را توسط سائب بن اقرع برای امیرالمؤمنین فرستاد و به‌ عمر گفت: این دو صندوق هدیه‌ی سپاه اسلام است که‌ برای تو فرستاده‌اند، امیرالمؤمنین گفت: فعلا آن‌ها را به‌ بیت المال انتقال دهید تا درباره‌ی آن‌ها تصمیم می‌گیرم. و فردای همان روز در کله‌ی سحر، امیرالمؤمنین با یک حالتی از خوف و نگرانی، سائب را از کوفه‌ به‌ مدینه‌ فرا خواند(3)  و با حالتی از رعب و هراس به‌ او گفت: امشب در خواب ملائکه‌ی عذاب خدا را دیدم، که‌ مرا بسوی آن صندوق در حالیکه‌ آتش از آن‌ها زبانه‌ می‌کشید، بردند و مرا تهدید می‌کردند که‌ با همین جمره‌های آتش ترا داغ می‌کنیم و من هم فریاد می‌کشیدم که‌ مرا مهلت دهید تعهد می‌کنم که‌ تمام طلای این صندوقها را در بین مسلمانان توزیع نمایم و از هول و هراس و ترس آن‌ها از خواب بیدار شدم.
آنگاه امیرالمؤمنین به‌ سائب گفت: آن‌ها را بگیر و بفروش برسان و وجه‌ آن‌را بر مسلمانان تقسیم کن. سائب نیز در بازار کوفه‌ آن‌ها را به‌ مزایده‌ گذاشت.
خداوند از تو راضی باد ای عمر! براستی که‌ از روش پیامبرت تبعیت نمودی و به‌ اسلام و مسلمانان عزت بخشیدی. خداوندا! ما را بر راهی قرار ده‌ که‌ از آنان پیروی کنیم و از بدعت بپرهیزیم. (4) 
بعد از نبرد نهاوند فرماندهان استان‌های همدان، اصفهان و طبرستان به‌ پیش فرمانده‌ی مسلمانان شتافتند و از او طلب صلح نمودند و با آن‌ها قرارداد صلح امضا شد. (5) 
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الفن العسكري الإسلامي ص(295، 296) 
2) البداية والنهاية (7/113) 
3) البداية والنهاية (7/114) 
4) اتمام الوفاء ص(98) 
5) إتمام الوفاء ص (99، 100، 101) <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:419.txt">مقدمه</a><a class="text" href="w:text:420.txt">نخست: فتح همدان در سال 22 ه</a><a class="text" href="w:text:421.txt">دوم: فتح ری در سال 22 ه</a><a class="text" href="w:text:422.txt">سوم: فتح قومیس و گرگان</a><a class="text" href="w:text:423.txt">چهارم: فتح آذربایجان</a><a class="text" href="w:text:424.txt">پنجم: فتح باب در سال 22 ه</a><a class="text" href="w:text:425.txt">ششم: نخستین نبرد ترکها</a><a class="text" href="w:text:426.txt">هفتم: پیشروی در سرزمین خراسان</a><a class="text" href="w:text:427.txt">هشتم: فتح استخر در سال 22 هجری</a><a class="text" href="w:text:428.txt">نهم: فتح فسا و داراب</a><a class="text" href="w:text:429.txt">دهم: فتح کرمان و سیستان در سال 23 ه</a><a class="text" href="w:text:430.txt">یازدهم: فتح مکران (بلوچستان) در سال 23 ه</a><a class="text" href="w:text:431.txt">دوازدهم: نبرد با کردها</a></body></html>پس از پیروزی سپاه اسلام در نهاوند، مسلمانان با کسب اجازه‌ از عمر(رض) در سراسر بلاد فارس پیشروی کردند، مسلمانان بعد از نهاوند شهر اصفهان را فتح کردند، اما بعد از جنگی شدید میان آن‌ها و وقوع مسایل زیادی، عبدالله‌ بن عبدالله‌ امان‌نامه‌ را برای آن‌ها نوشت و قرارداد صلح را با هم امضا کردند، و سی نفر از آن‌ها به‌ کرمان فرار کردند و با مسلمانان صلح ننمودند و در سال 21 هـ ابوموسی شهرهای قم و کاشان را فتح کرد و سهیل بن عدی نیز شهر کرمان را فتح نمود.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:43.txt">مقدمه</a><a class="text" href="w:text:44.txt">1- سؤال رسول خدا(ص) از عمر(رض) درباره‌ی یک پرسشگر</a><a class="text" href="w:text:45.txt">2- رسول خدا(ص) نظر عمر(رض) را تأیید می‌کند</a><a class="text" href="w:text:46.txt">3- نهی رسول خدا(ص) از تلاوت تورات</a><a class="text" href="w:text:47.txt">4- سخن رسول خدا(ص) پیرامون آغاز آفرینش</a><a class="text" href="w:text:48.txt">5- نهی رسول خدا(ص) از سوگند خوردن به پدران و تشویق وی به توکل بر خداوند</a><a class="text" href="w:text:49.txt">6- به الله (جل جلاله) به عنوان پروردگار و به اسلام، به عنوان دین و به محمد(ص) به عنوان پیامبرو فرستاده‌ی خدا خشنودیم</a><a class="text" href="w:text:50.txt">7- بلکه عمومی و برای همه‌ی مردم است...</a><a class="text" href="w:text:51.txt">8- حکم کسی که صدقه را پس می‌گیرد</a><a class="text" href="w:text:52.txt">9 - صدقات و اوقاف عمر(رض)</a><a class="text" href="w:text:53.txt">10- هدیه‌ی رسول خدا(ص) به عمر(رض) و هدیه‌ای دیگر به فرزندش</a><a class="text" href="w:text:54.txt">11- تشویق کردن فرزند و مژده دادن به عبدالله بن مسعود</a><a class="text" href="w:text:55.txt">12- عمر(رض) و مبارزه با بدعت و نو آوری در دین</a><a class="text" href="w:text:56.txt">13- از این ماجرا هر چه بدون توقع و درخواست به شما رسید، بردارید</a><a class="text" href="w:text:57.txt">14- دعای رسول خدا در حق عمر(رض)</a><a class="text" href="w:text:58.txt">15- وقتی رسول خدا(ص) در آن قدم نهاد، دانستم که در آن برکت می‌آید</a><a class="text" href="w:text:59.txt">16- ازدواج رسول خدا(ص) با حفصه دختر عمر(رض)</a></body></html>بیان شد که‌ مسلمانان بعد از فتح نهاوند شهرهای حلوان و همدان را فتح کردند، اما چیزی نگذشت که‌ اهل همدان پیمان را نقض کردند و قرار داد صلحی که‌ با قعقاع بن عمرو بسته‌ بودند پایمال نمودند، از این‌رو عمر به‌ نعیم بن مقرن نوشت که‌ به‌ طرف همدان حرکت کند، نعیم نیز طبق فرمان عمر به‌ طرف همدان مسیر خود را پیمود و آن دیار را محاصره‌ نمود، اهل همدان خواهان صلح شدند و نعیم نیز پس از قبول قرار داد صلح همراه با دوازده‌ هزار مسلمان وارد شهر شد، در حالی که‌ دیلمیان و ساکنان آذربایجان و ری در مکانی بین همدان و قزوین با سپاه عظیمی برای رویارویی با مسلمانان تجمع نموده بودند. نعیم بن مقرن که فرمانده‌ی سپاه اسلام بود به مقابله با آنان پرداخت و جنگ سختی بین طرفین درگرفت که کمتر از جنگ نهاوند نبود. در این جنگ تعداد زیادی از مشرکین به‌ قتل رسیدند و پادشاه دیلم نیز کشته‌ شد و سپاه مشرکین با شکست مواجه‌ شدند. از این‌رو می‌توان گفت که‌ نعیم بن مقرن از میان مسلمانان نخستین کسی می‌باشد که‌ دیلمی‌ها را به‌ قتل رسانده‌ است.(1) 
گفتنی است که‌ نعیم خبر تجمع آنان را به‌ عمر رسانید و عمر(رض) در مدینه سخت نگران این جنگ بود و پیوسته‌ در انتظار خبر مسلمانان بود که‌ ناگهان پیک با بشارت آمد که‌ عمر گفت: بشیری؟
گفت: نه‌، عروه‌.
و چون بار دیگر پرسید: بشیر؟ بدانست و گفت: بشیرم.
عمر گفت: فرستاده‌ی نعیم؟
گفت: فرستاده‌ی نعیم.
گفت: خبر چیست؟
گفت: بشارت فتح و ظفر و خبر را به‌ وی گفت.
عمر ستایش خدا کرد و بگفت تا نامه‌ را برای مردم بخواندند که‌ خدا را ستایش کردند.
پس از آن سماک بن مخرمه‌ و سماک بن عبید و سماک بن خرشه‌ با فرستادگان مردم کوفه‌ با خُمسها پیش عمر آمدند و از نسبشان پرسید که‌ هر سه‌ سماک، نسب خویش بگفتند.
عمر گفت: خدایتان مبارک بدارد، خدایا اسلام را به‌ وسیله‌ی آن‌ها رفعت بده‌ و آن‌ها را به‌ اسلام تأیید کن.(2) 
--------------------------------------------------------------------------------------------------
1) ترتيب وتهذيب البداية والنهاية ص160
2) تاريخ الطبري (5/134)سپس نعیم بن مقرن، یزید بن قیس همدانی را را به‌ عنوان فرماندار همدان گذاشت و خود به‌ همراه لشکر اسلام راهی شهر ری شد، در آن‌جا با جمع زیادی از مشرکین روبرو شد و در کناره‌های کوه‌ ری جنگ سختی میان آنان رخ داد و در نهایت سپاه مشرکین با شکست مواجه‌ شدند و پس از نبردی شدید و کشتن جمع زیادی از کافران و به