در کار کسي نگريسته اي که آيات ما را انکار کرده و مي گويد: قطعاً به من مال و فرزندي داده خواهد شد. 
أَاطَّلَعَ الْغَيْبَ أَمِ اتَّخَذَ عِندَ الرَّحْمَنِ عَهْدًا آيا او از غيب آگاه شده است؟ يا از سوي خداوند مهربان عهدي گرفته است؟
كَلَّا سَنَكْتُبُ مَا يَقُولُ وَنَمُدُّ لَهُ مِنَ الْعَذَابِ مَدًّا چنين نيست که او مي گويد، ما آنچه را که او مي گويد خواهيم نوشت و عذاب او را مي افزاييم. 
وَنَرِثُهُ مَا يَقُولُ وَيَأْتِينَا فَرْدًا  و آنچه را که مي گويد، از او مي گيريم و تنها پيش ما خواهد آمد. 
آيا از حالت اين کافر تعجب نمي کني. که هم آيات الهي را  انکار کرده و هم ادعاي بزرگي نموده مبني بر اينکه در آخرت به او مال و فرزندي داده خواهد شد و از اهل بهشت خواهد بود؟ اين از شگفت  انگيزترين چيزهاست؟ واگر او به خدا ايمان داشت و اين ادعا را مي کرد کارش آسان مي شد. 
و اين آيه گرچه در مورد کافر مشخصي نازل شده است، اما هر کافري را شامل مي شود که گمان برد اهل بهشت است و بر راه حق قرار دارد. خداوند با نکوهش و تکذيب او مي فرمايد: (أَاطَّلَعَ الْغَيْبَ) آيا از غيب آگاه شده و از چيزهايي که اتفاق مي افتد خبر دارد، و روز قيامت به او مال و فرزند داده مي شود؟ 
(أَمِ اتَّخَذَ عِندَ الرَّحْمَنِ عَهْدًا )يا اينکه در اين زمينه از پيشگاه خداي مهربان عهدي گرفته است که آنچه مي طلبد به او مي رسد؟ يعني هيچ چيزي از اين امور وجود ندارد. پس دانسته شد که او دروغگو است، و چيزي مي گويد که به او آگاهي ندارد. و اين تقسيم که عبارت است از آگاهي يافتن از غيب يا گرفتن عهد از خدا، و اين رد کردن به وسيلۀ لفظ (كَلَّا) بسيار الزام آور است و به بهترين وجه اقامه ي حجت مي کند، زيرا کسي که گمان مي برد روز قيامت نزد خداوند خيري به او مي رسد از دو حال خالي نيست؛ يا بر اساس آگاهي از غيب و آينده چنين مي گويد، و دانسته شد که دانستن غيب تنها ويژۀ خداوند است و هيچ کس چيزي از امور غيبي و آينده را نمي داند، مگر کساني که از پيامبران که خداوند آنها را از برخي امور مطلع کرده است. با فردي که چنين ادعايي مي نمايد در پيشگاه خداوند عهدي گرفته مبني بر اينکه به خداوند ايمان بياورد واز پيامبرانش پيروي نمايد، و تبديل به مسلماني متعهد شود؛ مسلماني که در آخرت از رستگاران است پس وقتي اين دو چيز منتفي شد، باطل بودن ادعا نيز مسجل گشت. بنابراين خداوند متعال فرمود: (كَلَّا)آن طور نيست که او گمان مي برد، و از غيب آگاهي ندارد، چون او کافر است و از دانش پيامبران کوچکترين چيزي ندارد و نزد خداوند عهدي نگرفته است، چرا که او کفر ورزيده و ايمان نياورده است. 
بلکه بر عکس سزاوار چيزي است که به دروغ مي گويد، و سخن او نوشته مي شود و ثبت و ضبط مي گردد، تا بر آن مجازات شود و کيفر ان را ببيند. بنابراين فرمود: (سَنَكْتُبُ مَا يَقُولُ وَنَمُدُّ لَهُ مِنَ الْعَذَابِ مَدًّا) آنچه را که مي گويد مي نويسيم و عداب را بر او خواهيم افزود و بر انواع عذابهايش مي افزاييم، همچنانکه او بر گمراهي و انحرافش افزود. (وَنَرِثُهُ مَا يَقُولُ) و مال و فرزندش را از او مي گيريم، و او تک و تنها بدون هيچ مال و فرزندي و ياوري به جهان آخرت مي رود. (وَيَأْتِينَا فَرْدًا ) و تنها پيش ما مي آيد. و عذابهاي ناگوار و سختي هاي فراواني مي بيند، و جزاي ستمکاران و امثال او نيز همين مي باشد.وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَنُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَحْسَنَ الَّذِي كَانُوا يَعْمَلُونَ 
و کساني که ايمان آورده و کارهاي شايسته انجام داده اند، قطعاً گناهانشان را از آنان خواهيم زدود، و به آنان نيکوترين آنچه مي کردند پاداش مي دهيم.
کساني که خدواند با ايمان و توفيق بر انجام اعمال صالح بر آنها منت نهاده است، گناهانشان را خواهد زودود و بدهي هايشان را دور خواهند کرد زيرا نيکي ها به بدهي ها را از ميان مي برند.
وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَحْسَنَ الَّذِي كَانُوا يَعْمَلُونَ و به آنان نيکوترين آنچه مي کردند پاداش
مي دهيم. و آنچه آنها مي کردند اعمال خير است از قبيل واجبات و مستحبات، پس اينها بهترين چيزهايي هستند که بنده انجام مي دهد، چون او امور مباح و غيره را نيز انجام مي دهد. پس واجبات و مستحبات بهتراند.
وَوَصَّيْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَيْهِ حُسْنًا وَإِن جَاهَدَاكَ لِتُشْرِكَ بِي مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ فَأُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ 
و انسان را نسبت به پدر و مادرش به نيک رفتاري فرمان داديم. و اگر بخواهند تو را وا دارند تا چيزي را که به حقيقت آن دانشي نداري و من شرک آوري، از آنان اطاعت مکن، بازگشت شما به سوي من است، آنگاه شما را به ]حقيقت[ آنچه مي کرديد خبر مي دهم.
انسان را فرمان داديم و او را توصيه نموديم تا با پدر و مادرش در قول و عمل به نيکي رفتار کند، و همواره با آنها نيکي نمايد و هرگز نافرماني آنها را نکند، و با آنها در سخن و کردار به بدي رفتار ننمايد.
وَإِن جَاهَدَاكَ لِتُشْرِكَ بِي مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا و اگر بخواهند تو را وا دارند تا چيزي را که به حقيقت آن دانشي نداري به من شرک آوري، از آنان اطاعت مکن. و هيچ کس از صحت شرک ورزيدن به خدا آگاهي و دانش ندارد. و اين بزرگ و خطرناک نشان داده قضيۀ شرک است.
إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ فَأُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ بازگشت شما به سوي من است، و شما را به آنچه مي کرديد خبر مي دهم. و شما را طبق اعمالتان مجازات خواهم کرد. پس با پدر و مادرتان نيکي کنيد و اطاعت آنها را بر همه چيز مقدم بداريد، جز اطاعت از خدا و پيامبرش، که اطاعت آنها بر هر چيزي مقدم است.
وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَنُدْخِلَنَّهُمْ فِي الصَّالِحِينَ
و کساني که ايمان آورده و کارهاي شايسته کرده اند آنان را در ]زمرۀ[ شايستگان در مي آورديم.
هر کس به خدا ايمان بياورد و عمل را صالح انجام بدهد، خداوند به او وعده داده است که وي را در زمرۀ بندگان شايستۀ خود از قبيل پيامبران و صديقان و شهدا و صالحان قرار مي دهد و هر يک بر حسب درجه و مقامي که دارد نزد خداوند برخودار خواهد شد. پس ايمان صحيح و عمل صالح نشانۀ سعادت و خوشبختي صاحبش است، و بيانگر آن است که او بندۀ خداوند بخشندۀ مهربان و از زمرۀ بندگان شايستۀ اوست.وَمِنَ النَّاسِ مَن يَقُولُ آمَنَّا  بِاللَّهِ فَإِذَا أُوذِيَ فِي اللَّهِ جَعَلَ فِتْنَةَ النَّاسِ كَعَذَابِ اللَّهِ وَلَئِن جَاء نَصْرٌ مِّن رَّبِّكَ لَيَقُولُنَّ إِنَّا كُنَّا مَعَكُمْ أَوَلَيْسَ اللَّهُ بِأَعْلَمَ بِمَا فِي صُدُورِ الْعَالَمِينَ 
و از مردم کسي هست که مي گويد : «به خداوند ايمان آورده ايم» اما وقتي در راه خدا مورد اذيت و آزار قرار گيرد شکنجۀ مردم را مانند عذاب خدا شمارد، و اگر پيروزيي از سوي پروردگارت نصبيب ]شم