لَّهِ فِي الَّذِينَ خَلَوْا مِن قَبْلُ» اين سنت خداوند در مورد کساني است که پيش از اين بوده اند، که هرکس به گناه ادامه دهد و به خود جرات دهد که مومنان را آزار رساند و از آن دست نکشد کيفر سختي به او داده خواهد شد. « وَلَن تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلًا» و هرگز در سنت خدا دگرگوني نخواهي ديد بلکه سنت خدا هرجا که سبب آن فراهم شد ساري و جاري است.يَسْأَلُكَ النَّاسُ عَنِ السَّاعَةِ قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِندَ اللَّهِ وَمَا يُدْرِيكَ لَعَلَّ السَّاعَةَ تَكُونُ قَرِيبًا؛ مردم  تو را از قيامت  مي  پرسند ، بگو : علم  آن  نزد خداست   و تو چه ، مي داني  ، شايد قيامت  نزديک  باشد.
إِنَّ اللَّهَ لَعَنَ الْكَافِرِينَ وَأَعَدَّ لَهُمْ سَعِيرًا؛ خدا کافران  را لعنت  کرده  و برايشان  آتشي  سوزان  مهيا کرده  است .
خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا لَّا يَجِدُونَ وَلِيًّا وَلَا نَصِيرًا؛ که  در آن  جاودانه  اند و هيچ  دوست  و ياوري  نخواهند يافت.
يَوْمَ تُقَلَّبُ وُجُوهُهُمْ فِي النَّارِ يَقُولُونَ يَا لَيْتَنَا أَطَعْنَا اللَّهَ وَأَطَعْنَا الرَّسُولَا؛ روزي  که  صورتهايشان  را در آتش  بگردانند ، مي  گويند : اي  کاش  خدا را اطاعت  کرده  بوديم  و رسول  را اطاعت  کرده  بوديم.
وَقَالُوا رَبَّنَا إِنَّا أَطَعْنَا سَادَتَنَا وَكُبَرَاءنَا فَأَضَلُّونَا السَّبِيلَا؛ و گفتند : اي  پروردگار ما ، از سروران  و بزرگان  خود اطاعت  کرديم  و، آنان ما را گمراه  کردند.
رَبَّنَا آتِهِمْ ضِعْفَيْنِ مِنَ الْعَذَابِ وَالْعَنْهُمْ لَعْنًا كَبِيرًا؛ اي  پروردگار ما ، عذابشان  را دو چندان  کن  و به  لعنت  بزرگي  گرفتارشان   ساز.
مردم از تو درباره زمان فرا رسيدن قيامت مي پرسند، برخي براي آمدن آن  عجله و شتاب دارند، و برخي چون آمدن قيامت را تکذيب مي نمايند و مي خواهند به ظاهر ثابت  کنند کسي که از آمدن قيامت خبر مي دهد از نشان دادن آن ناتوان است. پس چنين چيزي را مي پرسند، « قُل» به آنها بگو:« إِنَّمَا عِلْمُهَا عِندَ اللَّهِ» همانا زمان فرا رسيدن قيامت را کسي جز خدا نمي داند. من و کسي ديگر نمي دانيم. و شما آمدن قيامت را دير مپنداريد. « وَمَا يُدْرِيكَ لَعَلَّ السَّاعَةَ تَكُونُ قَرِيبًا» و تو چه داني شايد که قيامت نزديک باشد. و دانستن اينکه آمدن قيامت نزديک است يا دور، نتيجه و فايده اي ندارد، بلکه نتيجه و سود و زيان و شقاوت و خوشبختي در اين است که آيا بنده در روز قيامت سزاوار عذاب مي گردد يا مستحق پاداش؟ و شما را از اين با خبر خواهم کرد و مستحق عذاب و پاداش را برايتان بيان مي نمايم.
سپس مستحق عذاب را بيان نمود و عذاب وي را نيز توصيف کرد چون اين صفت بر کساني که قيامت را دروغ مي انگارند منطبق است. پس فرمود:« إِنَّ اللَّهَ لَعَنَ الْكَافِرِينَ» همانا کساني که کفر تبديل به عادت و راه و شيوه آنها گرديده و کفر ورزيدن به خدا و به پيامبرانش و کفر ورزيدن به آنچه پيامبران از سوي خدا آورده اند تبديل به خلق و خوي آنان گشته است خداوند آنها را در دنيا و آخرت از رحمت خود دور کرده ، و همين چيز به  عنوان کيفر و عذاب برايشان کافي است. « وَأَعَدَّ لَهُمْ سَعِيرًا» و براي آنها آتشي برافروخته آماده کرده است که بدن هايشان با آن افروخته مي گردد و عذاب به دل هايشان مي رسد و براي هميشه در اين عذاب سخت مي مانند، از آن بيرون نمي شوند و يک لحظه از عذاب آنها کاسته نمي گردد.
« لَّا يَجِدُونَ وَلِيًّا وَلَا نَصِيرًا» و دوست و کارسازي نمي يابند که آنچه را مي خواهند به آنها بدهد، و ياوري نمي يابند که عذاب را از آنها دور نمايد. و عذاب فروزان آنها را احاطه کرده است. بنابراين فرمود:« يَوْمَ تُقَلَّبُ وُجُوهُهُمْ فِي النَّارِ» روزي که چهره هايشان در آتش زيرو رو مي شود و آنها گرما و سوزش آتش را مي چشند و بر آنها سخت مي گذرد و به خاطر کارهايي که در گذشته انجام داده اند تاسف و حسرت مي خورند. « يَقُولُونَ يَا لَيْتَنَا أَطَعْنَا اللَّهَ وَأَطَعْنَا الرَّسُولَا» مي گويند: اي کاش ما از خدا و پيامبر اطاعت مي کرديم! و اگر چنين مي نموديم از اين عذاب در امان مي مانديم، و مانند فرمان برداران سزاوار پاداش فراوان مي شديم. اما اين آرزويي است که وقت آن گذشته است و اين جز حسرت و پشيماني و غم و اندوه و درد فايده اي به آنها نمي رساند.
« وَقَالُوا رَبَّنَا إِنَّا أَطَعْنَا سَادَتَنَا وَكُبَرَاءنَا» و گفتند: پروردگارا ما از سران و بزرگان خود اطاعت کرديم و از گمراهي شان تقليد نموديم، « فَأَضَلُّونَا السَّبِيلا» پس ما را از راه بدر کردند. همچنانکه در جايي ديگر مي فرمايد:« وَيومَ يعَضُّ الظَّالِمُ عَلَي يدَيه يقُولُ يلَيتَنِي اتَّخَذتُ مَعَ الرَّسُول سَبِيلَاَ، يويلتَي لَيتَنِي لَم أَتَّخِذ فُلَانَاَ خَلِيلَاَ ، لَّقَد أَضَلَّنِي عَنِ الّذِکرِ» و روزي که ستمگر دست هايش را گاز مي گيرد و مي گويد: « اي کاش به همراه پيامبر راهي بر مي گرفتم! اي واي بر من! کاش که فلاني را به دوستي نمي گرفتم به راستي که مرا از راه قرآن گمراه کرد.»
وقتي دانستند که آنها و بزرگانشان مستحق عذاب هستند عقده دل خود را بر سر کساني که آنها را گمراه ساخته اند خالي مي  کنند، پس مي گويند:« رَبَّنَا آتِهِمْ ضِعْفَيْنِ مِنَ الْعَذَابِ وَالْعَنْهُمْ لَعْنًا كَبِيرًا» پروردگارا! عذاب آنها را دو چندان کن و ايشان را کاملا از رحمت خود دور بدار. خداوند در جواب مي گويد به هريک از شما عذاب دوچندان مي رسد زيرا همه تان در کفر ورزيدن و ارتکاب گناهان مشترک بوده ايد پس در عذاب برخي از شما با عذاب برخي ديگر برحسب جرم و گناهي که مرتکب شده است فرق مي کند.يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ آذَوْا مُوسَى فَبَرَّأَهُ اللَّهُ مِمَّا قَالُوا وَكَانَ عِندَ اللَّهِ وَجِيهًا؛ اي  کساني 
که  ايمان  آورده  ايد ، مباشيد مانند آن  کسان  که  موسي  را آزرده   کردند  و خدايش  از آنچه  گفته  بودند مبرايش  ساخت  و نزد خدا آبرومند  بود.
خداوند بندگان مومن خويش را از آزار رساندن به پيامبرشان محمد (ص) برحذر مي دارد تا مبادار به شان و منزلت او بي حرمتي کنند، و همانند کساني نباشند که موسي بن عمران را اذيت کردند، و خداوند موسي را از سخني که آنها مي گفتند تبرئه کرد. يعني خداوند پاک بودن او را براي آنها آشکار ساخت. در حالي که او عليه الصلاة والسلام شايسته تهمت و آزار نبود چون او نزد خداوند آبرومند، و مقرب درگاه خدا، و از پيامبران خاص و برگزيده و از بندگان مخلص بود.
پس برتري و فضيلت هايي که موسي داشت آنها را از آزار رساندن به او باز نداشت، بنابراين اي مومنان! بپرهيزيد از اين که با آنها در اين باره مشابهت داشته باشيد. و آزاري که به آن اشاره شد اين است که بني اسراييل وقتي ديدند موسي خيلي با حيا و با شرم است و بدن خود را از ديد آنها پنهان مي دارد گفتند: موسي بدان خاطر اين چنين مي کند که بيضه ها