اري زندگي دنيا مي افتند که) گويا جز ساعتي از روز (در دنيا) نبوده اند ...».
آري اين تمام دنيا است؛ پس انسان نبايد دل به دنيا بندد و آرزوهاي طولاني کند و چنين بگويد که : هنوز در اين دنيا زندگي خواهم کرد. يکي از بزرگان سلف به شخصي گفت : براي نماز ظهر جلو شو و امامت بده؛ آن شخص گفت : به شرطي که نماز عصر را هم، من براي شما برپا کنم. آن بزرگوار فرمود : گويا تو اميد داري که تا عصر زنده باشي؛ پناه بر خدا از آرزوي طولاني و دل بستن به دنيا.
تفکّر در حقارت دنيا تا وابستگي و دلبستگي به دنيا از دل جدا و کنده شود. خداوند متعال مي فرمايد :
(وَ مَا الحَيَاهُ الدُّنيَا إِلاَّ مَتَاعُ الْغُرورِ( (آل عمران : 185)
يعني : «و زندگي دنيا، چيزي جز کالاي فريب نيست».
رسول اکرم - صلى الله عليه وسلم - فرموده اند : «خوراکِ آدمي، مثال خوبي براي دنيا است؛ خود نگاه کن که آدمي هر چند غذايش را نمکين و پرادويه (و خوشمزه) کند، چه از او دفع و خارج مي شود؟ ...» 
ابوهريره - رضي الله عنه - مي گويد: از رسول خدا - صلى الله عليه وسلم - شنيدم که فرمودند : «دنيا و آنچه در آن است، ملعون و نفرين شده مي باشد مگر ذکر خدا و آنچه با خدا در ارتباط باشد و رضايت او را در بر گيرد و عالم و متعلّم که به تحصيل علم پرداخته است».
تعظيم و بزرگداشت حرمات و واجبات الهي، زمينه ي تجديد ايمان در دل است. خداوند متعال مي فرمايد :
(ذلِکَ وَ مَن يُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللهِ فَإِنَّهَا مِنْ تَقْوَي القُلُوبِ( (حج:32)
يعني : «(مثال مشرک) چنين است (که گفته شد) و هر کس واجبات الهي را بزرگ و نِکو دارد، بي گمان بزرگداشت آنها، نشانه ي پرهيزگاري دل ها (و نماد خوف و هراس از خدا) است».
حرمات الهي، همان حقوق الله است که در اشخاص، مکان ها و زمان ها شکل مي گيرد. اداي حقوق رسول خدا - صلى الله عليه وسلم - از نمونه هاي تعظيم مقدّسات الهي و نشکستن حقوق خداوند درباره ي مقدّسات شخصيتي است. همين طور تعظيم و بزرگداشت حرم، جزو تعظيم مقدّسات مکاني مي باشد. براي مقدّسات زماني و نکوداشت شعائر الهي در مورد زمان ها، ماه مبارک رمضان نمونه و مثال خوبي است. خداوند متعال مي فرمايد :
(وَ مَنْ يُعَظِّمْ حُرُمَاتِ اللهِ فَهُوَ خَيْرٌ لَهُ عِنْدَ رَبِّهِ( (حج : 30)
يعني : «و هر کس، مقدّسات خداوند را بزرگ و محترم بدارد، چنين کاري براي او در نزد پروردگارش بهتر است».
يکي از نمونه هاي محترم شمردن مقدّسات الهي، توجه به اوامر و نواهي خداوند است که کوچک ندانستن گناهان صغيره، بخشي از تعظيم مقدّسات مي باشد. از عبدالله بن مسعود - رضي الله عنه - روايت است که رسول خدا - صلى الله عليه وسلم - فرموده اند : «از گناهان کوچک برحذر باشيد که اين چنين گناهاني بر بنده جمع و انبوه مي شوند و او را به هلاکت (و تيره روزي مي افکنند)».
رسول خدا - صلى الله عليه وسلم - گناهان کوچک را به آتشي تشبيه کرده اند که عدّه اي در صحرا، اندک اندک چوب و هيزم جمع آورند و آن را به آتش کشند. (1) گناهان کوچک نيز همين گونه انباشته و انبوه مي گردد و چون زبانه ي آتش، نيکي ها را نابود مي کند.
خل الذنوبَ صغيرها و کبيرها ذاک التّقي
«از گناهان کوچک و بزرگ دست بکش که تقوا، دوري از هر گناه کوچک و بزرگ است».
و اصنع کماشٍ فوق أرض الشوک يحذر ما يري
«و همچون شخصي باش که بر زميني پرخار راه مي رود و از هر چه که ديده مي شود، حذر مي کند».
لا تحقرن صغيرهً إن الجبال من الحصي
«هرگز هيچ (گناهِ) صغيره اي را کوچک ندان که کوه ها از ذرات کوچک و سنگريزه ها پديد آمده اند».
ابن جوزي (رح) در صيدالخاطر چنين نگاشته است : «بسياري از مردم، نسبت به پاره اي از امور و مسايل که معمولي و ساده مي پندارند، تسامح و آساني به خرج مي دهند و نمي دانند که آن مسأله يا مسايل بسيار مهم مي باشد و حتي در اصول گنجانده شده است. مانند نگاه و رابطه ي بي پروا با نامحرمان و خيانت در امانت». يکي از پيشينيان صالح مي گويد : «يک بار در خوردن يک لقمه (ي مشکوک)، غفلت و آساني به خرج دادم و اينک چهل سال است که به جاي رشد و بهبودي رو به عقب و سستي نهاده ام». قطعاً اين گفته ي بزرگوار، ريشه در تواضع و فروتني او دارد که به آثار سوء تسامح و سهل انگاري اشاره مي کند وگرنه آنان، هميشه رو به ترّقي بوده اند.
دوست داشتن مؤمنان و دشمني با کافران، يکي از اسباب تقويت ايمان است. قطعاً قلبي که با دشمنان خدا تعلّق و وابستگي پيدا کند، سُست و ضعيف مي گردد و مفاهيم و ارزش هاي عقيدتي در آن پژمرده و خشکيده مي شود. بنابراين تنها به خاطر خدا محبّت و دوستي را پيشه کنيد؛ بندگان نيک و مؤمن را دوست بگيريد و ياري کنيد و با دشمنان خدا، دشمني ورزيد و از آنان بيزار باشيد که اين رويه، ايمان را در دل زنده مي کند.تواضع و فروتني، نقش مهمّي در تجديد ايمان دارد. چرا که قلب را از زنگار کبر و تکبّر، جلا مي بخشد و فروتني در سخن گفتن، حرکات و منش ها، نشانه ي تواضع دروني و فروتني قلب است. رسول اکرم - صلى الله عليه وسلم - فرموده اند : «سادگي در لباس، نشانه ي ايمان است». (1) همچنين فرموده اند : «هر کس، در حالي شيک پوشي را به خاطر تواضع براي خدا واگذارد (و لباس ساده بپوشد) که توانايي پوشيدن لباس گران قيمت را دارد، خداوند در روز قيامت، او را بر فراز سر تمام خلايق فرا مي خواند و به او اجازه و اختيار مي دهد که هر لباس گرانبهايي که مي خواهد (و نتيجه ي ايمان و تواضع اوست)، بپوشد». (2) عبدالرحمن بن عوف - رضي الله عنه - با آن همه ثروتي که داشت، آن چنان ساده مي پوشيد که از غلامانش، تشخيص داده نمي شد.توجه به اعمال قلبي اثرگذار در تجديد ايمان؛ محبت خداوند، ترس از او، اميد به الطافش و حسن ظن به او، توکّل و اعتماد به خداوند، رضايت و خرسندي از قضا و خواسته اش، سپاسگزاري و حق شناسي در مقابل پروردگار مهربان، صدق و اخلاص، يقين و باور راستين به او، توبه و انابت به سويش و ... از آن دسته اعمال قلبي است که در تجديد ايمان بسيار اثر دارد. همچنين روش ها و مقامات ديگري براي تجديد ايمان وجود دارد که شايسته است همگان براي دستيابي به آن، بکوشند؛ مانند : استقامت، انابت و تذکّر و يادداشت پيوسته و هميشگي نعمت هاي خداوند، عمل به کتاب و سنّت، خشوع و زهد، پارسايي و مراقبه، و ... . البته ابن قيّم (رح) در مدارج السالکين درباره ي اين موارد به خوبي بحث کرده است.محاسبه ي نفس، در تجديد و تقويت ايمان بسيار مؤثّر است. خداوند متعال مي فرمايد :
(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُوا اتَّقُوا اللهَ وَلْتَنْظُرْ نَفْسٌ مَا قَدَّمَتْ لِغَدٍ( (حشر : 18)
يعني : «اي اهل ايمان! از خدا بترسيد و هر کس بايد بنگرد که چه چيزي را براي فردا(ي قيامتِ خويش) پيشاپيش فرستاده است».
عمربن خطّاب - رضي الله عنه - مي فرمايد : «خودتان را به محاسبه کشيد، پيش از آنکه مورد محاسبه و بازخواست قرار گيريد». حسن بصري(رح) مي گويد : «هيچ مؤمني را جز در حال محاسبه ي نفس نمي بيني». يعني : مؤمن، همواره و پيوسته خودش را به محاسبه مي کشد. ميمون بن مهران مي گويد 