 وصف نمي‌شود و مُراد از اين تعبير در حديث، آثار رقّت يعني بخشش و تخفيف و آمرزش است چنانكه علي (ع) در بارة خداوند سبحان فرمود: بَصِيْرٌ لا يُوصَفُ بِالحَاسَّةِ، رَحِيْمٌ لا يُوصَفُ بالرِّقَّةِ. يعني: «او بينا است ولي به داشتن حسّ بينايي وصف نگردد، و رحيم است امّا به رقّت و دلسوزي مُتَّصِف نشود».
4ـ از امير مؤمنان علي (ع) گزارش شده كه فرمود: (خداوند با ذكر) رحمن و رحيم، نا اميدي را از آفريدگانش مي‌زدايد.
5ـ بيهقى از علي (ع) آورده كه گفت: پيامبر خدا ـ (ص) ـ گروهي از خويشان خود را به پيكار فرستاد و دعا كرد كه: خداوند اگر ايشان را به سلامت باز گرداني تو را چنانكه سزاوار سپاست باشد، سپاس مي‌گزارم! چيزي نگذشت كه آنان به سلامت برگشتند. پيامبر (ص) گفت: الحمد لله عَلَى سابِغِ نِعَمِ الله (خداي را بر كمال نعمتهايش سپاس تمام باد). علي (ع) گفت: من به پيامبر ـ (ص)ـ گفتم: اي رسول خدا آيا شما نگفتيد كه اگر خداوند آنان را به سلامت بازگرداند او را چنانكه سزاوار سپاسش باشد، سپاس مي‌گزارم؟! فرمود: مگر من آن كار را نكردم؟!
نويسده گويد: مقصود از «الحمد» (با توجه به الف و لام آن) گاهي سپاس كامل و گاهي ستايش تمام است چنانكه باز هم از پيامبر خدا ـ (ص)ـ رسيده كه فرمود: هيچ چيز نزد خدايا تعالي از «حمد» محبوبتر نيست از اينرو خود را با «الحمد لله» ثنا گفت (يعني ستايش نمود).
6ـ أبو علي فضل بن حسين طَبْرِسِى در تفسير «جوامع الجامع» در معناي كلام خداوند كه فرمود (بگوييد): إهْدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ آورده است: از علي (ع) روايت كرده اند كه معناي ﴿إهْدِنَا﴾ آنست كه: ما را ثابت و استوار دار.
نويسنده گويد: هر گاه بنده بدرگاه خداوند بگويد ﴿إهْدِنا﴾ در حالي كه نسبت به راه راست در ترديد و دو دلي باشد، مرادش آنستكه: راه راست را به ما بنما. و چون بگويد ﴿إهْدِنا﴾ در حالي كه آئين راستين خدا را باور داشته باشد، مقصودش آنستكه: ما را در راه راست، ثابت و استوار دار (و مراد از إهْدِنا در سورة فاتحه همين معنا است).
7ـ شيخ طبرسى در «مجمع البيان» گفته است كه مفسّران. در بارة معناي ﴿الصِّرَاط المُستَقيم﴾ اقوال گوناگون آورده اند. يكي از آنها اينست كه راه مستقيم همان راه «كتاب خدا» است و اين قول از پيامبر خدا (ص) گزارش شده است.
نويسنده گويد: شيخ در اينجا به سخني از رسول خدا ـ (ص) ـ اشاره نموده كه از علي (ع) رسيده است و در روايت علي (ع) چنين آمده كه رسول خدا (ص) فرمود: «كتاب خدا است كه در آن خبر از پيشينيانتان رفته و پيشگويي از آيندگانتان شده و داوري در ميانتان آمده است (تا آنجا كه مي‌فرمايد) و قرآن، ذكر حكيم و صراط مستقيم است».
و اين سخن را گفتار خداي تعالي تأييد مي‌نمايد كه مي‌فرمايد: ﴿إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يِهْدِى لِلَّتِى هِىَ أَقْوَمُ﴾ (الإسراء:9) يعني: «همانا اين قرآن به استوارترين راه رهنمايي مي‌كند» و نيز فرمود: ﴿وَهَذَا صِرَاطُ رَبِّكَ مُسْتَقِيمًا﴾ (الأنعام:126) يعني: «اين راه راست خداوند تو است» ونيز فرمود: ﴿وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ﴾ (الأنعام:153). يعني: «اين راه من است پس آنرا پيروي كنيد و در پي راههاي ديگر نرويد كه شما را از راه او پراكنده مي‌كنند». و در كتاب خدا، «صراط مستقيم» به «بندگي خالص» تفسير شده است چنانكه مي‌فرمايد: ﴿وَأَنْ اعْبُدُونِى هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ﴾ (يــس: 61). يعني: «و اينكه مرا بندگي كنيد، اينست راه است» و چون ابليس ـ لَعَنَهُ الله ـ گفت: ﴿وَلأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ. إِلا عِبَادَكَ مِنْهُمُ المُخْلَصِينَ﴾ (الحجر: 39 و 40). يعني: «سوگند (به عزّت تو) كه همة (فرزندان آدم) را به گمراهي مي‌كشم، جز آن بندگانت از ميان ايشان كه خالص شده اند» خداي عزّ و جل در پاسخ او فرمود: هَذَا صِرَاطٌ عَلَىَّ مُسْتَقِيمٌ (الحجر: 41) «اين راهي است مستقيم بسوي من»! و شك نيست كه اين نعمتِ و الا و درجة بلند (بندگي خالص) نعمتي است كه خداي تعالي نصيب پيامبران گرامي و بندگان شايستة خود فرموده است و از اينرو (در پي آية گذشته) فرمود: ﴿صِرَاطَ الَّذِينَ أَنعَمتَ عَلَيهِمْ﴾ (راه كساني كه به ايشان نعمت داده اي).
8ـ محمّد بن عليّ بن حسين بن بابويه در كتاب «معانِي الأخبار» به اسناد خود از حسن بن عليّ بن محمّد بن عليّ بن موسي بن جعفر بن محمّد بن عليّ بن حسين بن عليّ بن أبي طالب عليهم السلام آورده است كه در بارة اين گفتار خداي عزّ و جل كه ﴿صِرَاطَ الَّذِينَ أَنعَمتَ عَلَيهِمْ﴾ فرمود: يعني بگوييد: ما را به راه كساني هدايت فرما كه نعمت توفيق در دين و فرمانبرداري از خود را بدانها داده اي و ايشان اشخاصي هستند كه خداوند عزّ و جل در بارة آنان فرمود: ﴿وَمَنْ يُطِعِ الله والرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ الله عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَداءِ وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُولئِكَ رَفِيقاً﴾ (النساء:69). يعني: «هر كس از خدا و فرستادة او فرمان بَرَد، آنان با كساني خواهند بود كه خدا به ايشان نعمت داده است از پيامبران و صدّيقان و شهيدان و صالحان و ايشان نيكو رفيقاني هستند» و اين تفسير عيناً از امير مؤمنان علي (ع) روايت شده است.
9ـ محدّث بَحراني در تفسير «البُرهان» از امير مؤمنان علي (ع) گزارش نموده كه فرمود: خداوند بندگان خود را فرمان داد تا راه كساني را كه به ايشان نعمت داده است از او بخواهند و آنان، پيامبران و صدّيقان و شهيدان و صالحانند و نيز (فرمان داد) تا از راه كساني كه بر ايشان خشم گرفته به خدا پناه برند و آنان يهودند كه خدا در بارة آنها فرمود: ﴿قُلْ هَلْ أُنَبِّئُكُمْ بِشَرٍّ مِنْ ذَلِكَ مَثُوبَةً عِنْدَ الله مَنْ لَعَنَهُ اللهُ وَغَضِبَ عَلَيْهِ وَجَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَةَ وَالْخَنَازِيرَ وَعَبَدَ الطَّاغُوتَ أُولَئِكَ شَرٌّ مَكَانًا وَأَضَلُّ عَنْ سَوَاءِ السَّبِيلِ﴾ (المائده:60) يعني: «بگو آيا شما را خبر دهم كه چه كسي در پيشگاه خدا، سر انجامي بدتر از اين دارد؟ آنكس كه خدا او را از رحمتش دور كرد و بر او خشم گرفت و كساني از ايشانرا بوزينگان و خوكها ساخت و آنكس كه طاغوت را بندگي نمود، اينان جايگاه بدتري دارند و از راه اعتدال گمراه‌ترند». و نيز خداوند فرمان داد تا (اهل ايمان) از راه گمراهان به خدا پناه برند و آنان كساني هستند كه خداوند در بارة ايشان فرمود: ﴿قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لاَ تَغْلُواْ فِي دِينِكُمْ غَيْرَ الحَقِّ وَلاَ تَتَّبِعُواْ أَهْوَاء قَوْمٍ قَدْ ضَلُّواْ مِن قَبْلُ وَأَضَلُّواْ كَثِيرًا وَضَلُّواْ عَن سَوَاء السَّبِيلِ﴾ (المائده: 77). يعني: «بگو اي اهل كتاب در دين خود بناحق غلوّ مكنيد و پيرو هوسهاي گروهي نشويد كه پيش از اين گمراه شدند و بسياري را گمراه ساختند و از راه اعتدال به بيراهه رفتند» و آنان نصارى هستند. همچنين علي (ع) ف