ين عوامل مخالفت بسياري از امت‌ها، با پيامبرانشان بوده است و سبب شده كه گردن‌كشي نمايند و از پذيرش ارمغان پيامبران الهي، يعني حقيقت و هدايت و نور، سر باز زنند. خداي متعال، مي‌فرمايد:
(لَقَدْ أَخَذْنَا مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَأَرْسَلْنَا إِلَيْهِمْ رُسُلاً کُلَّمَا جَاءهُمْ رَسُولٌ بِمَا لاَ تَهْوَى أَنْفُسُهُمْ فَرِيقًا کَذَّبُواْ وَفَرِيقًا يَقْتُلُونَ) (مائده:70)
«ما، از بني‌اسرائيل، پيمان گرفتيم و پيغمبراني به سوي ايشان فرستاديم. اما (آنان، پيمان‌شكني كردند و) هر زمان كه پيغمبري، چيزي را مي‌آورد كه مطابق هواها و هوس‌هاي ايشان نبود، دسته‌اي (از پيامبران) را تكذيب مي‌كردند و گروهي را مي‌كشتند».
خداي متعال، داود(ع) را نيز به مخالفت با هوا و هوس دستور داده و فرموده است:
(يَا دَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاکَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْکُم بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَلَا تَتَّبِعِ الْهَوَى فَيُضِلَّکَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ إِنَّ الَّذِينَ يَضِلُّونَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ بِمَا نَسُوا يَوْمَ الْحِسَابِ) (ص:26)
«اي داود! ما، تو را در زمين، نماينده‌ي خود ساخته‌ايم (و بر جاي پيامبران پيشين نشانده‌ايم). پس در ميان مردم، به حق داوري نما و از هواي نفس، پيروي مكن كه تو را از راه خدا منحرف مي‌سازد. بي‌گمان كساني كه از راه خدا منحرف مي‌گردند، عذاب سختي به‌خاطر فراموش كردن روز حساب و كتاب (قيامت) دارند».
ابن‌تيميه رحمه‌الله گفته است: «هوا و خواهش، در اصل همان محبت يا خشمي است كه در درون و نفس انسان شكل مي‌گيرد و سزاوار سرزنش نيست؛ چراكه در كنترل انسان نمي‌باشد، اما پيروي از هوا و خواسته‌ي نفس، زشت است و سزاوار سرزنش».(58) 
همچنين گفته است: «محبت و بغض، به تنهايي، همان هوا و هوس است، و پيروي از اين حب و بغض، بدون توجه به دستور و رهنمود خداي متعال، حرام مي‌باشد».(59) 
بهترين نسخه و مرهم، براي درمان كسي كه دچار بيماري هوا و هوس شده، اين است كه به دستورات كتاب و سنت، پايبند گردد؛ خود را به پيروي از روش سلف صالح ملزم نمايد؛ نفس خويش را بر اساس تقوا و خوف و خشيت الهي، پرورش دهد و همواره به محاسبه‌ي نفس خود بپردازد و فريب نفس و خواسته‌هاي نفساني خويش را نخورد؛ همواره از اهل علم و ايمان راهنمايي بگيرد و از رهنمودهاي آنان در اقوال و اعمال خويش استفاده كند. همچنين نفس خويش را به درخواست مشورت و نصيحت از ديگران، عادت دهد و ديدگاه‌هاي درست آنان را هرچند بر خلاف ميلش باشد، بپذيرد. و نيز خود را به درنگ و تأمل در مسايل عادت دهد و از پيش‌داوري و هر واكنش آميخته به افراط يا تفريط، بپرهيزد. همچنين تا مي‌تواند دست به دعا بردارد و با تضرع و زاري از خداي متعال بخواهد كه او را از پيروي هوا و هوس و فتنه‌ها و عوامل فريبنده، بدور دارد و به او توفيق بر زبان آوردن سخنان درست و شايسته در حالت خرسندي و خشم، عنايت نمايد. لذا دعايي را كه رسول اكرم(ص) به امتش آموزش داده، به‌كثرت بر زبان جاري سازد و با تمام وجود دست به درگاه خداوند بردارد و بگويد: (و أسألك كلمة الحق في الرضا و الغضب)(60)  و نيز اين دعاي رسول‌خدا(ص) را بر زبان جاري سازد كه: (اللهم إني أعوذ بك من منكرات الأخلاق و الأعمال و الأهواء)(61) 
[4] حسن بن علي(رض) فرموده است: «سوء ظن داشتن به كسي كه بدي‌اش نمايان شده و دلايل بدي وي، آشكار گشته، جايز است و شايسته نيست كه (بدون دليل) و تنها بر اساس گمان، نسبت به كسي سوءظن داشت؛ چراكه بسياري از گمان‌ها، بي‌اساس و نادرست است».(62) 
مفهوم اين گفتار پندآموز حسن(رض) اين است كه براي مؤمن زيرك و باهوش، جايز است نسبت به كسي كه از حالات، رفتار، گفتار و مواضع و رويكردش، به بدي وي، پي برده، سوءظن داشته باشد؛ چراكه پاره‌اي از خفاياي ضمير انسان، ناخواسته در چهره و سخنان و رويكرد وي، نمايان مي‌گردد. چنين سوءظني، كيفري به دنبال ندارد؛ البته گفتار حسن بن علي(رض)، بدين معناست كه انسان مسلمان، بايد از كساني كه بدي آنها، نمايان شده و به ثبوت رسيده، دوري گزيند و در تعامل با آنان، احتياط كند تا به سبب حُسن‌ظن به چنين افرادي، گرفتار نشود. كسي كه با مردم، معاشرت نمايد، به عواقب اطمينان كردن به كساني كه پيشينه‌ي بدي دارند، پي مي‌برد. ولي با اين حال نمي‌توان به صرف يك گمان و بدون هيچ دليل محكمي، نسبت به مسلمان، سوءظن داشت. خداي متعال. مي‌فرمايد:
(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثِيرًا مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ) (حجرات:12)
«اي كساني كه ايمان آورده‌ايد! از بسياري از گمان‌ها بپرهيزيد كه برخي از گمان‌ها، گناه است…».
برخي از علما، در تفسير اين آيه گفته‌اند: منظور، گمان بد به نيكان و اهل خير است؛ اما در مورد بدكاران و كساني كه بدي آنان، نمايان شده، جايز است كه بر اساس همان ظاهرشان و متناسب و هم‌سان با وضعيتي كه از آنها پديدار گشته، سوءظن داشته باشيم.(63) 
رسول اكرم(ص) فرموده است: (إِيَّاكُمْ وَالظَّنَّ، فَإِنَّ الظَّنَّ أَكْذَبُ الْحَدِيثِ)(64)  یعنی: «از گمان بد، اجتناب كنيد. زيرا گمان بد، بدترين نوع دروغ‏ است».
ابن‌حجر رحمه‌الله، سوءظن را يكي از گناهان كبيره‌ي باطني دانسته و گفته است: «…و آن، عبارتست از اينكه كسي صرفاً بر اساس گمان و پندارِ برآمده از وسوسه‌ي شيطان، به بدي كسي حكم نمايد و بدين‌سان او را حقير بداند و از اداي حقوقش سر باز زند و در رعايت احترامش، كوتاهي نمايد و نسبت به آبروي وي، زبان‌درازي كند؛ همه‌ي اين اعمال، هلاكت و نابودي آدم بدگمان را به دنبال دارد. از اين‌رو هر آدم بدگماني را ديدي كه درصدد عيبجويي از ديگران بود، بدان كه اين امر، ره‌آورد خباثت باطني و پليدي ضمير اوست؛ چراكه مؤمن، به‌خاطر پاكي ضميرش، (درصدد عيبجويي از ديگران نيست و اگر عيبي هم از آنان ببيند) آنها را معذور مي‌داند؛ ولي منافق، به‌ سبب پليدي باطنش، در پي عيوب ديگران و عيبجويي از آنهاست».(65) 
آنچه بيان شد، شرحي مختصر بر اين سخن حسن(رض) بود كه فرموده است: «سوء ظن داشتن به كسي كه بدي‌اش نمايان شده و دلايل بدي وي، آشكار گشته، جايز است و شايسته نيست كه (بدون دليل) و تنها بر اساس گمان، نسبت به كسي سوءظن داشت؛ چراكه بسياري از گمان‌ها، بي‌اساس و نادرست است».(66) 
[5] حسن(رض) فرموده است: «به خدا سوگند، هيچ قومي، با هم مشورت و رايزني نمي‌كنند مگر آنكه خداي متعال، آنان را به نتيجه‌اي بهتر از آنچه كه به ذهن ايشان مي‌رسد، رهنمون مي‌گردد».(67) 
حسن بن علي(رض)، در اين سخن ارزشمندش، مردم را به مشورت و رايزني با يكديگر در تمام مسايل فرا مي‌خواند. مسلمانان، در دوران زرين تاريخ اسلامي توجه ويژه‌اي به شورا و مشورت داشتند و اين را از رهنمودهاي ارزنده‌ي رسول‌خدا(ص) و رويكرد خلفاي راشدين(رض) فرا گرفته بودند. چنانچه حسن(رض)، درباره‌ي صلح با معاويه(رض)، 