 تا وضوء بگيريد (چه طهارت شرعي داشته يا نداشته باشيد) و اين قول از عِكْرِمَه(71) رسيده‌است و داود(72) نيز بر اين رأي رفته و گفته‌است كه علي عليه السلام براي هر نماز وضوئي مي‌ساخت و اين آيه را بر مي‌خواند. ولي قول اول درست‌است و همة فقهاء بر آنند و آنچه در بارة تجديد وضوء آورده اند به امر مستحب حمل مي‌شود».
نويسنده گويد: در آية شريفه امر به وضوء، ترجيح اين عمل را بر ترك آن مي‌رساند و اين معنا، مشترك ميان وجوب و استحباب‌است بنا بر اين اگر به نماز بر خاستيم و وضوء نداشتيم واجبست تا وضوء بسازيم و چنانچه از طهارت شرعي بر خوردار بوديم مي‌توانيم از باب استحباب وضوء بگيريم زيرا خداوند فرموده است: ﴿أَوْ جَاء أَحَدٌ مَّنكُم مِّنَ الْغَائِطِ......  فَلَمْ تَجِدُواْ مَاءً﴾ (المائدة:6) مي‌فرمايد: اگر يكي از شما از جايگاه قضاي حاجت آمد و آبي نيافت (تا وضوء گيرد) تيمُّم كند. پس كلام خدا دلالت دارد بر اينكه وضوء ساختن بر كسي واجبست كه طهارت شرعي نداشته باشد و اگر نه، وضوي وي مستحب شمرده مي‌شود و اين معنا را حديث نبوي تأييد مي‌كند كه فرمود: «من توضأ على طهر كتب له عشر حسنات». يعني: «هر كس با داشتن طهارت، وضوء گيرد ده حسنه براي او ثبت مي‌شود» [چنانكه خداوند عز و جل فرمود: مَنْ جَاءَ بِالحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالها (انعام: 160)].
2- محمد بن حسن طوسي در كتاب «تهذيب الأحكام» به اسناد خود آورده كه ابو جعفر باقر (ع) فرمود:
عمر بن خطاب، ياران پيامبر (ص) را گرد آورد و علي (ع) نيز در ميانشان بود، پرسيد كه: در بارة مسح بر كفش و چكمه چه مي‌گوييد؟ مُغِيْرَه بن شُعْبَه برخاست و گفت: من ديدم كه رسول خدا - (ص)- بر موزه‌اش مسح مي‌كرد. علي (ع) پرسيد: آيا اين كار پيش از نزول سورة مائده رخ داد (كه در آن سوره پاها براي وضوء معين شده‌اند) يا پس از نزول سورة مائده؟ مغيره گفت: نمي دانم! علي (ع) فرمود: قرآن از مسح بر موزه پيشي گرفته (و آنرا پشت سر افكنده است) و سورة مائده دو يا سه ماه پيش از وفات رسول خدا (ص) نازل شد. 
3- سيوطي در تفسير «الدُّرُّ المنثور» از أبو عبد الرحمن آورده كه حسنين - عليهما السلام- آية وضوء را بر مي‌خواندند و به (وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَينِ) رسيدند، علي عليه السلام آنرا شنيد در حاليكه سرگرم داوري ميان مردم بود، فرمود: (وَأَرْجُلَكُمْ) بفتح لام از انواع سخناني‌است كه به تأخير آمده اند ولي مقدّم شمرده مي‌شوند.
نويسنده گويد: اصل اين خبر را ابن جرير طبري در تفسير «جامع البيان» از أبو عبد الرحمن (كه همان عبد الله بن عمر باشد) آورده‌است و به صورت ديگري نيز گزارش شده كه قاضي أبو زرعة مالكي آنرا در كتاب «حُجَّة القِراءات » ياد نموده، در آن روايت مي‌خوانيم كه: «أبو عبد الرحمن گفت: من به همراه حسنين –عليهما السلام- نزديك علي عليه السلام بوديم و آية وضوء را بر مي‌خوانديم در حاليكه گروهي از مردم او را مشغول كرده بودند، تا بدانجا رسيديم كه خوانديم: (وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَينِ) مردي گفت: (أَرْجُلِكُمْ) به كسر لام بايد خوانده شود! علي عليه السلام اين سخن را شنيد و بدو فرمود: چنان كه گفتي نيست (أَرْجُلَكُمْ) به فتح لام آمده ... تا آخر حديث (كه در روايت پيشين گذشت)». 

الهوامش
(71) عكرمه بن عبد الله از مفسران قديم و شاگرد عبد الله بن عباس در تفسير قرآن بوده است. 
(72) داود بن علي اصفهاني، پيشواي فرقة ظاهريه شمرده مي‌شود.خداوند سبحان در كتابش بندگان خود را بر عبادت خويش ترغيب فرموده و به ويژه بر اقامة نماز و حفظ آن تشويق نموده‌است و مي‌فرمايد: ﴿حَافِظُواْ عَلَى الصَّلَوَاتِ والصَّلاَةِ الْوُسْطَى وَقُومُواْ لله قَانِتِينَ﴾ (البقرة: 238).
يعني: «نمازها و نماز ميانه را حفظ كنيد و به فرمانبرداري از خدا بر خيزيد».
خداوند در اين آية شريفه از ميان نمازها بويژه «نماز ميانه» را ياد فرموده تا بر اهميتش تأكيد ورزد و بندگان خود را بر حفظ آن (بيش از ساير نمازها) بر انگيزد. پس ميان مفسران قرآن در تعيين اين نماز اختلاف شده، برخي گفته‌اند كه مقصود، نماز سپيده دم‌است و بعضي گفته اند كه نماز ظهر‌است و دسته‌اي نماز مغرب را ياد كرده‌اند و گروهي از نماز عشاء سخن به ميان آورده اما ابو علي طبرسي در تفسيرش از امير مؤمنان علي عليه السلام آورده كه مراد از نماز ميانه، نماز عصر است.
نويسنده گويد: پيش از نماز عصر، نماز‌هاي سپيده دم و ظهر برگزار مي‌شود و پس از آن، نيز نماز مغرب و عشاء مي‌آيد بنا بر اين نماز عصر در ميان نمازها قرار گرفته‌است (و نماز ميانه شمرده مي‌شود) و اين قول را روايت ديگري كه طبري در تفسيرش از علي عليه السلام گزارش نموده تأييد مي‌كند و آن روايت چنين‌است كه امام (ع) فرمود:
«بت پرستان در روز جنگ احزاب ما را به پيكار مشغول كردند و از نماز عصر باز داشتند تا آنجا كه شنيدم رسول خدا - (ص)- فرمود: آنان ما را از نماز ميانه باز داشتند و به جنگ سرگرم كردند، خدا درونشان را از آتش (دوزخ) انباشته سازد».
باز طبري به اسناد خود از ابي صَهْباء بَكري گزارش نموده كه گفت: از علي بن ابي طالب (ع) در بارة نماز ميانه پرسيدم، فرمود: همان نماز عصر‌است كه سليمان بن داود (عليهما السلام) در بارة آن به آزمايش افتاد(73).
همچنين طبري به اسناد خود از مردي آورده‌است كه گفت: ابو بكر و عمر مرا كه كودك بودم نزد رسول خدا - (ص)- فرستادند تا در بارة نماز ميانه بپرسم. پيامبر (ص) انگشت كوچك مرا گرفت و فرمود: اين نماز سپيده دم است. سپس انگشت بعدي را گرفت و فرمود اين نماز ظهر است. آنگاه انگشت ابهام مرا گرفت و فرمود: اين نماز مغرب است. سپس شست مرا گرفت و فرمود: اين نماز عشاء است. بعد پرسيد: كدام انگشت تو باقي مانده؟ گفتم: انگشت مياني! فرموده: كدام نماز باقي مانده؟ گفتم: نماز عصر. فرمود: نماز ميانه همان نماز عصر است.

الهوامش
(73) در اينباره به سورة صاد آيه 31 و 32 نگاه كنيد. براي نمازگزار جايز‌است تا هر سوره‌اي را كه در نماز مي‌خواند آنرا با «بسم الله الرحمن الرحيم» آغاز كند جز سورة براءة (كه بسم الله در آغازش نيامده است) زيرا كه در اين سوره بدليل پيمان شكني مشركان، قرار داد صلح با ايشان فسخ شده‌است و شك نيست كه نام خداوند و صفت رحمت او را بر بندگان، بهنگام آشتي و امان ياد مي‌كنند و در وقت فسخ پيمان و اعلام جنگ نمي‌نويسند از اينرو روايت شده كه عبد الله بن عباس (رض) گفت كه: «از امير مؤمنان علي عليه السلام پرسيدم چرا در آغاز سورة براءة، آية «بسم الله الرحمن الرحيم» نوشته نشده است؟ فرمود: چون اين آيه براي امان بخشي بكار مي‌رود و سورة براءة با شمشير يعني براي اعلام جنگ (به مشركان پيمان شكن) نازل شده است». اين روايت را سيوطي در تفسير «الدّرّ المنثور» و طبرسي در «مجمع البيان» آورده اند و عبارت شيخ طبرسي چنين است:
«بسم الله الرحمن الرحيم در آغاز سورة براءة نازل نشده زيرا بسم الله براي امان دادن و رحمت بكار مي‌رود و سورة براءة بمنظو