشتباه کرده ايم، زيرا آنها از برگزيدگان هستند، و سخن ما درباره آنها از روي تمسخر بوده است. و وا