ِنَ الْأَعْرَابِ سَتُدْعَوْنَ إِلَى قَوْمٍ أُوْلِي بَأْسٍ شَدِيدٍ تُقَاتِلُونَهُمْ أَوْ يُسْلِمُونَ فَإِن تُطِيعُوا يُؤْتِکُمُ اللَّهُ أَجْرًا حَسَنًا وَإِن تَتَوَلَّوْا کَمَا تَوَلَّيْتُم مِّن قَبْلُ يُعَذِّبْکُمْ عَذَابًا أَلِيمًا) الفتح: ١٦ 
«به بازپس‌ماندگان عربهاي باديه‌نشين بگو: از شما دعوت خواهد شد كه به سوي قومي جنگجو و پرقدرت بيرون رويد. با آنان پيكار مي‌كنيد يا اين كه مسلمان مي‌شوند. (يعني دو راه بيشتر در پيش نخواهند داشت: رزم با مسلمانان، يا پذيرش دين آنان). اگر فرمانبرداري كنيد، خداوند پاداش خوبي به شما خواهد داد، و اگر سرپيچي كنيد، همان گونه كه قبلاً نيز سرپيچي كرده‌ايد، خداوند با عذاب دردناكي عذابتان خواهد داد». 
در این آیه خداوند به متخلفین غزوه تبوک می‌گوید: به زودی شما برای جنگ با ملتی قوی فراخوانده می‌شوید و خداوند آن‌ها را با اطاعت از کسی که آنان را به جهاد فرا می‌خواند به اجر بزرگ و با نافرمانی او به عذاب دردناکی وعده داده است.(2) 
ابو محمد بن حزم می‌گوید: بدون تردید اعراب را بعد از وفات رسول خدا(ص) کسی جز ابوبکر و عمرو عثمان(رض) دعوت به جهاد نداد. ابوبکر آن‌ها را به جنگ با مرتدین بنی‌حنیفه‌ و یاران اسود عنسی وسجاح وطليحة و روم و فارس و... فرا خواند. و عمر(رض) آن‌ها را برای جهاد با فارس و روم دعوت نمود و عثمان نیز آن‌ها را به ادامه‌ی جنگ با فارس و روم و ترکها فرا خواند(3) . پس نص قرآن اطاعت از این بزرگواران را واجب و موجب اجر بزرگ و مخالفت با آنان را حرام و موجب عذاب دردناک قرار داده است، از این‌رو می‌توان گفت که‌ امامت و خلافت آنان صحیح و درست بوده‌ است.(4) 
2ـ رسول خدا(ص) فرمود: (أريت في المنام أني أنزع بدلو بكرة على قليب فجاء أبو بكر فنزع ذنوباً أو ذنوبين نزعاً ضعيفاً والله يغفر له، ثم جاء عمربن الخطاب فاستحالت غرباً فلم أر عبقرياً يفري فريه حتى روى الناس وضربوا بعطن ).
«در خواب دیدم که با دلو بزرگی از چاه آب می‌کشم. آن‌گاه ابوبکر آمد و یک یا دو دلو از آن کشید. سپس عمر(رض) آمد و آن‌را به دست گرفت و هیچ قهرمانی را سراغ ندارم که مانند او شگفتی ها بیافریند: او چنان آب کشید که همه ی مردم و شترانشان سیراب شدند و به استراحت پرداختند».(5) 
این حدیث اشاره به خلافت شیخین دارد همان طور که به کثرت فتوحات دوران عمر(رض) نیز اشاره می‌کند. و دیری نگذشت که خواب رسول خدا تحقق پیدا کرد و ابوبکر و عمر(رض) یکی بعد از دیگری بر کرسی خلافت نشستند و به نحو احسن به ساماندهی امور پرداختند و مردم در خلافت آن‌ها با کمال آسایش و آرامش به سر بردند. و آن‌ها همه‌ی این فضایل را از سرچشمه‌ی زلال نبوت به ارث برده بودند. چرا که رسول خدا پایه‌های این دین را استوار واصول و فروع آن‌را تفکیک کرد و زمینه را برای بعدی ها فراهم نمود و چشم از جهان فرو نبست تا این که نتیجه‌ی تلاش و مبارزات خود را دید و مردم دسته دسته وارد دین اسلام شدند و دین تکمیل گردید و خداوند اعلان فرمود که: 
(الْيَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِينَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْکُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَکُمُ الإِسْلاَمَ دِينًا) المائدة: ٣ 
«امروز (احكام) دين شما را برايتان كامل كردم و (با عزّت بخشيدن به شما و استوار داشتن گامهايتان) نعمت خود را بر شما تكميل نمودم و اسلام را به عنوان آئين خداپسند براي شما برگزيدم».
و بعد از این که رسول خدا(ص) به ملأ اعلی پیوست، ابوبکر تا دو سال و چند ماه جانشین ایشان شد (این ترجمه‌ای بود برای همان فرموده‌ی رسول خدا که‌ فرمود: «یک یا دو دلو از آن کشید». که‌ در روایتی دیگر(6)  به‌ طور صریح به‌ دو دلو اشاره‌ شده‌ است). ابوبکر در تول این دو سال با مرتدین جنگید و ریشه‌ی درخت طغیان را خشکانید و قلمرو حکومت اسلامی را گسترش داد. و بعد از ایشان عمر(رض) روی کار آمد و دامنه‌ی جهاد و قلمرو اسلام بیشتر گسترش یافت و حکومت اسلامی به غنایم بی شماری دست یافت و درخت اسلام تنومند گردید واین تحقق همان چیزی بود که رسول خدا(ص) در خواب دیده بود.(7) 
3ـ حذیفه (رض) می‌گوید: ما نزد رسول خدا(ص) نشسته بودیم که فرمود: نمی‌دانم تا کی در میان شما هستم. و با اشاره به ابوبکر و عمر(رض) گفت: به کسانی که بعد از من هستند پیروی نمایید. و افزود که به زندگانی عمار تمسک بجوبید و هر چه ابن مسعود بیان کرد، بپذیرید.(8) 
این حدیث به‌ طور صریح و روشن به‌ شایستگی عمربرای خلافت اشاره‌ دارد، با توجه‌ به‌ اینکه‌ رسول خدا با اشاره به ابوبکر و عمر(رض) گفت: به کسانی که بعد از من هستند پیروی نمایید.
باید دانست که ابوبکر و عمر(رض) در حیات رسول خدا(ص) جزو مشاورین ارشد رسول خدا و پیشگامان عرصه‌ی دعوت و جهاد بودند و جایگاه آنان نزد رسول خدا و همچنین مسلمانان گویای شایستگی آن‌ها برای جانشینی آن حضرت بود و استحقاق و افضل بودنشان چیزی بود که آن‌را حس می‌کردند(9) .
4ـ رسول خدا فرمود: (بينما أنا نائم إذ رأيت قدحاً أتيت به فيه لبن فشربت منه حتى إني لأرى الري يجري في أظفاري، ثم أعطيت فضلي عمربن الخطاب. قالوا: فما أولت ذلك يا رسول الله؟ قال: العلم).
«در خواب دیدم که به من ظرف شیری دادند. من از آن سیر نوشیدم تااین که آثار سیری در سر انگتشانم دیده شد. آن‌گاه شیر باقیمانده را به عمربن خطاب دادم. حاضرین گفتند: تعبیر خوابتان چیست؟ فرمود: علم است».(10) 
این حدیث نیز اشاره به استحقاق عمر(رض) در امر خلافت دارد. و مراد از علم، سیاست و مردم داری در پرتو قرآن و سنت می‌باشد. اما این که از میان خلفای راشدین، عمر(رض) به آن اختصاص یافت احتمالا به دلیل طول مدت خلافت ایشان نسبت به ابوبکر و موفقیتیش نسبت به دو خلیفه بعدی بوده است چرا که در زمان ایشان دامنه‌ی قلمرو حکومت اسلامی گسترش یافت و خلیفه با فراست و درایتی که داشت اوضاع کشور را طوری کنترل نمود که تا آخرین لحظه‌ی خلافت ایشان کوچکترین فتنه و آشوبی مجال بروز نیافت. چیزی که متأسفانه در دوران دو خلیفه بعدی رخ داد و حکومت اسلامی دچار تفرقه و دو دستگی و شکست جبران ناپذیری گردید(11) . پس حدیث به‌ طور واضح و روشن به‌ شایستگی و استحقاق عمر(رض) برای مقام خلافت اشاره‌ دارد.
5ـ ابوبکر(رض) می‌گوید: روزی رسول خدا(حسب معمول) فرمود: آیا کسی از شما خوابی دیده است؟ مردی گفت: من در خواب دیدم که ترازویی از آسمان فرود آمد. و شما و ابوبکر در آن گذاشته شدید. وزن شما بیشتر از ابوبکر بود. سپس ابوبکر و عمر، وزن کرده شدند. وزن ابوبکر سنگین تر از عمر(رض) بود. سپس عمر و عثمان(رض) وزن کرده شدند، وزن عمر(رض) سنگین تر بود. سپس ترازو برداشته شد. راوی می‌گوید: چهره‌ی رسول خدا(ص) پس از شنیدن این خواب تغییر کرد.(12) 
این حدیث به تربیت و فضل خلفای سه‌گانه‌ اشاره‌ دارد. همان طور که به استحقاق خلافت عمر(رض) بعد از ابوبکر اشاره می‌کند. و دگرگونی چهره‌ی رسول خدا به خاطر آن بود که برداشته شدن ترازو را بعد از عمر(رض) به انحطاط و بروز اخت