اهل او يعني مرداني كه آل او هستند و نوه‌ها و ذريّهء او نيز داخل آن مي‌گردند و از اين جمله است گفتهء خداوند (و أمر أهلك بالصّلاهء و اصطبر عليها [5]) و (انّما يريد الله ليذهب عنكم الرّجس أهل البيت[6]) و (رحـمهء الله و بركاته عليكم أهل البيت انه حميد مجيد[7]).

و اهل هر پيامبري امّت و اهل ملّت اوست، و از اين جمله است گفتهء خداوند: (و كان يأمر أهله بالصّلاهء و الزّكاهء[8]) و راغب و مناوي مي‌گويند: أهـــــــل مرد كساني هستند كه از نظر نسب و يا دين و امثال آن مثل يك كار  و صنعت و خانه و شهر با او جمع مي‌شوند، اهل مرد كساني هستند كه يك خانه آنها را جمع مي‌كند، سپس مجاز آن گرفته شده و گفته مي‌شود كه اهل بيت مرد كساني هستند كه يك نسب آنها را جمع كند، و به طور مطلق در خانوادهء پيامبر – صلّي الله عليه و سلّم – شناخته شده‌است تا اينكه مي‌گويد: آل خداوند و رسولش ، اولياء و انصار او هستند.[9]

ابن منظور افريقايي مي‌گويد: اهل مذهب كساني هستند كه بدان ايمان دارند و اهل حكومت (امر) واليان آن هستند و اهل مرد افراد بخصوص او هستند، و اهل بيت پيامبر –صلّي الله عليه و سلّم – همسران و دختران و همسر دخترش يعني علي عليه‌السّلام مي‌باشد، و گفته شده‌است: همسران پيامبران – ص – و اهل هر پيامبري امّت اوست، تا اينكه مي‌گويد: اهل مرد همسرش مي‌باشد و متأهل شد يعني ازدواج كرد و تأهّل يعني ازدواج و اهل يعني متزوّج.[10]

جوهري مي‌گويد: اهل فلان يعني فلاني ازدواج كرد[11] و زمخشري در اساس البلاغه مي‌گويد: تأهّل : ازدواج كرد[12] و خليل مي‌گويد: اهل مرد يعني همسرش و تأهّل يعني ازدواج و اهل مرد يعني مخصوص‌ترين افراد او، و اهل بيت يعني ساكنان آن و اهل اسلام يعني كساني كه به آن ايمان دارند.[13]

راغب اصفهاني مي‌گويد: «اهل شخص كساني هستند كه نسب و يا دين و امثال آن مثل صنعت و خانه و شهر آنها را با هم جمع مي‌كند و اهل شخص در اصل كساني هستند كه يك مسكن و خانه آنها را جمع مى ‌كند، سپس مجازاً به كساني گفته مي‌شود كه يك نسب آنها را به هم پيوند دهد، و در خانوادهء پيامبر صلّي الله عليه و سلّم شهرت يافته است، چون در قرآن دربارهء همسران او آمده‌است: (انّما يريد الله ليذهب عنكم الرّجس أهل البيت[14])».[15]

و دربارهء لفظ آل مي‌گويد: «آل مقلوب از اهل است … و براي كساني به كار مي‌رود كه ويژگي ذاتي يا نزديكي و قرابتي و يا ولائي با فردي دارند. خداوند مي‌فرمايد: آل ابراهيم، آل عمران و مي‌فرمايد: (ادخلوا آل فرعون أشدّ العذاب[16]) و آل پيامبر أقارب او هستند، و گفته شده‌است كه عالماني هستند كه او را مي‌شناسند».[17]

محمّد جواد مغنيه شيعي معاصر مي‌گويد: اهل بيت ساكنان آن هستند، و آل شخص خانوادهء او و اهل او هستند، و لفظ «آل» جز براي شخصي كه موقعيّتي دارد به كار نمي‌رود، و  ذكر اهل بيت در دو آيهء قرآن آمده‌است: اوّل در آيهء 73 سورهء هود كه مي‌فرمايد: (رحـمهء الله و بركاته عليكم أهل البيت انه حميد مجيد = رحمت و بركات الهي بر شما اهل بيت باد)، و دوّم در آيهء 33 سورهء احزاب است كه مي‌فرمايد: (انّما يريد الله ليذهب عنكم الرّجس أهل  البيت و يطهّركم تطهيرا = همانا خداوند مي‌خواهد كه ناپاكي را از شما اهل بيت – ساكنان خانه – بردارد و شما را پاك و پاكيزه نمايد، و مفسّران اتّفاق دارند كه آيهء اوّل در مورد اهل بيت ابراهيم خليل و آيهء دوّمي در مورد اهل بيت محمّدبن عبدالله مي‌باشد و بر اساس قرآن مسلمانان لفظ اهل بيت و آل بيت را براي خانوادهء محمّد – ص – به كار مي‌برند، و اين لفظ براي آنها علم گرديده‌است و مسلمانان در تعداد همسران پيامبر اختلاف نظر دارند و به هر حال 37 سال با همسران خودش بسر برد، و … مسلمانان اتّفاق نظر دارند كه عليّ بن أبي طالب و فاطمه و حسن و حسين از أهل بيت مي‌باشند.[18]

و از همهء اينها روشن مي‌شود كه اهل بيت در اصل به همسران گفته مي‌شود و سپس براي فرزندان و نزديكان و اقارب مجازاً به كار برده مي‌شود و اين چيزي است كه از قرآن كريم ثابت مي‌شود، همچنانكه اين لفظ در داستان خليل الله – ابراهيم – عليه‌الصّلاهء و السّلام آمده‌است، در وقتي كه قاصدان الهي براي ابراهيم بشارت آوردند كه خداوند در سياق سخن مي‌فرمايد: «و امرأته قائمهء فضحكت فبشّرناها باسحق و من وراء اسحاق يعقئب قالت يا ويلتي أألدو أنا عجوز و هذا بعلي شيخا انّ هذا لشي ء عجيب، قالوا أتعجبين من أمر الله رحـمهء الله و بركاته عليكم أهل البيت انّه حميد مجيد[19]= زنش كه ايستاده بود، خنديد، پس او را به اسحاق بشارت داديم و پس از اسحق به يعقوب، زن گفت: واي بر من، آيا در اين پيرزني مي‌زايم و اين شوهر من نيز پير است؟ اين چيز عجيبي است، گفتند: آيا از فرمان خدا تعجّب مي‌كني؟ رحمت و بركات خدا بر شما (اي) اهل خانه (اهل بيت) ارزاني باد، او ستودني و بزرگوار است».

خداوند عزّ و جلّ اين لفظ اهل بيت را با زبان ملائكه‌اش دربارهء همسر ابراهيم به كار برده‌است، و علماي شيعه و مفسّران آنها امثال طبرسي[20] و كاشاني[21] نيز به اين اعتراف نموده‌اند اگر چه بعد از آن به تأويل‌هاي ديگري روي آورده‌اند. و همچنين خداوند در مورد همسر موسي مي‌فرمايد: فلمّا قضي موسي الاجل و سار بأهله … [22]= چون موسي مدّت را به سر آورد و با زنش روان شد …».

پس مراد از اهل موسي عليه الصّلاهء و السّلام همسر او مي‌باشد. و مفسّران شيعه در اين مورد اتّفاق نظر دارند و طبرسي مي‌گويد كه مقصود از أهل موسي در سورهء نمل همسر او مي‌باشد.[23]

و همچنين لفظ اهل بيت در قرآن مجيد در سورهء احزاب/ 33 نيز آمده‌است: «انّما يريد الله ليذهب عنكم الرّجس أهل البيت = همانا خداوند مي‌خواهد ناپاكي را از شما (اي) اهل بيت دور كنــد». اين لفظ – اهل بيت – جز در سياق داستان همسران پيامبر – صلّي الله عليه و سلّم – نيامده‌است: «يا نساء النّبيّ لستنّ كأحد من النّساء ان اتّقيتنّ فلا تخضعن بالقول فيطمع الّذي في قلبه مرض و قلن قولا معروفا و قرن في بيوتكن و لا تبرّجن تبرّج الجاهليّهء الاولي و أقمن الصّلاهء و آتين الزكاهء و أطعن‌الله و رسوله انما يريد الله ليذهب عنكم الرّجس أهل البيت و يطهّركم تطهيراً و اذكرن ما يتلي في بيوتكنّ من آيات الله و الحكمهء ان الله كان لطيفاً خبيراً = اي زنان پيامبر شما همانند ديگر زنان نيستيد، اگر از خدا بترسيد، پس به نرمي سخن مگوئيد تا آن مردي كه در قلب او مرضي است به طمع افتد، و سخن پسنديده بگوييد، و در خانه‌هاي خود بمانيد، و چنانكه در زمان پيشين جاهليّت مي‌كردند، زينتهاي خود را آشكار مكنيد و نماز بگزاريد و زكات بدهيد و از خدا و پيامبرش اطاعت كنيد، اي اهل بيت، خدا مي‌خواهد پليدي را از شما دور كند و شما را پاك دارد، و آيات الهي و حكمت را كه در خانه‌هاي شما تلاوت مي‌شود متذكّر شويد همانا خدا لطيف و خبير است»(الاحزاب 32 تا 34). براي كسي كه اوّلين بار اين آيات را تلاوت مي‌كند به طور بديهي آشكار مي‌شود كه اين لف