 لانه‌‌ي سوسمار هم پنهان شويد، باز هم مردم به دنبال شما خواهند آمد و بدون اينكه خودتان بخواهيد، با شما بيعت خواهند كرد».
زمانی که علي بن ابي‌طالب(رض) عزم نبرد با اهل شام را نمود و سپاه خويش را آماده‌ي حرکت کرد، حسن(رض) نزد پدرش رفت و گفت: «پدر جان! از اين كار دست بردار. اين جنگ ميان مسلمانان اختلاف مي‌اندازد و موجب ریختن خون مسلمانان و اختلاف و چنددستگی آنان مي‌گردد». علي(رض) به توصيه‌‌ي فرزندش عمل نكرد؛ زيرا او معتقد بود مردم دچار فتنه شده‌اند و بايد آنها را امر به معروف و نهي از منكر كند. سرانجام علي(رض) به ياران خويش پيوست و تصميم خويش را عملي نمود(3) . البته ناگفته پیداست که در جریان نبرد با اهل شام، حق، با علي(رض) بود.
يكي از معجزات رسول‌ اكرم(ص) همان پيشگويي و خبری بود كه با تربيت اسلامي حسن بن علي(رض) نمایان گردید. حسن بن علي(رض) شخصيتي يگانه، مهتر و فرزانه بود و اين مقام و سيادت را با جنگ و خونريزي و غارت و چپاول به دست نياورد؛ بلكه با خويشتن‌داري و پرهيز از خشونت و همچنين ممانعت از ریختن خون مسلمانان به اين مقام والا دست یافت. بي‌ترديد رسيدن به چنين مقامي بدون توقيق الهي مقدور نيست و با فكر و انديشه‌ي شخصي و بشری نمي‌توان به چنين مقامي نایل آمد.
حسن(رض) در حالي با معاويه(رض) صلح نمود كه هزاران سرباز وفادار، از او فرمانبرداری می کردند؛ هرچند در اين ميان سربازاني هم بودند كه صرفاً براي منافع دنيوي و شخصي خود در سپاه آن بزرگوار جاي گرفته بودند. بطور كلي حسن(رض) نمي‌خواست به خاطر وي، حتي یک قطره‌ خون بر زمين بريزد يا مسلماني آسيب ببيند. وقتي انسان رياست قوم يا طايفه‌اي را بر عهده مي‌گيرد، باید نهايت تلاش خويش را براي حفاظت، صيانت و مراقبت از افراد تحت سلطه‌ي خويش بكار گيرد وگرنه (سلطه و رياستي كه به غير از اين اهداف صورت گيرد) نوعي خودکامگی و استبداد خواهد بود و پیامدی جز هلاكت و نابودي نخواهد داشت. چنين رياستي، سرانجام، موجب خونريزي، غارت و ذلت و خواری خواهد شد و چنين رئيسي، مورد خشم خداوند(عزوجل) و نیز مورد حشم مردم و تاریخ قرار می گیرد.
قدرت‌طلبي و حرص جاه و ثروت، همواره در طول تاريخ، عامل خونريزي و چپاول بوده و افرادي كه امواجي از خون در كوچه و خيابان به راه انداخته‌اند، انگيزه‌اي جز برتری‌جویی نداشته‌اند.(4) 
حسن(رض) هيچ رغبتي به دنيا و زر و زيور دنيوي نداشت و خواهان قدرت و ریاست نبود. برای حسن(رض) این امکان وجود داشت که با به راه‌انداختن جنگ و خونریزی، به مقاصد و امتيازهاي دنيوي دست یابد، اما او، تنها به آخرت و نعمت‌هاي بهشتي مي‌انديشيد و همواره تلاش مي‌كرد تا امت جدش، محمد مصطفي(ص) را از قتل و کشتار مصون بدارد.
حسن بصري مي‌گويد: «زمانی که حسن بن علي(رض) زمام امور را به دست گرفت، دیگر خونی بر زمين نريخت(5) . شخصِ حسن(رض) نیز به اين امر، مي‌بالید و افتخار مي‌كرد که به وصيت جدش رسول‌خدا(ص) جامه‌ي عمل پوشیده و دستور آن حضرت(ص) را اجرا نموده و در زندگی خویش، روشي ايمانی در پیش گرفته است».(6) 
خداوند متعال، به وسيله‌ي حسن(رض) ميان اهل عراق و سایر امت اسلامي، صلح و سازش برقرار نمود. رسول‌گرامي اسلام(ص) برقرای صلح و سازش را جزو فضایل حسن(رض) برشمرد؛ زيرا حسن(رض) از امارت و خلافت دست كشيد و آن‌را به معاويه(رض) واگذار نمود. اگر حسن(رض) مأمور بود كه با معاويه بجنگد و دست از حکومت برندارد، رسول‌خدا(ص) به هيچ‌ عنوان، برقرای صلح و سازش را از فضایل حسن(رض) بر نمی شمرد. زیرا در این صورت حسن(رض) به خوبی انجام وظیفه نکرده بود.
در نتيجه آنچه حسن(رض) انجام داد، يعني، صلح وي با معاويه، نزد خدا و رسول اکرم(ص) پسنديده و مطلوب بود، نه جنگ و نبرد با او.(7) 
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) مرويات خلافة معاويۀ في تاريخ الطبري، ص1625.
2) بخاري (7109).
3) المرتضي، ندوي، ص198.
4) الدوحة النبوية الشريفة ص94.
5) دلائل النبوۀ، بيهقي (6/443) و الدوحة النبوية الشريفة، ص95.
6) الدوحة النبوية الشريفة، ص95.
7) الفتاوي (28/300).حسن(رض) براي بيعت با اهل عراق، شرطي تعيين نمود كه طبق آن مقرر گرديد، با هر کس كه او صلح كند، آنان نيز صلح نمايند و با كساني كه او بجنگد، آنها بجنگند.(1) 
ميمون بن مهران مي‌گوید: حسن بن علي بن ابي‌طالب(رض) پس از پدرش، دو بار با اهل عراق بيعت كرد. یکی، بیعت امارت؛ و ديگری پیمان بر سرِ اینكه آنها، هر آنچه را که حسن(رض) انجام دهد یا بپذیرد، قبول نمایند و خودسرانه کاری نکنند(2) .
خالد بن مصرب مي‌گويد: شنيدم كه حسن بن علي(رض) گفت: «به خدا سوگند كه تنها با شرایطی که خودم دارم، از شما بيعت مي‌گیرم». گفتند: چه شرایطی داری؟ فرمود: «بدين شرط با شما بيعت مي‌كنم كه با هر کس صلح كنم، شما نيز صلح كنيد و با آن‌كه بجنگم، شما نيز با وي بجنگيد».(3) 
از روايات مذكور، چنین بر‌مي‌آيد كه امام حسن(رض) در همان ابتداي كار و قبل از اينكه به عنوان خليفه برگزيده شود، اظهار نموده كه قصد صلح دارد و اين، حقانيت نبوت جدش را اثبات مي‌كرد؛ زيرا رسول‌خدا(ص) در سخنان گهربار خویش به این ويژگي حسن(رض) اشاره كرده بود.(4)  البته زمانی که حسن(رض) از اهل عراق بيعت گرفت، به گونه‌اي با آنها سخن گفت كه در ذهن آنان، اين نكته را جا بيندازد كه پذيرفتن صلح (و پيروي از وي براي جنگ يا صلح) قابل مناقشه و اختياري است و هرچند او، صلح را بیشتر مي‌پسندد، اما قصد سازش ندارد. برخورد حسن(رض) با اهل عراق به گونه‌اي بود كه هرچند با كنايه، به صلح و سازش اشاره نمود، اما از سخنش چنین برداشت نمي‌شد كه او، حتماً قصد صلح دارد. و اين، نشانه‌ي فراست و شایستگی وی در رهبري جامعه می باشد نشان می دهد که شناخت دقیقی از محيط سياسي و نظامي پیرامون خویش داشته است. از اینرو با آنکه هیچ میل و رغبتی به حکومت و فرمانروایی نداشت، برای تأمین مصالح اسلام و مسلمانان، مسؤولیت خلافت را پذیرفت تا بتواند برنامه‌ی اصلاحی خود را به اجرا درآورد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) مرويات خلافة معاويۀ في تاريخ الطبري ص156.
2) الطبقات (1/316،317). سند آن حسن است.
3) همان (1/386،387). سند اين روايت صحيح مي‌باشد.
4) مرويات خليفة معاوية في تاريخ الطبري، ص111.ابن سعد در كتابش «الطبقات» به نقل از ابي‌جميله(1)  روايت مي‌كند كه: پس از شهادت علي(رض)، فرزندش حسن(رض) بر مسند خلافت نشست و در همان ابتداي خلافتش در حالي كه در نماز ايستاده بود، شخصي، بر وي حمله‌ور شد و با خنجري كه در دست داشت، او را زخمي نمود. حصين بن عبدالرحمن سلمي مي‌گويد: به من خبر رسيده كه آن شخص، از طايفه‌ي بني‌اسد بوده است. در اين هنگام حسن(رض) در سجده بود. حصين گوید: عمويم نيز شاهد اين قضيه بوده است.
راوي مي‌گويد: عده‌اي گفته‌اند: وقتي فرد مزبور حمله برد، خنجر به رانِ حسن(رض) برخورد كرد و به همين خاطر حسن بن علي(رض) ماه‌ها در بستر بيماري به سر برد و سر‌ا