ط او کارها را تدبير مي نمايد.
وَاشْكُرُوا لَهُ و تنها سپاسگزار او باشيد چون همۀ نعمت هايي که به بندگان رسيده و مي رسد از جانب اوست. و همۀ رنج ها و ناگواري ها را از آنان دور مي نمايد، إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ و به سوي او برگردانده مي شويد، پس شما را بر کارهايي که کرده ايد سزا و جزا مي دهد، و از آنچه پنهان نموده ايد و آشکار کرده ايد آگاه مي سازد. پس بپرهيزيد از اينکه در حالي نزد او بياييد که بر شرک خود قرار داريد، بلکه به چيزي روي بياوريد که شما را به او نزديک مي نمايد و به هنگام حاضر شدن در پيشگاهش به سبب آن به شما پاداش مي دهد.
أَوَلَمْ يَرَوْا كَيْفَ يُبْدِئُ اللَّهُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ آيا نديده و ندانسته اند که خدا چگونه آفرينش را مي آغازد؟! منظور آفرينش و پيدايش نخستين است. سپس آن را باز مي گرداند. يعني در روز قيامت مردگان را دوباره زنده مي نمايد، إِنَّ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ همانا اين کار براي خداوند سهل و آسان است. همانطور که خداوند متعال فرموده است : وَ هُوَ الَّذِي يبدَؤا الخَلقَ ثُمَّ يعِيدُهُ  وَ هُوَ أهوَنُ عَلَيهِ و او خدايي است که آفرينش را آغاز
مي کند سپس آن را باز مي گرداند، و بازگرداندن آفرينش و ايجاد دوبارۀ هستي براي او آسان تر است.
قُلْ سِيرُوا فِي الْأَرْضِ اگر در آفرينش نخستين ترديدي دارند به آنها بگو در زمين با جسم و دل به سياحت و گردش بپردازند آنگاه موجوداتي خواهند يافت که به تدريج رشد مي کنند. و گياهان و درختان را مي بينند که چگونه در فواصل زماني مختلف پديد مي آيند، و ابرها و بادها و امثال آن را مي بينند که همواره در حال تجديد و نوگرايي هستند، بلکه همۀ آفرينش همواره در حال مرگ و رستاخيز است. پس به هنگام مرگ کوچک ] = خواب[ به آنها بنگريد در حالي که شب بر آنها سايه گسترانده و آنها بي حرکت مانده و صداهايشان قطع شده، و در رختخواب هاي خود چون مردگان افتاده اند. و آنها در طول شب چنين هستند تا اينکه صبح مي شود، آنگاه از خواب بيدار مي شوند و از مرگ برانگيخته مي گردند و مي گويند : «سپاس خداوندي را که ما را زنده گرداند پس از آنکه ما را ميراند و همه به نزد او گرد مي آيند». بنابراين فرمود : ثُمَّ اللَّهُ يُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ سپس خداوند پيدايش واپسين را ايجاد مي کند و آن پيدايشي است که هيچ مرگ و خوابي به آن راه ندارد بلکه براي هميشه در سراي آخرت مي مانند. إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ همانا خداوند بر هر چيزي تواناست، پس هيچ چيزي خداوند متعال را ناتوان نمي کند و همانطور که توانايي آفرينش و ايجاد نخستين را داشته است به طريق اولي توانايي آفرينش ديگر را دارد.
يُعَذِّبُُ مَن يَشَاء وَيَرْحَمُ مَن يَشَاء او تنها و يگانه حکم جزائي را انجام مي دهد و آن پاداش دادن به فرمانبرداران و مورد رحمت قرار دادن آنها، و عذاب دادن و شکنجه کردن گناهکاران مي باشد. وَإِلَيْهِ تُقْلَبُونَ و به سرا و جهاني بازگردانده مي شويد که در آن جا حکم عذاب يا رحمت خدا بر شما اجرا مي شود.
پس در اين جهان اطاعت و عبادت هايي انجام دهيد که موجب رحمت اوست، و از اسباب عذاب او که گناهان مي باشند دوري کنيد. وَمَا أَنتُم بِمُعْجِزِينَ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي السَّمَاء اي کساني شکه وحي و پيامبر را تکذيب مي کنيد و بر انجام گناهان به خود جرأت مي دهيد! گمان مبريد که او شما را فراموش مي کند. و بدانيد که شما 
نمي توانيد در زمين يا آسمان از قلمرو حکومت خدا بيرون رويد و از دست او فرار کنيد و او را درمانده نماييد.
پس قدرت و تواناييتان، و آنچه هواهاي نفساني برايتان زيبا جلوه داده است، شما را و در فرزندانش نبوت و کتاب مقرر داشتيم و پاداشش را در دنيا به او داديم و همانا او در آخرت از زمرۀ صالحان است.
ابراهيم همچنان قومش را دعوت مي کرد و آنها بر عناد و مخالفت خود ادامه
مي دادند، به جز لوط که به دعوت ابراهيم ايمان آورد و خداوند او را پيامبر گرداند و به سوي قومش فرستاد، آنگونه که بيان خواهد شد. وَ قَالَ إنّي مُهَاجِرٌ إلَي رَبِّي ابراهيم زماني كه ديد فرا خواندن قومش فايده اي به آنان نمي رساند، گفت، همانا من به جايي هجرت مي كنم كه در آن به عبادت پروردگارم بپردازم. يعني او سرزميني را كه آكنده از بدي و زشتي بود ترك نمود و به سوي سرزمين با بركت شام هجرت نمود.
إنَّهُ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ بي گمان او توانا و داراي قدرت است و بر هدايت نمودن شما توانايي دارد ولي او داراي حكمت است و اگر حكمتش اقتضا نمايد هدايت مي كند. وقتي كه ابراهيم از آنها كناره گيري كرد و از آنها جدا شد و آنان بر همان حال خود باقي ماندند خداوند در مورد آنها نگفت كه آنان را به وسيلة عذابي نابود كرده است، بلكه بيان نمود كه ابراهيم از آنان كناره گيري كرد و از ميان آنها هجرت نمود. اما آنچه در روايت هاي اسرائيلي آمده است مبني بر اين كه «خداوند پشه ها را به سوي قوم ابر اهيم گسيل داشت و خون آنها را مكيدند و گوشت هايشان را خوردند و همة آنها را نابود كردند» اين گفته را زماني مي توان به يقين پذيرفت كه دليل شرعي بر صحت آن وجود داشته باشد، و هيچ دليل شرعي بر صحت اين مطلب وجود ندارد. پس اگر خداوند به وسيلة عذابي آنها را ريشه كن كرده بود اين را بيان مي كرد، همانگونه كه نابود كردن امت هاي تكذيب كننده را بيان نموده است.
ولي شايد بتوان گفت كه يكي از اسرار معذب نشدن آنها اين است كه ابراهيم خليل – عليه اسلام – يكي از مهربان ترين مردم و برترين و بردبارترين و بزرگوارترين آنهاست، بنابراين براي نابودي قومش دعا نكرد، آن گونه كه ديگر پيامبران عليه قوم هاي خود دعا نكرد، آن گونه كه ديگر پيامبران عليه قوم هاي خود دعا كردند، و به خاطر همين خداوند نخواست بر آنها عذابي فراگير فرود بياورد از جمله چيزهايي كه بر اين موضوع دلالت مي نمايد اين است كه ابراهيم در مورد هلاك كردن قوم لوط با فرشتگان گفتگو كرد و با آنها مجادله نمود و از آن قوم دفاع كرد در حالي كه قوم او نبودند. والله اعلم.
وَ وَهَبْنَا لَهُ إسْحَقَ وَ يَعْقُوبَ و بعداز آن كه او به شام هجرت كرد اسحاق و يعقوب را به او عطا كرديم، وَ جَعَلْنَا فِي ذُرّيَّتِهِ النُّبُوَّهَ وَ الْكِتَبَ و در دودمان او پيامبري و كتاب مقرر داشتيم. و بعداز او هيچ پيامبري نيامد مگر اينكه از دودمان او بوده و هيچ كتابي جز بر فرزندان او نازل نشده است تا اينكه نبوت با فرزندش محمد (صلي الله عليه و سلم) پايان يافت.
و اين از بزرگترين فضيلت ها و افتخارات است كه عناصر هدايت و رحمت و سعادت و رستگاري در ميان فرزندان اوست و هدايت يافتگان به دست آنها هدايت شده و م‍ؤمنان به دست آنها ايمان آورده و صالحان صالح گشته اند.
وَءَاتَيْنَهُ أجْرَهُ فِي الدُّنْيَا و پاداشش را در دنيا به او داديم كه از آن جمله همسر زيبايش بود كه در نهايت زيبايي قرار داشت و روزي و فرزندان فراوان بود كه خداوند به عنوان پاداش در اين د