هادت عمر(رض) استدلال می‌کنند، می‌گویند: غسل دادن عمر(رض) و نماز خواندن برایشان به خاطر این بود که وی پس از ضربه خوردن مقداری زنده ماند، چنان که اگر شهید معرکه نیز زنده بماند و چیزی بخورد یا بیاشامد، غسل داده می‌شود و بر او نماز خوانده می‌شود.(3) 
-------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) طبقات (3/503)
2) الإنصاف: مرداوي (2/503) محض الصواب (3/844).
3) محض الصواب (3/854)ذهبی می‌گوید: صهیب بن سنان بر جنازه‌ی عمر(رض) نماز خواند.(1)  ابن سعد می‌گوید: علی بن حسین از سعید بن مسیب پرسید: چه کسی بر جنازه‌ی عمر(رض) نماز خواند؟ گفت: صهیب. علی پرسید: چند تکبیر گفت؟ سعید گفت: چهار تکبیر. پرسید: در چه مکانی خواندند؟ گفت: در میان قبر و منبر رسول خدا(ص).(2) 
ابن مسیب گفت: مسلمانان دیدند که صهیب به دستور عمر(رض) امامت نمازهای پنجگانه‌ی آن‌ها را به عهده دارد بنابراین نمازجنازه‌ی عمر(رض) نیز او را جلو کردند.(3)  چرا که صهیب نزد عمر(رض) و سایر اصحاب از جایگاه والايی برخوردار بود. عمر(رض) در حق ایشان گفت: صهیب از بهترین بندگان خدا است که حتي اگر از خدا هم نمی‌ترسيد او را نافرمانی نمی‌کند. به خاطر همین عمر(رض) او را برای امامت انتخاب کرد و از میان افراد ششگانه‌ای که اعضای شورا بودند، کسی را مقرر نکرد تا به انتخاب وی کمک نکند .(4)
----------------------------------------------------------------------------------------------------
1) محض الصواب (3/854)
2) الطبقات (3/366)
3) الطبقات (3/367)، محض الصواب (3/845).
4) الفتاوی (15/140)ذهبی می‌گوید: عمر(رض) در حجره‌ی رسول خدا(ص) دفن گردید.(1)  و ابن جوزی به نقل از جابر می‌گوید: عبدالله بن عمرو عثمان و سعید بن زید و صهیب، عمر(رض) را در قبر گذاشتند. 
هشام بن عروه می‌گوید: هنگامی که در زمان خلافت ولید بن عبدالملک(2) ، قبر رسول خدا و همراهانش نیاز به ترمیم پیدا کردند. در اثناء ترمیم چشم آن‌ها به قدم پای یکی از آنان افتاد. همه نگران شدند و گمان بردند که قدم مبارک رسول خدا است و کسی نمی‌توانست آن‌را تشخیص بدهد. تا این که عروه آمد و نگاه کرد و گفت: به خدا سوگند این قدم رسول خدا نیست، بلکه قدم عمر(رض) است.(3) 
قبلاً متذکر شدیم که عمر(رض) پس از این که ضربه خورد، کسی را نزد عایشه فرستاد و از ایشان اجازه خواست تا در کنار رسول خدا و ابوبکر دفن شود. عایشه همیشه به دیگران جواب رد می‌داد و می‌گفت: می‌خواهم خودم در اینجا دفن بشوم. اما به عمر(رض) جواب مثبت داد و گفت: او را بر خویشتن ترجیح می‌دهم. پس به اتفاق علما و مؤرخین در حجره‌ی عایشه که هم اکنون درون مسجد قرار دارد، رسول خدا(ص) همراه با ابوبکر و عمر مدفون هستند.(4)  
---------------------------------------------------------------------------------------------
1) محض الصواب (3/846)
2) البخاري، ك الجنائز ش 1326.
3) البخاري، ك الاعتصام، ش 2671 رقم 6897.
4) محض الصواب (3/847).ابن عباس می‌گوید: در آن اثناء که جنازه‌ی عمر(رض) بر تخت گذاشته بود و مردم اطراف آن‌را گرفته بودند ناگهان متوجه دستی شدم که بر شانه‌ام قرار گرفت. دیدم علی بن ابی طالب است که بر جنازه‌ی عمر(رض) می‌گرید و می‌گوید: تو تنها کسی بودی که من به اعمالش غبطه می‌خوردم و به خدا سوگند من به یقین می‌دانستم که خداوند تو را در کنار همراهانت (رسول خدا و ابوبکر) جای می‌دهد، چرا که بارها از رسول خدا می‌شنیدم که می‌گفت: 
(ذهبت أنا وأبو بكر وعمر، ودخلت أنا وأبو بكر وعمروخرجت أنا وأبو بكر وعمر)(1) 
 «من و ابوبکر و عمر رفتیم. من و ابوبکر و عمر وارد شدیم. من و ابوبکر و عمر بیرون آمدیم».
-------------------------------------------------------------------------------------------------
1) البخاري، ك فضائل الصحابة رقم 3482.شهادت عمر(رض) باعث بروز فاجعه‌ی هولناکی برای مسلمانان گردید که اگر در اثر بیماری وفات می‌کرد چنین نمی‌شد. اما به شهادت رسیدن خلیفه آن هم در مسجد النبی و در حال خواندن نماز یک فاجعه‌ی تکان دهنده به شمار می‌رفت. عمرو بن میمون حالت مسلمانان و اضطراب و پریشانی آنان را این‌گونه به تصویر کشیده است: ... گویا مردم تا آن روز اصلاً به مصیبتی گرفتار نشده بودند. ابن عباس می‌گوید: بر هیچ گروهی از مسلمانان نمی‌گذشتم، مگر این که آنان می‌گریستند. گویا فرزندان خود را از دست داده بودند.(1)  آری عمر(رض) قله‌ای از قله‌های هدایت و جدا کننده‌ی حق از باطل بود و باید مردم به خاطر از دست دادنش چنین متأثر می‌شدند.(2)  همچنین احنف بن قیس می‌گوید: روزی که عمر(رض) ضربه خورد به صهیب دستور داد تا نماز را برای مردم اقامه کند و تا سه روز به آن‌ها فرصت داد تا بر یکی اتفاق نمایند. در آن روزها وقتی سفره پهن می‌شد مردم دست از غذا بر می‌داشتند. عباس به آن‌ها می‌گفت: ای مردم، رسول خدا وفات کرد و ما پس از ایشان غذا خوردیم و ابوبکر وفات کرد و ما غذا خوردیم و اکنون چاره‌ای نداریم. این را گفت و دست به غذا برد و از آن خورد، آن‌گاه دیگران نیز به تبعیت از وی غذا خوردند.(3) 
و هرگاه‌ در مجلس عبدالله بن مسعود یادی از عمر(رض) می‌شد به قدری می‌گریست که محاسنش خیس می‌شد و می‌گفت: عمر(رض) قلعه‌ای برای اسلام بود و در دوران او همه وارد اسلام می‌شدند و کسی از آن خارج نمی‌شد. اما با مرگ وی قلعه از هم پاشید و مردم از اسلام خارج شدند.(4) 
اما ابوعبیده بن جراح قبل از وفات عمر(رض) همواره می‌گفت: اگر عمر(رض) بمیرد، اسلام ضعیف خواهد شد و می‌افزود: من دوست ندارم بعد از عمر(رض) زنده بمانم حتی اگر همه‌ی آن‌چه‌ خورشید بر آن طلوع می‌کند از آن من باشد. پرسیدند: چرا؟ گفت: شما اگر زنده بمانید معنای سخنان مرا خواهید فهمید. زیرا کسی که جانشین عمر باشد اگر بخواهد راه عمر(رض) را ادامه دهد مردم آن طور که از عمر(رض) حرف شنوی داشتند، از او نخواهند داشت و اگر ضعیف عمل نماید، مردم بر او چیره می‌شوند واو را خواهند کشت.(5) 
-------------------------------------------------------------------------------------------------
1) العشرة المبشرون بالجنة، محمد صالح عوض ص44.
2) همان
3) محض الصواب (3/855)
4) الطبقات الكبرى (3/284).
5) الطبقات الكبرى (3/284)، العشرة المبشرون بالجنة ص44.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:558.txt">1ـ میزان نفرت و کینه‌ی کفار نسبت به مسلمانان</a><a class="text" href="w:text:559.txt">2ـ ترس و تقوای عمر(رض)</a><a class="text" href="w:text:560.txt">3ـ تواضع عمرو ایثار عائشه (رض)</a><a class="text" href="w:text:561.txt">4ـ امر به معروف و نهی از منکر در بستر مرگ</a><a class="text" href="w:text:562.txt">5ـ جواز ستایش کسی که صفاتی در او است به شرطی که خطر فتنه وجود نداشته باشد</a><a class="text" href="w:text:563.txt">6ـ موضع گیری کعب احبار در جریان شهادت عمر(رض)</a><a class="text" href="w:text:564.txt">7- تجلیلِ صحابه و سلف از عمرفاروق (رض)</a><a class="text" href="w:text:565.txt">8 ـ دیدگاه بعضی از دانشمندان و نویسندگان معاصر در مورد عمر(رض)</a><a class="text" href="w:text:566.txt">9 ـ نظریات مستشرقین در مورد عمربن خطاب(رض)</a><a class="text" href="w:text:567.txt">10ـ اشعاری که در رثای عمر سروده شد</a></body></html>چنان‌که قتل عمر(رض) توسط ابولولو مجوسی بیانگر این خشم و کینه است و همه‌ی کفار در همه‌ی زم