اند، از لحاظ سند، به ثبوت نرسيده و از اين‌رو قابل اعتماد نيستند. بويژه كه اين روايات، از چند لحاظ قابل رد هستند؛ از جمله:
1ـ اگر اين روايات صحيح باشد، بايد حسن بن علي(رض) تعداد زيادي فرزند داشته باشد؛ آن هم تعدادي كه با شمار اين همه زن، در تناسب باشد. حال آنكه تعداد فرزندان حسن(رض) اعم از دختر و پسر را بيست و دو تن گفته‌اند و اين تعداد با توجه به شرايط آن زمان كاملاً منطقي و مناسب است؛ هر چند بكلي با تعداد زنان وي كه در روايات بي‌اساس آمده، هيچ تناسبي ندارد.
2ـ آنچه كه از اميرالمؤمنين علي(رض) روايت شده، بي‌اساس بودن روايات تاريخي را در زمينه كثرت زنان حسن(رض) نمايان‌تر مي‌كند. روايت شده كه اميرالمؤمنين علي(رض) همواره بر منبر بالا مي‌رفت و مي‌گفت: به حسن(رض) زن ندهيد كه او آدمي است كه بسيار طلاق مي‌دهد.(19)  اين گفته‌ي اميرالمؤمنين علي(رض) دو مطلب را مي‌رساند: *يا علي(رض)، از آن جهت بر روي منبر به ديگران توصيه نمود تا به حسن(رض) زن ندهند كه پيشتر شخص حسن(رض) را از زن گرفتن باز داشته، اما گويا حسن(رض) به حرفش گوش نسپرده و اين امر، علي(رض) را بر آن داشته كه بر فراز منبر از مردم بخواهد تا به حسن(رض) زن ندهند و *يا اساساً علي(رض) از همان ابتدا اين مطلب را روي منبر مطرح كرده و پيش از آن، در اين زمينه به حسن(رض) چيزي نگفته است. هر دو حالت، بعيد و غير ممكن به نظر مي‌رسد؛ زيرا:
1ـ حالت اول از آن جهت غير ممكن به نظر مي‌رسد كه حسن(رض) از پدرش حرف‌شنوي داشت و اهميت نيكي و احترام به پدر و مادر را درك مي‌كرد. لذا امكان نداشت كه نسبت به حرف پدرش بي‌خيال و بي‌پروا باشد.
2ـ حالت دوم نيز چندان درست به نظر نمي‌رسد. زيرا از شخصيتي همچون علي بن ابي‌طالب(رض) نمي‌توان انتظار داشت كه بر فراز منبر از عملكرد فرزندش اعلان نارضايتي نمايد و به او در حضور ديگران سركوفت بزند؛ قطعاً چنين كاري، روابط خانوادگي و روابط پدر و فرزند را تحت تأثير منفي قرار مي‌دهد. علاوه بر اين اگر كار حسن(رض) درست بوده، پس چه دليلي وجود دارد كه علي(رض) بر فراز منبر، به نكوهش حسن(رض) بپردازد و اگر اين كار درست نبوده، پس چطور امكان داشته كه شخصيتي همچون حسن(رض) چنين كار ناشايستي را مرتكب شود؟! بنابراين شكي نيست كه چنين رواياتي ساخته و پرداخته‌ي دشمنان حسن بن علي(رض) است تا سيمايي زشت از او به تصوير بكشند(20)  و كارنامه‌ي درخشانش در زمينه‌ي ايجاد وحدت و يكپارچگي در ميان امت را كم‌رنگ و بي‌اهميت جلوه دهند. آري! اين، عادت و رويه‌ي راويان دروغگو براي زشت نشان دادن سيماي مصلحان و تاريخ درخشان امت اسلامي است. بدين‌سان اهميت علم جرح و تعديل و بيان ميزان صحت و سقم روايات نمايان مي‌گردد و نقش ارزنده‌ي محدثان و حديث‌شناسان در اين زمينه، هويدا مي‌شود. بنابراين پيشنهاد ما به تمام تاريخ‌پژوهان اين است كه در نقد و بررسي تاريخ صدر اسلام، توجه و دقت زيادي داشته باشند تا بتوانند روايات صحيح و نادرست را از يكديگر بازشناسند و خدمت ارزشمندي به امت اسلامي ارائه دهند و به اشتباه آن دسته از آقاياني كه در تحقيقاتشان، به روايات ضعيف و موضوع اعتماد نموده‌اند، دچار نشوند.
3ـ دروغ بودن موضوع كثرت زنان حسن(رض) از اين روايت بيشتر هويدا مي‌شود كه: پس از وفات حسن بن علي(رض) تعدادي زيادي زن پابرهنه و سرلخت به دنبال جنازه‌اش به راه افتادند و فرياد و فغان مي‌‌كردند كه: ما همسران امام حسن(رض) هستيم!
ناگفته پيداست كه اين روايت، دروغ و بي‌اساس مي‌باشد. اصلاً قابل تصور نيست كه تعداد زيادي زن پابرهنه و سرلخت، در برابر ديدگان مردم فرياد بزنند و بگويند كه ما، همسران حسن(رض) هستيم! اگر آنان براي اظهار تأسف و اندوه خود از وفات امام حسن(رض) چنين كرده‌اند باز هم كار بي‌مورد و نابجايي نموده‌اند و البته چنين چيزي محال است؛ زيرا زنان دستور يافته‌اند كه حجاب خود را حفظ نمايند و از خانه‌هايشان بيرون نشوند تا چه رسد به اينكه با جمعيتي شلوغ و انبوه همراه شوند و با سرلخت و پاي برهنه، شيون و فغان سر دهند. از اين رو روايت ياد شده و امثال آن، از لحاظ سند، به ثبوت نمي‌رسد.
از ديگر روايات دروغيني كه جعلي بودن اين گزارش‌هاي بي اساس را آشكارتر مي‌سازد، اين روايت است كه:
حسن(رض) زني را به نكاح خود درآورد و يكصد كنيز به عنوان مهريه‌اش تعيين نمود و همراه هر كنيز يكهزار درهم بود!(21)  خيلي بعيد به نظر مي‌رسد كه حسن(رض) فقط به يكي از زنانش اين همه مال و ثروت به عنوان مهريه داده باشد. زيرا چنين كاري، نوعي اسراف و زياده‌روي است كه در اسلام از آن نهي شده است. در صورتي كه اسلام، مهريه‌ي سبك را سنت و مشروع قرار داده تا شرايط ازدواج را آسان‌تر بگرداند و مشكلات فراروي جوانان در زمينه‌ي ازدواج را كاهش دهد. علاوه بر اين محال است كه شخصيتي همچون حسن بن علي(رض) بر خلاف سنت جد بزرگوارش رسول‌خدا(ص) عمل نمايد و يا راهي را در پيش بگيرد كه با شريعت و آيين اسلام، در تعارض باشد. اين روايت و امثال آن، از جمله روايات موضوعي است كه جعلي بودن روايات واردشده در زمينه‌ي كثرت همسران حسن(رض) را برملا مي‌سازد. بايد دانست كه جز اين روايات بي‌اساس،‌ نمي‌توان دليلي يافت كه بر كثرت ازدواج حسن(رض) دلالت نمايد؛ بويژه كه بر همه‌ي اين روايات از لحاظ سند و متن خرده گرفته شده و اساساً قابل استناد نيستند.(22) 
براي اينكه به ميزان سوءاستفاده‌ي دشمنان از اين روايات ضعيف و موضوع، پي ببريم، به نقل مطالبي مي‌پردازيم كه لامنس ـ يكي از خاورشناسان ـ درباره‌ي ازدواج حسن بن علي(رض) گفته و اتهاماتي نيز به حسن(رض) و يارانش وارد كرده است. وي، مي‌گويد: «حسن(رض) جواني‌اش را در حالي پشت سر گذاشت كه آن را در ازدواج و طلاق سپري نمود و در اين دوران با حدود يكصد زن ازدواج كرد. اين اخلاق و رويه‌ي بي‌قيد و بند حسن(رض) باعث شد تا به او برچسب مطلاق (بسيار طلاق دهنده) بزنند و اين لقب را بر او نهند. همچنين اين رفتارش علي را گرفتار درگيري‌ها و مشكلاتي جدي نمود و ثابت كرد كه حسن(رض)، انساني اسراف‌كار است. زيرا او براي هر يك از زنانش، خانه‌اي با تمام امكانات و خدم و حشم، تدارك مي‌ديد. بدين‌سان مشاهده مي‌كنيم كه حسن(رض) در دوران خلافت علي(رض) كه فقر و فاقه زياد شده بود، به حيف و ميل اموال مي‌پرداخت».(23) 
كاملاً روشن است كه لامنس، براي آنكه دروغ‌هايش را درست جلوه دهد، به رواياتي استناد كرده كه همگي موضوع و بي‌اساس‌اند و در مورد كثرت ازدواج‌ها و طلاقهاي حسن(رض) نقل شده‌اند. لامنس گذشته از استناد به چنين رواياتي، خودش نيز شيطنت كرده و چيزهايي بر اين روايات افزوده و دروغ‌هايي نيز سر هم كرده كه كسي جز او، چنين دروغ‌ها و اتهاماتي را متوجه حسن(رض) ننموده است؛ از جمله:
1ـ حسن(رض)، پدرش علي(رض) را گرفتار درگيري‌ها و مشكلاتي جدي كرد!
جالب است كه هيچ يك از تاريخ‌نگاران و كساني كه به شرح حال علي(رض) و حسن(رض) پرداخته