 و خرم گشت و به وسيلۀ آن گياهان مختلف و گوناگون روئيد. خداوند گياهان و درختان را جهت روزي ما و چهارپايان فراهم آورده است، وا گر اين درختان و گياهان نبودند انسانها و حيوانات روي زمين نابود مي شدند. 
بنابراين فرمود: (كُلُوا وَارْعَوْا أَنْعَامَكُمْ) خودتان [از نعمات روي زمين] بخوريد، و چهارپايانتان را [در آن] بچرانيد، اين عبارت را به عنوان بيان منت خويش ذکر کرد، تا بر اين دلالت نمايد که اصل در همۀ گياهان اين است که خوردن آنها مباح و جايز است، پس از گياهان جز گياهي که خوردن آن مضر است حرام نيست، مانند گياهان سمي وغيره که خوردن آن حرام است .( إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّأُوْلِي النُّهَى) بي گمان در اين امور براي خردمندان و کساني که فکرشان درست کار مي کند نشانه هايي است که بر فضل خداوند و احسان و رحمت و گستردگي بخشش و کمال عنايت او دلالت مي کند،  واينکه او پروردگار و معبود و مالک ستوده است؛ کسي که جز او سزاوار عبادت نيست، و جز او شايستۀ حمد و ستايش نمي باشد، و اينکه خداوند بر همه چيز تواناست، پس همانطور که او زمين را پس از آن خشکيده و مرده بود، زنده و خرم نمود، مردگان را نيز زنده مي کند. 
و خداوند خردمندان را به صورت ويژه بيان نمود، چون آنها هستند که از اين نشانه ها است،اده مي برند و با چشم عبرت و پند آموزي به آن مي نگرند. و غير آنها همچون حيوانات زبان بسته هستند و با چشم عبرت به اين نشانه ها نمي نگرند، و چشم و نگاهشان اين هدف و مقصد را نمي بيند، بلکه بهرۀ آنان از اين نشانه ها بهرۀ حيوانات است؛ مي خورند و مي نوشند و دلهايشان غافل و جسم و بدنشان از آن روي گردان است. (و کاين من آيه في السموات و الارض يمرون عليها و هم عنها معرضون) و چه بسيار آياتي در آسمانها و زمين است که آنان بر آن مي گذرند و آنان از ان رويگردانند. 
وقتي که نيکي و سخاوت و حسن سپاس زمين را در برابر باراني که خداوند بر آن رو مي فرستد بيان کرد، و متذکر شد که زمين به فرمان پروردگارش انواع گياهان را مي روياند، خبر داد که او ما را از زمين آفريده است، و به هنگام مرگ در زمين دفن مي شويم و ما را به زمين بر مي گرداند، و باري ديگر ما را از آن بيرون مي اورد، پس همچنانکه خداوند ما را از عدم به وجود اورده است ، و به يقين اين امر را مي دانيم و برايمان محقق گشته است، پس بعد ازمرگ نيز ما را زنده خواهد کرد و دوباره از زمين بيرون مي آورد تا سزاي جزاي اعمالي را که انجام داده ايم به ما نشان بدهد و اين دو دليل عقلي و واضح براي زندگي پس از مرگ است؛ بيرون آوردن گياهان از زمين پس از مرگش، و زنده کردن انسانهاي مکلف و سر بر آوردن آنان از زمين.وَآيَةٌ لَّهُمْ أَنَّا حَمَلْنَا ذُرِّيَّتَهُمْ فِي الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ؛ عبرتي  ديگر براي  آنها آنکه  نياکانشان  را در آن  کشتي  انباشته  شده  سوار، کرديم.
وَخَلَقْنَا لَهُم مِّن مِّثْلِهِ مَا يَرْكَبُونَ؛ برايشان  همانند کشتي  چيزي  آفريديم  که  بر آن  سوار شوند.
وَإِن نَّشَأْ نُغْرِقْهُمْ فَلَا صَرِيخَ لَهُمْ وَلَا هُمْ يُنقَذُونَ؛ و اگر مي  خواستيم  همه  را غرقه  مي  ساختيم  و آنها را هيچ  فرياد رسي  نبود  ورهايي  نمي  يافتند.
إِلَّا رَحْمَةً مِّنَّا وَمَتَاعًا إِلَى حِينٍ؛ جز به  رحمت  ما و برخورداري  تا هنگام  مرگ.
وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّقُوا مَا بَيْنَ أَيْدِيكُمْ وَمَا خَلْفَكُمْ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ؛ و آنگاه  که  به  ايشان  گفته  شود که  از آنچه  در پيش  روي  داريد يا پشت   سرمي  گذاريد بترسيد ، شايد بر شما رحمت  آرند ، روي  بگردانند.
وَمَا تَأْتِيهِم مِّنْ آيَةٍ مِّنْ آيَاتِ رَبِّهِمْ إِلَّا كَانُوا عَنْهَا مُعْرِضِينَ؛ و هيچ  آيه  اي  از آيات  پروردگارشان  برايشان  نازل  نشود جز آنکه  از آن ، اعراض  کنند.
وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ أَنفِقُوا مِمَّا رَزَقَكُمْ اللَّهُ قَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنُطْعِمُ مَن لَّوْ يَشَاء اللَّهُ أَطْعَمَهُ إِنْ أَنتُمْ إِلَّا فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ ؛ و چون  گفته  شود که  از آنچه  خدا روزيتان  کرده  است  انفاق  کنيد ، کافران   به  مؤمنان  گويند : آيا کساني  را طعام  دهيم  که  اگر خدا مي  خواست  خود آنهارا طعام  مي  داد ? شما در گمراهي  آشکار هستيد.
وَيَقُولُونَ مَتَى هَذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ؛ و مي  گويند : اگر راست  مي  گوييد ، اين  وعده  کي  خواهد بود ?
مَا يَنظُرُونَ إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً تَأْخُذُهُمْ وَهُمْ يَخِصِّمُونَ؛ اينان  انتظار يک  بانگ  سهمناک  را مي  برند ، تا بدان  هنگام  که  سرگرم   ستيزه  هستند فرو گيردشان .
فَلَا يَسْتَطِيعُونَ تَوْصِيَةً وَلَا إِلَى أَهْلِهِمْ يَرْجِعُونَ؛ آنچنان  که  ياراي  وصيتي  نداشته  باشند و نتوانند نزد کسان  خويش  بازگردند.
دليل و نشانه اي ديگر بر اين که خداوند به تنهايي معبود به حق مي باشد، اين است که نعمت ها را بخشيده و بلاها را دور گردانده است. از جمله نعمت هاي او  اين است که :« أَنَّا حَمَلْنَا ذُرِّيَّتَهُمْ» بسياي از مفسران مي گويند: منظور از « ُذرِّيَّتَهُمْ» پدران آنان است. پس بنا بر اين قول معناي آيه چنين خواهد بود: .... ما پدرانشان را در کشتي مملو از ايشان و کالاهايشان حمل کرديم.« وَخَلَقْنَا لَهُم مِّن مِّثْلِهِ مَا يَرْكَبُونَ» و براي کساني که بعد از پدرانشان آمده اند همسان اين کشتي، يعني همسان جنس اين کشتي چيزهايي را آفريده ايم، که بر آنها سوار مي شوند. پس خداوند نعمت خويش را بر پدران بيان داشت که آنها را بر کشتي ها حمل نمود، چرا که اعطاي نعمت به آنها  به مثابه ي نعمت دادن به فرزندانشان است. اين از مشکل ترين موارد  تفسير براي من است. اين از مشکل ترين موارد تفسير براي من است. اين از مشکل ترين موارد تفسير براي من است. زيرا بسياري از مفسران همانطور که ذکر شد بيان کرده اند که منظور از ذريه در اينجا پدران هستند، در صورتي که در قرآن جايي وجود ندارد که ذريه به معني پدران آمده باشد. بلکه اين نوعي ايهام است که سخن را از موضوع خارج مي  کند و خارج کردن سخن از موضوع چيزي است که کلام پروردگار جهانيان آن را نمي پذيرد، چرا که  خداوند مي خواهد مطالب را براي بندگانش روشن نمايد.
احتمالي ديگر بهتر از اين وجود دارد و آن اين که منظور از ذريه جنس است. يعني منظور از ذريه خود آنان مي باشد، چرا که آنها خود از ذريه آدم مي باشند. اما اين معني را آيه بعدي:« وَخَلَقْنَا لَهُم مِّن مِّثْلِهِ مَا يَرْكَبُونَ» نقض مي کند در حالي که اگر گفته شود معني آيه اين است که براي اين  مخاطبان همانند اين کشتي انواع کشتي ها را آفريده ايم که بر آنها سوار مي شوند ، چون از حيث معني تکراري روي مي دهد که فصاحت و شيواگويي قرآن آن را نمي پذيرد.
و اگر منظور از «  وَخَلَقْنَا لَهُم مِّن مِّثْلِهِ مَا يَرْكَبُونَ» شتر باشد، که شترها کشتي خشکي هستند معني درست و واضح مي گردد. اما اگر اين معني مراد باشد مشکل به نو