 عمراز گناه نیست. چرا که اگر چه شیطان از نزدیک شدن با عمر می‌ترسد، اما چه تضمینی وجود دارد که از راه دور او را دچار وسوسه نکند، کاری که با دیگران انجام می‌دهد. و در حدیث دیگری که‌ طبرانی به‌ روایت حفصه‌ گزارش می‌دهد، آمده است که رسول خدا فرمود: 
(إن الشيطان لا يلقى عمرمنذ أسلم إلا فر لوجهه) .(3)
«از روزی که عمر(رض) مسلمان شده است، هنگامی شیطان با او روبرو می‌شود پا به فرار می گذارد».
امام نووی می‌گوید: این حدیث حمل بر ظاهر می‌شود یعنی حقیقتاً شیطان از دیدن عمر(رض) فرار می‌کند. اما عیاض می‌گوید: احتمال دارد که این حدیث نوعی تمثیل است یعنی عمر(رض) آن چنان با شیطان فاصله گرفته است که شیطان در راهی قدم نمی‌گذارد که عمر(رض) در آن قدم بگذارد. و این بیانگر آن است که عمر(رض) با همه ی راه های شیطانی مخالف است. ابن حجر همان معنی نخست را ترجیح می‌دهد.(4) 
-------------------------------------------------------------------------------------------
1) بخاری 3683، مسلم 2386
2) عقيدة أهل السنة والجماعة (1/348). 
3) طبرانی در اوسط.
4) فتح الباری 7/47، و شرح نووی 15/165رسول خدا(ص) فرمود: (لقد كان فيما قبلكم من الأمم محدثون فإن يك في أمتي أحد فإنه عمر) (1).
«در میان امتهای پیشین کسانی بودند که به آن‌ها الهام می‌شد. اگر در میان امت من به کسی الهام بشود قطعا عمرخواهد بود».
علما در شرح این حدیث سخنان مختلفی گفته‌اند. برخی معتقداند که مراد از «محدث» کسی است که به او الهام می‌شود. برخی گفته‌اند یعنی کسی که بدون اراده سخن حق بر زبان او جاری می‌گردد. و عده‌ای گفته‌اند یعنی فرشتگان با قلب او سخن می‌گویند و بعضی هم آن‌را به فراست معنی کرده‌اند.(2) 
ابن حجر می‌گوید: علت اختصاص عمر(رض) به این مسأله به خاطر آن است که در زمان رسول خدا(ص) آیات زیادی به تأیید نظریات ایشان نازل گردید(3) ، البته نباید از اختصاص عمر(رض) به این مقام ویژه چنین پنداشت که او بر ابوبکرصدیق پیشی گرفته است.(4) 
ابن قیم می‌گوید: فکر نکن که اختصاص عمر(رض) به این ویژگی، باعث تفضیل او بر ابوبکرصدیق می‌شود. چون همین فضیلت عمر(رض) یکی از فضايل بزرگ ابوبکر محسوب می‌شود. چرا که ابوبکر به خاطر کمال همنشینی با رسول خدا و سیراب شدن از سرچشمه‌ی فیوض نبوی به مقامی بالاتر از الهام دست یافته بود. و از فراست و درایت بیشتری برخوردار بود (5) (چنان که موضعگیری ایشان در مسأله اعلان وفات رسول خدا، اعزام لشکر اسامه و قتال با مرتدین گواه بر این مطلب است).
-----------------------------------------------------------------------------------------------------
1) بخاری 3689، مسلم 2398
2) فتح الباری 7/50 شرح النووی (15//166).
3) فتح الباري (7/51).
4) عقيدة أهل السنة والجماعة (1/348).
5) مفتاح دار السعادة (1/255).رسول خدا(ص) فرمود: (رأيت في المنام أني أنزع بدلو بكرة على قليب، فجاء أبو بكر فنزع ذنوباً أو ذنوبين نزعاً ضعيفاً والله يغفر له، ثم جاء عمربن الخطاب فاستحالت غرباً فلم أر عبقرياً يفري فريه حتى روى الناس وضربوا بعطن).(1) 
«در خواب دیدم که با دلو بزرگی آب می‌کشم. آن‌گاه ابوبکر آمد و یک یا دو دلو از آن کشید. سپس عمر(رض) آمد و آن‌را بدست گرفت و هیچ قهرمانی را سراغ ندارم که مانند او شگفتی‌ها بیافریند. او چنان آب کشید که همه‌ی مردم و شترانشان سیراب شدند و به استراحتگاه های خود برگشتند».
این حدیث به‌ این نکته‌ اشاره‌ دارد که‌ عمر(رض) شخصیتی با فضیلت است؛ آن‌جا که‌ پیامبر(ص) فرمود: «سپس عمر(رض) آمد و آن‌را بدست گرفت و هیچ قهرمانی را سراغ ندارم که مانند او شگفتی‌ها بیافریند». 
این حدیث به صراحت به خلافت ابوبکر و عمر(رض) و موفقیتهای چشم‌گیر و فتوحات زمان آن‌ها دلالت می‌کند. با توجه‌ به‌ اینکه‌ در دوران خلافت ابوبکر اهل رده‌ از پای در آمدند و علی رغم اینکه‌ مدت خلافت ایشان تنها دو سال و چند ماهی بود، اما خداوند برکت زیادی را در آن قرار داد و به‌ منفعتهای زیادی دست یافتند، و هنگامی که‌ ابوبکرصدیق وفات یافت، فاروق به‌ عنوان خلیفه‌ی او معرفی شد و در دوران خلافت ایشان دایره‌ی اسلام گسترش پیدا کرد و قوانینی را برای مردم پیاده‌ نمود که‌ هرگز با آن روبرو نشده‌ بودند، به ویژه اینکه‌ در دوران خلافت ایشان فتوحات بیشتری نصیبت دولت اسلام گردید و شهرهای تازه‌ای تأسیس و ادارات دولتی متعددی راه اندازی شد. پس ابوبکر کاری را آغاز کرد و عمر(رض) آن‌را تکمیل نمود.(2) 
---------------------------------------------------------------------------------------
1) مسلم ش2393
2) شرح النووي (15/161-162).رسول خدا(ص) می‌فرماید: (رأيتني دخلت الجنة فإذا أنا بالرميصاء امرأة أبي طليحة وسمعت خشفة فقلت من هذا؟ فقال: هذا بلال ورأيت قصراً بفنائه جارية، فقلت. لمن هذا؟ فقالوا: لعمرفأردت أن أدخله فأنظر إليه فذكرت غيرتك. فقال عمر: بأبي وأمي يا رسول الله أعليك أغار) (1).
«در خواب دیدم که وارد بهشت شده‌ام و با رمیصا (همسر ابو طلحه) روبرو شدم. سپس صدای پایی شنیدم. گفتم: این چه صدایی است؟ گفتند: صدای پای بلال است. و در آن‌جا کاخی دیدم که دوشیزه‌ای داخل آن بود. گفتم: این کاخ متعلق به چه کسی است؟ گفتند: از آن عمر(رض) است. می‌خواستم وارد آن بشوم، ولی به یاد غیرتت افتادم. عمر(رض) گفت: پدر و مادرم فدایت باد غیرت من برای شما نیست».
و در روایتی َآمده است که پیامبر(ص) فرمود: 
(بينما أنا نائم رأيتني في الجنة فإذا امرأة تتوضأ إلى جانب قصر فقلت: لمن هذا القصر؟ قالوا لعمرفذكرت غيرته فوليت مدبراً. فبكى عمروقال: أعليك أغار يا رسول الله؟(2)).
«در خواب دیدم که وارد بهشت شده‌ام و با زنی روبرو شدم که‌ در کنار كاخی وضو می‌گرفت. گفتم: این کاخ متعلق به چه کسی است؟ گفتند: از آن عمر(رض) است. پس به‌ یاد غیرت او افتادم و از ورود بدان عقب نشینی کردم. عمر(رض) گریه کرد و گفت: ای رسول خدا! چگونه‌ به‌ خود اجازه‌ می‌دهم در مقابل شما غیرت به‌ خرج دهم؟».
این دو حدیث بیانگر جایگاه عمر(رض) نزد خدا و مقام او در بهشت می‌باشد. چرا که خواب انبیا بخشی از وحی الهی است(3) .
-------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) مسلم ش2394
2) مسلم ش 2395 .
3) عقيدة أهل السنة والجماعة والصحابة (1/245).عمرو بن عاص (رض) می‌گوید: از رسول خدا(ص) پرسیدم: بیشتر از همه چه کسی را دوست داری؟ فرمود: عائشه را. گفتم: از میان مردان چه کسی را؟ فرمود: پدرش را. گفتم: بعد از او چه کسی را؟ فرمود: عمر را. و بعد از او چند نفر دیگر را نام برد(1).
-----------------------------------------------------------------------------------
1) الإحسان في صحيح ابن حبان (15/209). مسلم ش 2384، و بخاري باب غزو ذات السلاسل ش 4100.ابو موسی اشعری می‌گوید: من با رسول خدا(ص) در یکی از باغهای مدینه بودیم که مردی آمد و در زد. رسول خدا(ص) به من فرمود: درب را باز کن و او را به بهشت مژده ده. من درب را باز کردم، دیدم ابوبکر است او را از آن‌چه‌ رسول خدا(ص) فرموده بود اطلاع دادم، او گفت: الحمد لله. بعد از آن نیز کسی آمد و در زد. رسول خدا(ص) فرمود: درب را باز کن و او را نیز بشارت به بهشت ده. وقتی درب را باز کردم دیدم 